دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

آقامن اعتراف میکنم موقع عضویت تو4جوک دست وپاموگم کرده بودم یادم نمیومد دو شیش تاچندتامیشه! خداییش پیش خودم مردم ازخجالت!اصن تایه ساعت داغون بودم عجیب!

اغا جاتون خالی چند روز پیشا سر کلاس یه سوتی دادم...!
زمین داشتیم منم شدیدا خوابم میومد و حوصله ی درس گوش دادن نداشتم.
این معلم ما یه دفه چشمش افتاد به من و گفت پاشو ازت بپرسم!
منم که اصلا تو حال و هوای کلاس نبودم...
معلم:جنس پشته های اقیانوسی چیه؟
من:آتشنشانی!
معلم:آتش چی؟؟؟
من:آتشنشانی دیگه!!!!
.
.
.
دیگه زنگ بعدش مجبور شدیم رو زمین بشینیم،بچه ها همه ی صندلیا رو گاز زده بودن!!!!!
معلم بدبختم فهمید واقعا تو کلاس نبودم دیگه نپرسید!هه:-))))))

پست اصلاحی 109852:

کسی که دوستش نداری اصرار پشت اصرار
کسی که دوستش داری انگار نه انگار

محمد رضا زمانیان(دوست صمیمیم)

انانکه که گفته بودند پای رفاقت جان می دهند
جانشان جای دیگر سند خورده بود
محض تعارف حرف مفت زدند!!!!

..و آبی. .
.. بیـــــا یکــبــــــار دیگـــــــــــر دستــــــــانــتــــ را در دستـــــم بگــــــــذار
..... و صــــــــــورتـــ بــــــر صــــــورتـــم بگـــــــذار ...
................... بیـــــــا..
................................ کــــه بــدجـــــور دلــــــم هـــوایــتـــــ را کـــــرده
..................!!!!!!!!!!!!

عاقا ما یه اشنا داریم همش تز میداد که ازدواج اسان خوبه!!!!!!
یه روز به ما گفتن طرف نامزد کرده مام منتظر جشن بودیم که دوباره خبر رسوندن از ماه عسل برگشته مام کلی بدوبیراه زیر زبون بارشون کردیم بعدشم پا شدیم بریم دیدنشون ....
رفتیم خونشون با عمه ها و فکو فامیل . هممون اونجا این مدلی بودیم :| زبونمون خشک شد همش منتظر بودیم یه چی بدن بخوریم این ازدواج اسونیا!
اخر سر یه ابمیوه بهمون دادن جاتون خالی مزه زد زنگ همراه با نفت میداد همگی اوغمون درومده بود:0 خلاصه وقتی اومدیم بیرون در اولین سوپری یه اب معدنی گرفتیم خوردیم که رنگو رو مون عوض شه - منو بروبچ که دیگه داشتیم اسفالت کف خیابونو ماشینو همه رو میجوییدیم
عاقا شما بگین عایا اینا فک و فامیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه با من یک صدا بگن فک و فامیله ما داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

..و آبی...
.
.. یــه جــــایـــی از کــــــربلــا هســتـــــ ...
........... کــه از چشـــام واســـه عمـــــــو عبـــاس (ع) بــــارون میــباره
............... اونجـــــــایـــی کــه تیــــــــــر بــه مشکــــــش زدن..
. بعــــد روی زمیــــن نشســــتـــــ و ســــــــرشـــــو انــــداخـــتــــــ
.............. پـــاییــــن... اخـــه خجـــالـــتــــ میکشــــید ســــرشـــــو
................... بـــالــا بگــــیره , آخــه قـــــولِ آبـــــ بــه سکـیــنه (ص)
.. داده بــــــــود...!!!!!!!
......................... یــا علــــــــــــــــــــــــــــــی..................!!!

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه! نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه! این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه! باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه! شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه! جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات، تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه! هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

اححم.. احم..
میگمممم...(اعتراف میکنم)
من یکی از ندارترین افراد جامعه بشریتم..!!! بوخودااا...
میگی نه بخون تا اخرششش..!
پول ... ندارم
کار... ندارم
مخاطب خاص... ندارم
مخاطب خاص.. نیستم
آرامش .. ندارم
حوصله.. ندارم
اعصاب... ندارم
لطفا( لتفا- لتفن- لعتفن) منو به یه سازمانی جایی معرفی کنید یونیسفی یونسکویی وزارت بهداشتی شهرداری جایی...!!!
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم!

عاقا من یه بابابزرگ دارم خیلی مرد خوبیه طفلی همه کارای خونه رو انجام میده : سر وقت انسلین مادربزرگمو تزریق میکنه - چایی دم میکنه- گرد گیری میکنه و....
اونوقت مامان بزرگم دم به دیقه سرکوفتش میزنه که فلانی واسه زنش چیکار میکنه تو نمیکنی کلی هم اذیتش میکنه و قدرشو نمیدونه و غرش میزنه
عاقا شماها بگین بابابزرگه من زنه داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عایا این فک و فامیلن؟؟؟؟؟؟؟
طفلی ساکشو جمع کرده داریم میفرستیمش بره افق بچه های افقی هواشو داشته باشین توروخدا

وقتی 5، 6 سالم بود داداشم اینا داشتن فوتبال تیم ملی رو میدیدن که یهو صدای جیغ و سوت هورا بلند شد. منم تو حیاط خونمون بودم که بدو بدو اومدم ببینم چی شده.
از داداشم پرسیدم چند چند شدن؟
گفت 3-3 مساوی شدن.
منم اونقد که هول بودم گفتم کدوم 3 کدوم 3؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم ازون موقع از هرچی فوتباله بدم اومد.
تازشم داداشم از کل سوتی های بچگیم تا الان که 23سالمه ی **کتاب 2جلدی سوتی های فاطیما** درست کرده.
خوشم میاد زود سوتی ها رو میگیره.
تا الانم نتونستم حتی ازش ی سوتی بگیرم که باهاش ی مصراع کوچولو درست کنم...

سلامتی اون دختربچه ای که قدش ب شیشه ی پرادو نرسید لاستیکشو پاک کرد ...

اعتراف می کنم انقدقدمم سبک دیروزبرای اولین باررفتم مدرسه قبلیم سرصف یه مداحی مختصرانجام بدم که پام گذاشتم مدرسه خبررسید یکی ازدبیران دینی فوت کرد.چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرگ دست خداست

فقط یه دختر ایرانی میتونه سرشار از زیبایی و شایستگی باشه ولی نتونه تو مسابقه دختر شایسته دنیا شرکت کنه! به سلامتی تمامی دختران زیبا و نازنین ایرانی که اگه پاش برسه از تمامی اون دخترها شایسته ترند...

سلامتی اون پسری که چاقو خورد و قبل مردنش گفت:
اگه من نموندم رضایت بدین قاتلم آزاد بشه...
بخدا نمی دونستم عاشق عشقش شده بودم