از چیزهای کوچک زندگیت لذت ببر...
یه روز به عقب برمیگردی؛
نگاه میکنی و متوجه میشی که
اوناها مهمترین های زندگیت بودند...!!
شهری که شحه و شحنه و شیخش همه مستند،
شاهد شکند شیشه
که بیم عسسی نیست...
ثابت کردن دوست داشتن ها و عشق ها هم شده یه استیکر قلب ×__×
وقتی هم که بخوان از هم جدا شن چهار تا استیکر فحش میدن تموم میشه میره :|
ریاضـــــــی فقط تا پنجــم دبستان ریاضی بود
از بعدش دیگـــه حروف انگلیسی اوردن توش برکــت ازش رفت
شبیه زبان شد دیگـــه :|
دوماد خالم جهت مخالف قبله،،نماز میخوند
داد میزنم قط کن اشتباس
نمازش تموم کرده
خدا شاهده میدونین چی نشونم داد
قطب نما نشونم داده میگه شمال اینوریه
منو میگی |: o: :/
فک فامیل با سواده داریم?
ﻣﺤﺮﺍﺏ! ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ! ﺩﻋﺎﯼ ﻋﻠﯽ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﺪ...
ﻣﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺳﻔﯿﺪ ﺯﻫﺠﺮﺍﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ...
ﺟﺮﻣﺶ ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺧﻀﺎﺏ ﺷﺪ؟...
امشب شب احیاست
یک دانه ز تسبیح نماز سحرت را
یک بار به نام من محتاج بینداز
شاید که همان دانه تسبیح دعایت
یکباره بیفتد به دریای اجابت
التماس دعا
بيشعورى و خودخواهى نشانههايى هم داره يكيش داشتن سگ هاسكى تو كشور با آب و هواى گرم و خشكه. اگه خرس قطبى نمیخوردشون اونم شبا ميذاشتن زير سرشون
+الهی
_جانم؟
+العفو
_باشه
+الهی
_جانم؟
+العفو
_باشه
+الهی
_بازهم العفو ؟
+نه ...
_درد اصلیت رو بگو پس
قنوت سایه ها
در یک لحظهی شوم یکهو نگاهت به چروکهای صورت و دست مامانت میافته، میبینی عزیزترین کست چقد پیر شده و اونجاس که میشکنی بد هم میشکنی...
چقدر دلگیره امشب که همه رفتن خونه خدا ،خدا منو دعوت نکرده.
چقدر دلگیره..
بچه ها برای منم اون گوشه کنارا دعا کنید خیلی محتاجم بهش
از خاك آوردم به عرش و مهترش كردم
از {هيچ} اورا ساختم پيغمبرش كردم
وقتي كه رنج زندگي تنهاترش كرد
من سوختم...من ساختم...من باورش كردم!
مغرور و بي پروا شد و مارا نديد انگار
كز سوز دل، آتش به جان مجمرش كردم
هي صبر كردم، صبر كردم، صبر!
گويي كه با اين كار بي پرواترش كردم
وقتي براي خالقش ابليس شد آنگاه
در زمهرير دستهايم كيفرش كردم.
-سودا سيحان-
نهج البلاغه
آگاه باش آنکه در راه حق بمیرد راهش به سوی بهشت است و آنکه در راه باطل فنا شود مسیرش به سوی آتش است...والسلام (نامه۱۷)
مامانم:عزیزم خسته شدی از صبح تا الان اون بالا وایستادی
من: مامان با کی هستی؟
مامانم: با خورشید خانوم
خسته شد از صبح تا غروب تابید
من:|
شماO-o
خورشید:)
من:|
مامان دلسوز من دارم؟!
دیروز تو خیابون دیدم تو یه پورشه شاسی بلند
دو تا بچه سرشونو از تو سانروف ماشین آوردن
بیرون دارن عشق میکنن
یاد بچگیای خودم افتادم...
یه همچین حسی رو تو فرغون داشتم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 81356
کل بازدید: 534682500










