دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یه بارم خواستیم مث این آشپزای تلویزیون , یه دستی تخم مرغو بشکونم تو غذا...

یه دستی تخم مرغو پودر کردم تو غذا !

پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باغ کسی میخواند
که خدا هست،دگر غصه چرا؟
آرزو دارم:
»خورشید رهایت نکند
غم صدایت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست،حضرت دوست جدایت نکند.

میدونی فرق بین من و تو چیه؟






نمیدونی؟
















واقعاً که.(من)اول شخص مفرده.(تو)دوم شخص مفرده‌.
تا کی باید این چیزا رو یاد تو بدم آخه؟

دلــَــم مــیــخــواهَـــد صـــورتـــَـتــْــ تــَـه ریــش داشتــِــه بـــآشَــد تـــآ مــَن بــَهـــآنــِه داشــتـِـه بـــآشَــم بــَـرآے بـــوּسیــدن لَبـــهــــ♥ـــآیــَــتــْـــــ هیچ ڪسے درڪ نمے ڪنـد ڪــه مـــَن هوش و حواسم را گـُم ڪـرده ام لابــه لای تــه ریش ِ مـردانــه اَت ڪـه عجـــــــیب دلـم را مے لــرزانــد . . .

زندگی بعدی،
کاش می‌شد مسیر را، وارونه طی کنم.
در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود…
در خانه‌ای از انسانهای سالمند،‌ زندگی را آغاز کنم
و هر روز
همه چیز بهتر و بهتر شود.
به خاطر بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی‌ام را جمع کنم.
و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول یک ساعت طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.
سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز، جوان‌تر خواهم شد.
آنگاه، برای دبیرستان، آماده‌ام.
و سپس به دبستان می‌روم.
و آنگاه کودک میشوم و بازی می‌کنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان‌تر می‌شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.
و آنگاه نه ماه، در محیطی زیبا و لوکس،‌ چیزی شبیه استخر،
غوطه ور خواهم شد.
و سپس، با یک لحظه برانگیختگی شورانگیز، زندگی را در اوج به پایان برسانم…

وودی آلن

یادش بخیر،قدیما اتوبوس حرمت داشت!
دیروز سوار اتوبوس شدم یه لحظه حس کردم رفتم توسرویس مدرسه دخترونه،
نگو اتوبوس مختلط شده،دخترا اومدن تو قسمت آقایون،حالا بگذریم ک مردا جا نداشتن بشینن،
أصن یه وضی بود اونجا،
مسئولین رسیدگی کنن لطفأ...
والا بوخودا چهارساعت تو ایستگاه سرپا هستیم به امید نشستن رو صندلی اتوبوس!

انصافا اگه بیکارید پاشید برید تو جاده ها و محورهای برف گیر
یخورده از نمکهاتونو بپاچید رو برف ، جاده ها بسته نشه.

دقت کردین
وقتی آدم میخواد یه کاریو بی‌سروصدا انجام بده،
.
.
.
.
.
.
تازه اونموقعس که کشف میکنه مویرگهای کف پا هم صدا میدن!!!

[sky]
میخواستم برگردم شهرمون پیش خانواده زنگ زدم به خواهرم میگم چی میخوای برات بخرم میگه مواد اسنک‏!‏‏!‏‏!آخه از وقتی تو رفتی دیگه کسی نیست برامون اسنک درست کنه‏...اصن لامصب نبود من تو خونه شدید احساس میشه نمیدونم چجوری دووم آوردن
هعی لوله گاز...

ویـــــــژه....

قهـــــر میکنم
تا محکمتــــر دستانم را بگیــــری...
نه اینکه شانه بالا بیندازی

و بگویـــی:
هــر طـور که راحتـــی....!
بــرای ماندنم،

تأییدت را میخـــواهم،،،
نه تردیدت....!

بفهــــم...!


#همیشه دوستت خواهم داشت....

: به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته

بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .

امیر باحال(علامت اختصاصی)
با سلام تازه عضو شدم و خیلی خوشحالم امیدوارم حالا منو بشناسید

.
.
ما سر کلاس بودیم و یهو معلم از یکی از بچه ها بی هوا پرسید:کی امریکا رو
کشف میکنه! این بنده خدا هم هنگید(همه که مثل من اطلاعات ندارن) منم گفتم بیام یه ثوابی بکنم گفتم بگو کریستوف کلمب. این بنده خدا هم خوب نشنید (سه ردیف فاصله داشتیما)گفت اقا اجازه کریم پوست کلفت!
وزیر اموزش پرورش فرداش اومد دید که از مدرسه بیابون خالی مونده!

من:0.o
بازم من:^.^
همچنان من:@.@
با گوشکوب قشنگ لایکو له کن!
د برو دیگه.بیمزه

هوشنگ ( حسین پناهی ) :اون اگه طوریش بشه ، سی سی یو هست ، آنژیو هست . اما اگه احساس ، انسانیت ، محبت چیزیشون بشه باید کجا بریم

  213861 | جوک جدید

من بد شانسیمو از همون دوران بچگی
که تخم مرغ رو کاشتم و بهش آب دادم ولی مرغ نشد فهمیدم !

حرفی نداشتــــم بــــزنم...خواستـم فقط
خاطرنشان کنم که تو در خاطری هنوز...