ع

عم قزي

@عم قزي · ۲۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۸ رأی)

ع
عم قزي ۹ سال پیش
جوک

كلاً عادتم بود سر كلاس حرفه و فن كه حوصلم سر ميرفت با مقنعه جلوي دماغم رو ميگرفتم و خيلي متفكرانه به روبرو خيره ميشدم.
دخترا به تبعيت از من ، همه مقنعه هاشون رو ميگرفتن جلو دماغشون ، يه سريا سر تاسف تكون ميدادن كه اين چه بوئيه و يه سريا هم يواشكي ميگفتن پيففف. يه سريا هم سعي داشتن بغل دستيشون رو توجيه كنن كه منبع بو اونا نبودن و جالب اينجاست كه بين خودشون توليد كننده ي بو (قرباني) رو پيدا ميكردن و دو روز باهاش حرف نميزدن... .
واسه بويي كه اصلا وجود نداشت!
#تشويش _اذهان_ عمومي_ هستم :)
پ.ن١: بعد از اون ايام ديگه هيچ وقت اون آدم سابق نشدم.
پ.ن٢: هنوزم چهره ي دختري كه هميشه ((قرباني)) انتخاب ميشد رو يادم نميره! فقط بخاطر اينكه كفشاش پاره بود و لباسش كهنه ، قرباني انتخاب شده بود ...........

ع
عم قزي ۹ سال پیش
جوک

ولي من قطعاً يه روز كشف ميكنم اينايي كه جوك هاي اعضا رو تحليل ميكنن و نصيحت ميكنن و مينويسن جهان سومي نباشيد و فلان! خودشون اهل كدوم كشور اتحاديه اروپان ... . بريد از كشور ، ما هم با جهان سوممون حال كنيم ديگه جاي مارو تنگ كرديد!
#خود_بزرگ_بينِ_خود_درست_پندار !!
#مادرِ_عروس

ع
عم قزي ۹ سال پیش
پیام

از خاك آوردم به عرش و مهترش كرد�
از {هيچ} اورا ساختم پيغمبرش كرد�
وقتي كه رنج زندگي تنهاترش كرد
من سوختم...من ساختم...من باورش كردم!
مغرور و بي پروا شد و مارا نديد انگار
كز سوز دل، آتش به جان مجمرش كرد�
هي صبر كردم، صبر كردم، صبر!
گويي كه با اين كار بي پرواترش كرد�
وقتي براي خالقش ابليس شد آنگاه
در زمهرير دستهايم كيفرش كردم.
-سودا سيحان-

ع
عم قزي ۹ سال پیش
پیام

به ما مي گفتند نبايد پپسي بخوريد، گناه دارد!
وقتي تهران آمدم اولين كاري كه كردم از يك دستفروش، پپسي خريدم.
درش تالاپ صدا كرد و باز شد؛ بعد كه خوردم ديدم شيرين است...
بَــــعد از آن روز فهميدم كه گُـــــــناه شيرين است!
-حسين پناهي-