k...d...m
یکی نوشته بود:خداوند دخترهارا آفرید تا گل ها بی نام نمانند^ــــ^
.
.
.
منم نوشتم:ینی گل میمون و گل پیاز هم اسم دختر بوده؟!!!
.
.
.
.
اونجوری نگام نکن!چه انتظاری داشتی؟!معلومه که بلاک شدم:|
خوشبحال عروسک اویزان به اینه ماشین، تمام پستی و بلندی زندگیش را فقط میرقصد...!!!!!
داداشم آرُوق زد
من: اَه
اون:دیگه وَزَم خوب شده گوزامو با آسانسور می فرستم بالا
فحش ندید
اینا همش تأثیرات پستای محمد موحدی
سرکلاس گوشی معلممون ویبره رفت مام فک کردیم واس یکی از بچه هاست همه سرفه میکردن که یهو معلممون گف: به خودتون فشار نیارین گوشی خودمه/:
آهااااااااااای..
فروردینی های فهمیده
اردیبهشتیای صبور
خردادیای باحال
تیری های زود رنج
مردادیای یک یک
شهریوری های شاد
مهری های خوش خنده
آبانی های صادق
آذری های ناب
دی ماهی های پایه
بهمنیا غير قابل پيش بيني
همتون خبر دار وایسید که داره تولد ادمای خاص نزدیک میشه
❤❤❤سلامتی همه ﺍﺳﻔـــــــ❤ـــــــــــــﻨﺪیاااااا❤❤❤
*12.12*
وقتی یکی یه حرف حساب میزنه معمولا بیش تر از سه چهارمشو نمیفهمم بعد میگم "جانا سخن از زبان ما میگوووویی"^_^
بچه نخند بهتر از اینه که مثه بز اون یارو سرتو تکون بدی دیگه
^_^
وقتی اهنگای ویگن و میشنوم همش حس میکنم یکی داره موقع خوندن میخندونش O.o
آدم دوس داره بهش بگه برادر عزیز اول خنده هاتو بکن بعد بخون
والاااا
احـــــــــــــــــــــــــــــــــEHSANHDــــــــــــــــــــان
تو دوران دانشجویی(بعععله فهمیدید فارق التحصیل شدم) یه استاد برنامه نویسی داشتیم(الانم فهمیدیدITخوندم) استاد به تمام معنا بود ازهمه لحاظ و قابل احترام سنش سی و خورده ای بود ولی موهاش ریخته بود ازاینایی بود که میرفت ارایشگاه باید میگفت پشت رو کوتاه کن جلورو طی بکش.
یه روز که داشت تمرین حل میکرد منم کنار پنجره نشسته بودم افتاب میخورد روی ساعتم و انعکاسش توی کلاس منم شیطنتم گل کرد استاد ازهمه جا بیخبر برگشته بود سمت تخته وتمرین حل میکرد منم نامردی نکردم انعکاس صفحه ی ساعتم رو انداختم توقسمت طاس کله ی استاد گرام هیچی دیگه کلاس رو هوا بودهمه به این استعداد ونبوغم احسنت میگفتن چون همه میدونستن همه اتیشها ازگور من بلند میشه.
چند سال بعد که معلم شدم تو اولین روزها بچه ها انعکاس اینه انداختند روی تختخه اونجا بود که به قوانین نیوتن ایمان اوردم هرعملی عکس العملی دارد.خخخخخخخخخخخ
ایرانسل بهم هدیه داده از ساعت 2 تا 5 صبح تماس رایگان:)
عزیزم میخوایی هدیه ندی نده مگه زورت کردم؟
معلم بلافاصله بعد از ورود به کلاس: سلام. سریع یه برگه سفید از کیفتون در بیارید و بالاش اسمتون رو بنویسید.
( چهار نفر فشارشون افتاد، سه نفر غش کردند و....)
.
.
.
.
.
.
.
معلم: الکی مثلا امتحان داریم!
دیروز یه پسره تو pv بهم گفت:
خیلی بی معرفتی بخدااااا..
نباید یه حالی ازم بپرسی؟؟؟
منم گفتم بله؟؟؟
اون:بی معرفت نباید یه سراغی ازم بگیری؟؟
من:چطور؟؟؟
اون:الکی مثلا ما از قبل همو میشناسیم!
دوستان نمیدونم از دست این الکی مثلانا کله مو کجا بکوبونم میشه لطفا راهنماییم کنین؟باتچکر.^_*
بهترین چراغای زندگیییییم......
چهارتا چراغای مودم هستن. خدا چراغ مودم هیچ خونه ای رو خاموش نکنه
لایک = آمییین
وقتی همکارای خانومو می بینم با این دغدغه ها و این آی کی یو، اعتراف می کنم ذوق مرگم از این که زن نیستم.
با صدای خش دار مردانه میگم خدایا شکرت
میخواستم به دوستم زنگ بزنم.اشتباهی گرفتم
یه خانم گوشیو برداشت
گفتم:منزل اقای رحیمی؟
گفت:نخیر. اینجا منزل خانم جلالی ۱۸ساله دیپلمه و مجرد از تهرانه.بامادرم کاری داشتین؟
بیچاره تقصیری نداره
شوهر کمه میفهمــــــیییی!!!!!!!!
اقا چند روز پیش رفته بودیم دهاتمون صبح زود تو اون سرما که سگو با لانچیکو بزنی نمیره بیرون ما رفتیم جاده سوار این مینی بوسا بشیم که مال عهد گودزیلاس، و تو زمستونا وقتی سوارشون میشی عین سگ به خودت میلرزی و تابستونا عین گاو له له میزنی خلاصه واسه اینکه صرفه جویی کنیم گفتیم با این مینی بوسا بریم شهر.اقا چشمتون روز بد نبینه یه پیرمردی اومده بود سر جاده با یه بز کثیف و بوگندو من اولش فک کردم میخواد با یه وانتی چیزی اینو ببره شهر، نگو میخواسته با خودش سوار مینی بوس کنه.
اقا خلاصه این مینی بوس اومدو این پیرمرده که خودشم شبیه بزش بود یه دفه تو یه حرکت انفجاری بزشا هل داد تو مینی بوس حالا همه مسافرا تعجب کردن و این بابزش رفتن واسه خودشون دو تا صندلی گرفتن و نشستن حالا همه هنگ کردن و نمیدونن چی بگن یه دفه راننده قاطی کرد و گفت اهای عمو اینجا طویله نیست که بزتو اوردی تو ببرش بیرون، حالا جالب اونجاست که پیر مرده با پرروی برگشته میگه اقا کرایه دو نفرا حساب میکنم.حالا این مینی بوس خودش خیلی تمیز و خوش بو بود این بزه هم بو گندش کل مینی بوسا گرفته و با اون صدای قشنگش فضای مینی بوسا پر کرده.
این پیرمرده هم مگه ول کنه انگار این بزه پسرشه.اقا خلاصه ما اون روز احساس کردم با یه بز هیچ فرقی ندارم تازه اون روز احساس کردم ارزش بز از منم بیشتر بود اخه پیر مرده بزشو برده بود قسمت وی ای پی مینی بوس اگه هیچی بهش نمیگفتیم احتمالا نوشابه و کیکم واسش میاورد .ما هم تصممیم کرفتیم مثل بچه ادم پیاده شیم با تاکسی بریم تا واسمون حرف در نیاوردن.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 38110
کل بازدید: 533201207










