رفتم خیر سرم از نمایندگی نایک یه کاپشن بگیرم که ضد آب باشه
حالا رفتم به جایی اینکه بگم کاپشن ضد آب می خواستم
گفتم کاپشن ضد آفتاب می خوام!!!!!
دیدم چشمای مرده 4 شد
تازه فهمیدم چه سوتی دادم
منم کم نیاوردم ...گفت کاپشن ضد افتاب هم دارم مگه؟؟؟؟
گفتم بله که داریم!!!!!!!شما واقعا ندارین؟؟؟وا مگه می شه!!!!؟؟؟؟
هی چی دیگه زود اومدم بیرون که بیشتر از این سوتی ندم
چندسال بیش داداشم ازمنو مامانم یه سوال برسید اونم اینکه:دوتامرد کنار یه چاه وایستادن یه قوهم کنارشونه مردشماره ی یک میخواسته اون مرده رو بکشه چطوری ای کارو بکنه؟؟؟؟؟!!!!! حالاجواب مامان خانومو داشته باش!!:میگه:قورو بندازه توچاه تابه کسی نگه!!!!!!!
قیافه منودادشم دراون لحظه%____%
دانـش آمـوز واقـعـی دو حـالـت داره:
1-خـوابـه!
2- خـارج کـلـاسـه!
از طرف میپرسن قویترین حیوون دنیا چیه میگه مورچه میپرسن چرا میگه یبار رفت تو سوراخ پریز اومدم با میخ درش بیارم همچین لگدی زد که پرت شدم تو توالت خونه همسایه.
یـه روز سـر درس ادبـیـات دوتـا از بـچـه هـا داشـتـن ور مـیـزدن
یـهـو دبـیـر قـهـر کـرد گـفـت:
دیـگـه درس بـهـتـون نـمـیـدم از کـلـاسـای دیـگـه جـزوه بـگـیـریـد.
و نـشـسـت سـر جـاش.
مـا هـم بـدون هــیچ گـلـه ای خـیـلـی شـنـگـول نـشـسـتـیـم فـک
زدیـم.
بـعـد 5 دیـقـه دبـیـر پـاشـد کـتـابـشـو بـرداشـت گـفـت:
خـیـلـی خـب درس مـیـدم... ولـی بـار آخـره کـه مـیـبـخـشـم!
یـنـی پـاهـامـونـو مـیـکـوبـیـدیـم زمـیـن کـه نـخـندیـم ولـی هـمه
مقنعه ها جوییده شد...
یـکـی نـبـود بـش بـگـه:
عـاخـه دبـیـر مـلـوس مـن ، تـو بـه چـه امـیـدی واس مـا شـرط مـیـذاری؟!!!
ازمیان دو واژه انسان وانسانیت
اولی درمیان کوچه ها
دومی در لابلای کتاب ها سرگردانند...
ایرج طهماسب هیچوقت اجازه نداده
از پشت صحنه کلاه قرمزی فیلم برداری بشه
میدونید چرا؟
گفته نمیخوام رویای بچه ها خراب بشه.....
"کاش رویای هیچکس خراب نمیشد..."
اسمت را موج میبرد
خودت را کشتی
موهایت را باد
و یادت را …
دفتــر گــم شــدهام! …
اسمم را
سنگی نگه میدارد
خودم را گوری
و یــادم را …
مهم نیست! …
_ناصر تمیمی_
دخترک از اینکه دیگه را ه و چاره ای برایش نمانده بود غصه میخورد مخصوصا موقعی که برایش تداعی میشد که قاضی گفت:براساس قانون.... و ماده.. برای شما حکم اعدام جاری شده است... اشک در چشمان دخترک جمع شد....وبالاخره روز موعود فرا رسید.بر سر دخترکلاه سیاه رنگی گزاشتند . دخترک از ته دل از خدا کمک میخواست ....و ناگهان احساس کرد زیر پایش خالی شد...دقایقی بعد ماموران همه گفتند بیایید که این دختر زنده است و فقط یک معجزه میتوانست به دخترک کمک کرده باشد...پس از ازمایش پزشک قانونی متوجه شدند:طناب دار را اشتباهی به کلیپس دخترک بستند..خخخخخ ..
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ علامه بزرگ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
علامه ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ آن ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ .
ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ دستان ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ از طرفین ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ کودک ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒ ﺷﺪ .
علامه ﮐﻤﯽ ﺟﺎﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻗﺎﻋﺪﺗﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽﺷﺪ....
من یک شهریوری ام
دنیایم با دنیایت متفاوت است
وارد دنیایم نشو
فقط خودت را آزار خواهی داد
چون ففط کسی مثل خودم مرا خواهد فهمید
امرو توخیابون داشم ب رفیقم اسمس میدادم،اسمسو ک فرسادم گوشیوگذاشم زیرگوشم!یهو توگوشم ویبره رف..چنان ترسیدم هول کردم ک گوشیو پرت کردم زمین!! ددم وای آبرمز گتدی یول وسطین دا!
پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم ، میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه
خدایا این شادی رو ازم نگیر کودک درون زبون باز کرده بهم میگه بابا !!!
تا حالا شده برین سر یخچال یادتون بره چی می خواستین برگردین سر جای اولتون تا یادتون بیاد.
تا حالا شده انقدر حواستون جمع باشه که تو یخچال دنبال جورابتون بگردین.
تا حالا شده خیار شور بخوری مزه جوراب بده.
اگه شده لایک کنید ببینم چند نفر مغز متفکر مثل من هست
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25700
کل بازدید: 535588406










