دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

تو دانشگاه یه همکلاسی داشتیم خیلی بچه افتاده ای بود ....اصلا واحد پاس نمیکرد,فقط میافتاد!:-)



مدیونید اگه فکر کنید. خودم بودم;-)

‏بازگشت به زندگی فقط اونجایی که

معلم اشاره میکرد شما بیا پای تخته، میگفتی: آقا اجازه ما؟!؟




میگفت: تو نه، پشت سریت
قشنگ ‌یه دور میرفتیم تو کما و بر میگشتیم



‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

توی یه منطقه ی محروم معلم بودم
یه بار به بچه ها گفتم کی میتونه یه جمله ی طنز بگه که ایستادن داخلش باشه

یکی از بچه عین فنر پرید بالا گفت:آقا ما، آقا ما
گفتم خب تو بگو

گفت: ایستاد، گوزید

مولا علی علیه السلام:بارخدایا بامن به عفو ات رفتار کن نه به عدل ات.


_میزان الحکمه ج۷ ص۴۷۰

میخواستم از همین تریبون به مردم عزیز ایران بگم انصافا مریض میشید تو خونتون استراحت کنید ویروسا پخش نشن آنفولانزا و سرماخوردگی از فقر فراگیرتر شده همه گرفتنش؛ دست به دست کنید ملت رعایت کنن بیشتر پخش نشه

سروش جمشیدی هر چی با قیمت دورهمی رشته بود با استنداپ دلپذیر پنبه کرد!!!

من بچه بودم دلم میخواست روانشناس بشم؛ متأسفانه متأسفانه بزرگ که شدم روانپریش شدم
.
مثه حکایت اون که میخواست خلبان بشه فضانورد شد کلاً یه وضعیه :||||

  255201 | جوک جدید

‏غمگینم مثل اون بچه ای که بعد از تولد میفهمه برای اینکه تولدش رند باشه زودتر بدنیا آوردنش و داره با خودش میگه با این ننه بابای احمق چه جوری بزرگ شم؟؟؟!!!!

آخرین باری که مامان بابام به من افتخار کردن مال زمانیه که تونستم دستشوییمو نگه دارم!

بعد از اون دیگه موفقیت چشمگیری نداشتم متاسفانه ://

چند روز پیش دم ظهر رفتم حافظیه که خلوت باشه،یه سلام نثار حضرت حافظ کردم و شروع کردم بیت مورد علاقمو بخونم :ای نسیم سحر آرامگه ....یهو دیدم یه دستی از قبر اومد بیرون گلومو گرفت گفت ای نسیم سحرو زهر ماااارررر بالاخره گیرت آوردم
پدرمودر آوردی اینقدرمنو تو خونه بازو بسته نکن درس و دانشگاه تویِ عنتر به من هیچ ربطی نداره حدااقل بزار ظهرا بخوابم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم /که منِ خواب زده از دست تو خون می گریم!
هیچی دیگه بعدش پاشم از قبر بیرون اومد با لگد به سمت خیابون راهنماییم کرد :/
ولی میگم حافظ قبلنا خوش اخلاق تر بودااا .البته فکر کنم چون روزی ٢٠ بار به دیوانش سر میزنم یکم ناراحت شده البته من فقط میخوام حالشو بپرسم هدف دیگه ای ندارم^_^

یه دوست داشتم همیشه گردن و بدنش کبود بود
میگفتم چی شده میگفت به میز خورده کبود شده
الان از اون میز دوتا بچه داره

زنگ درو زدن ایفونو برداشتم دیدم دوست داداشمه*-*

صدامو خیلی پر عشوه کردم که مثلا بعد از داداشم بپرسه این دختر خوش صداعه خوشگله خوش استایله جیگوله ناناسه(حالا انگار منو میبینه:/)کیع؟
قشنگ ایفونو گرفتم جلو دهنم خیلی شیک گفتم:الوووو)با عشوه تصور کنینo_O(
بعد طرف هنگ کرد گف هانننن؟؟؟ بعد زد زیر خنده:/
بعد اومدم درستش کنم گفتم :نه ینی کلووو ؟ :|
بعد دیگع درستش کردم گفتم:کیه؟ اه اصن بنال ببینم با کی کار داری*-*
هیچی دیگع بزور خندشو قطع کرد جوابمو داد
شبش داداشم اومد پیشم گف دوستم ازم پرسیده این دختره خنگه اوسکوله مشنگ گیجه با تربیت کیه؟

یبار مست بودم نصف شب رفتم خونه مامانم رام نداد، منم برگشتم دم در گشت گرفت برد کلانتری.!!
صب که بیدار شدم فهمیدم اون خانم دیشبیه همسایه بالاییمون بوده، گشتی هم که گرفت بابام بود منم تو اتاقم خوابم.
شماره ساقی رو گم کردم متاسفانه^_^

شماها به آیدای شاملو حسودیتون میشه من به محبوب محمد صالح علاء ،
بهش میگه محبوب من ،
در دنیا جز شما خبری نیست ،
شما تنها خبر خوش این عالمید.. ..

یه مدتی هست هر چی مطلب مینویسم، باید دوباره تلاش کنم که مطلب بنویسم.
کاش پول خرج کردن هم اینطوری بود. پول خرج میکردی که دوباره بتونی پول خرج کنی.