دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

امکان نداره تو دوران مدرسه عینکی باشی؛ دوستات نگن یه بار عینکتو بده بزنیم ببینیم چه جوری میشیم؟!

دقت کردین وقتی نمیتونین هرگونه سوالی که پدرتون از شما پرسید رو جواب بدین، حتما پشت بندش این جمله رو میشنوید که:
“پس تو این دانشگاه چی یادتون میدن؟!”

دقت کردین اون دسته از افرادی که از بعضی از مطالب خوششون میاد واسه همه دوستاشون یا مخاطب خاصشون میفرستن ولی لایک نمیکنن.....
شبیه همون افرادی که تو برنامه ی بفرمایید شام میرن خونه ی طرف و مثل گرسنه های اتیوپی شروع میکنن به خوردن ولی موقع امتیاز دادن کلی ایراد میگیرن که اینجور بود و اونجور بود و در آخر به زور یک و میدن...
از اون دسته آدما نباشین چون خیلی چندشن.....

دقت کردین وختی موبایلتو میذاری پیش تلویزیون، سیگنال میندازه بدو بدو میری به امید اینکه اس ام اس باشه یهو مینویسه: "باطری ظعیف است"

تا حالا دقت کردین هر وقت ما میخوایم بریم مدرسه ، صبح عین گاو هندی خوابمون میاد ! اصن یه وضی داریما ...
ولی تا میرسه جمعه و میخوای بازم مثل گاو هندی بخوابی ساعت 4 صبح عین جغد روسی بیداری و نرمش صبحگاهی انجام میدی !
من میگم ما مووشکل داریم هی بگید نه !

دقت کردین تو بفرمایید شام امکان نداره گروهی "تــیـــرامیسو"درست نکنه؟؟؟
ینی اصن قانونی شده واسه خودش!!!

خـــداونــــد مــــیــــفــــرمـــــایـــــد:
مــــن نـــــزد گــــمــــان بـــــنــــده ی مـــــومـــــن هــــســــتـــــم اگـــر گـــمـــان خـــــوب بــــه مــــن بـــــبــــرد بـــــه او خـــــوبـــــی مــــیــــرســـانـــم!
کافی،ج2،ص72

یکی از دوستام میگه:دو ساله دارم نقشه میکشم دختر همسایمون رو توی آسانسور تنها گیر بیارم اما موفق نمیشم!
البته اینکه خونمون آسانسور نداره هم بی تاثیر نیست! اما احتمالا بیشتر به خاطر اینه که همسایمون دختر نداره...!

اعتراف ميكنم وقتي پستم تو ٤جوك رو ديدم حس كردم نفر اول كنكور شدم اسمم تو سايته اين٤جوك هم مارو تاييد نميكنه يه كم شاد باشيم به خدا رواني شدم اينقدر پستهام تاييد نميشه

اعتراف ميكنم هنوزم كه هنوزه هربار كارت شارژميخرم بعدِ زدنش دوباره عدداشو جابه جاميكنم ميزنم شايد فرجي شد:))

كيا مثه من دست ازتلاش برنميدارن اعتراف كنيد

ﻣﻨﻮ ﺍﻭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ ....
ﺍﻭ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻣﺮﺍ...
ﻭ ﻣﻦ ...
ﻟﻄﻒ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ...
ﺩﯾﻮﻭﻧﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻥ ......

به خواهرم میگم سروصدا نکن دارم درس می خونم(بععععله)
میگه صدایه خودمه میخوام سروصداکنم :||||||||||||||||
من دگ حرفی ندارم :||||||||||||||||| :|

اعتراف میکنم وقتی ۶سالم بود ازاین جوجه رنگیا داشتم بایه گربه ملوس همیشه آخرهفته ها قبل ازحموم رفتن خودم اینا رو تو حیاط با شامپووصابون میشستم همیشه هم جوجم بعد دوساعت میمرد نمیدونستم واسه چی اینجوری میشه فکرمیکردم داداشم جوجه هامو خفه میکنه بهش میگفتم تو قاتل جوجه هامی یادش بخیرانقدگریه میکردم بعدشم میرفتم توباغچمون خاکش میکردم تایه مدت عزادار جوجم بودم روحشون شاد

باخالم اینارفتیم مسافرت.ب گودزیلاش میگم این انگشترارو بگن دستت.برگشته میگه من عاعام(همون عاقای خودمون)اینامال خانوماست!
من همسن این بودم نمیدونستم خانوم وآقاچیه!!!!!!!

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم هروقت یه گربه می دیدم میو میو میکردم و هروقت کلاغ می دیدم قار قار... میخواستم با کلاغا ارتباط برقرار کنم..... از اول روابط اجتماعی بالا بوده دیگه:) الانم دوس دارم این کارو بکنم ولی با این هیکل:|...توی خیابون:(