دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

عشق یعنی نگاه کردن های یواشکی یعنی وقتی نگاه میکنین همدیگه رو تو دلتون قربون صدقه هم برین و خودتونو خوشبخت ترین ادم دنیا بدونین واسه داشتن همدیگه...

شما یادتون نمیاد یه زمانی اینقدر خواستگار زیاد بود که خانواده ها جواب"ما تابوت دخترمون رو هم رو دوش تو نمیزاریم" میدادند

دست به شخصیتت نزن
یه روز یه آدمی میاد تو زندگیت
که برای همین چیزی که هستی
واقعا دوستت داره ...

‏تو رو خدا سر روزه گرفتن و نگرفتن دعوا نکنید، دشمن مشترک همه ماها اونائی ان که تیشرت میکنن تو شلوار

امتحانات نهایی تو مدرسه ما رو یه جوری می گرفتن که ما بغل دستیمون یه سال بزرگ تر از ما ماهم که با خودمون می گفتیم الان ازشون تقلب می گیریم
سر امتحان سه تا سؤال بهشون رسوندم

به بعضیام باید گفت شما اگه دیدی گوشت گرونه ربنای شجريان گوش کن خود به خود پروتئين بدنت تامین میشه...

یه جمله ی معروفی وجود داره که میگه: گرفتن یه شوت از آرون رمزی، مانند نجات جان یک نفر است.

یه بارم با عشقمون فیلم دیدیم.....

به من گف من که اصلا نصف فیلم و نفهمیدم!!....((که منم پشت بندش بگم کدوم فیلم ))

منم گفتم بس که خنگی نشستم با دیالوگاشون براش توضیح دادم...

کصافت خنگ‌:/

اِ اِ اِ قرار بود عشقولانه بِشِ که.....نشد



من:/
اونe=mc2
رئیس دولت ۱۰ :((
فیلم &_&
مهران رجبی "_"
بابای کچل دختره^_^

چشم هایت ...
مکان خوبی بود برای ...
غرق شدن. . .❤. . .

  231386 | جوک جدید

شما همین الان‌نور صفحه رو بنداز رو‌دیوار کناریت...شرط میبندم یه دختر خوشگل با موهای مشکی بلند و‌لباس سفید با یه عروسک دستش داره نگاتون میکنه

‏اجحاف درحق دخترا فقط اون وقتيكه ٩ سالگي روزه ميگرفتيم پسرعموی ١٤ ساله ي به تكليف نرسيده مون ناهار قرمه سبزي گرم ميكرد با دوغ و سالاد ميخورد :|

  231384 | جوک جدید

‏با دوست دخترم رفتم کافه..
برا خودش یه نوشیدنی بیست هزار تومنی سفارش داد و گفت: تو چی میخوری؟
گفتم: شکست عشقی


لا مصب فک کرده پسر ترامپ هستم

ماه رمضون فقط اونجاش که میری افطاری خونه فامیل، پنجاه نفر میشینن پای سفره، هیچکس روزه نداره ولی به احترام اذون چیزی نمیخورن!

خونه عمم تو شمال بودیم،حوصله نداشتم چشامو بسته بودم
عمم:چی شده؟سرت درد میکنه؟؟
منم واسه اینکه ولم کنه گفتم آره
یه قرص داد گفت بخور خوب میشه منم اجبارن خوردم
ولی...


تا صبح فرداش ساعتی پنج بار اسهال میرفتم
اونا هم یه حیاط بزرگ داشتن ک دسشویی ته حیاط بود
خودمو تخلیه میکردم تا میرسیدم خونه دوباره میگرفت
آخراش دیگه محتویات شکمم خالی شده بود فقط گاز فشار قوی میومد!!
فشار قوی حدی که من تو دسشویی میترکیدم اونا تو خونه تشویقم میکردن!!!
:))

عمه جون توروخدا نخور از این قرصا
خوب نیست

اعتراف میکنم یکی از عادتای بد من اینه که موهامو ناخودآگاه پشت گوشم میزارم و یادم میره که وقتی این کار رو میکنم شبیه یه سیب زمینی میشم.