ﻋﺼﺮ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ، ﻭﻻﺩﺗﺖ ﺭﺍ ﺟﺸﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ...
ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﺮﮔﺲ...
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﺎ، ﺧﯿﺲ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﻮﻕ ﻣﯿﻼﺩ ﺗﻮﺳﺖ...
ﻣﻬﺪﯼ ﺯﻫﺮﺍ...
ﺧﺠﺴﺘﻪ ﺑﺎﺩ میلادت ﻣﻮﻟﻮﺩ ﻧﺠﺎﺕ...
ما بارها اعلام کردیم مخالف فیلترینگ و گرفتن آزادی از ملت هستیم
(سرعت تلگرام را کند میکند)
یه روز داشتیم منچ بازی میکردیم . اما فقط بازی خالی سر هیچی نبود یه بستنی نا قابل . خلاصه وسطای بازی نوه ی عموی مامانم
(گودزیلا دهه نودی)اومده تاتی تاتی میگه این چه بازی ایه بیاید حکم بازی کنیم .دید محلش نمیزاریم گف حالا سر چی بازی میکنین ؟ خواهرش که یه سال ازم بزرگتره گفت:بستنی. اونم نه گذاشت نه برداشت دو ساعت برامون گفت باید سر تبلت باشه و اینا اخرم خوابوندیمش که اونم داستان داره بعدا مینویسم براتون.
ایلاویو فورجوک بالاخره یه جای عالی برای خاطره و جوک پیدا شد همه با هم هیپ هیپ فورجوک
به اتفاقات خوب تو زندگیتون باور داشته باشید ،
چون" حتما " اتفاق مي افتن .. ..
بعد از طارمی و سحر قریشی دیگه مطمئن شدم برانکو علاوه بر تاکتیک های جدید یه جزوه واسه پیدا کردن همسر هم آورده واسه پرسپولیسی ها
تجربه ثابت کرده هروقت خواستی پستی حتما تایید شه تو قسمت هواداران بنویسش :))
جالبه وقتی سن یکی رو کم تر از واقعیت حدس میزنی فک میکنه جوون مونده
یعنی اصلا فک نمیکنه که رفتاراش بچه گونس
بايد ميبودى ...
بايد ميبودى تا دست تو دست هم، خيس بشيم زير بارون ارديبهشت ...
موهاى خيسمُ از تو پيشونيم كنار ميزدى و با خنده ميگفتى ببينمت، سرما نخورى جوجه ...
بايد الان دستامُ ميذاشتى تو جيبت و خيابوناى اين شهر، عشق ميكردن از قدم هاى كنار همِمون ...
تا قند تو دلم آب ميشد از خنده هاتُ، يواشكى، وقتى حواست نبود، نگات ميكردم و لبمُ گاز ميگرفتم از حجم دوست داشتنم
تا يجورى كه نفهمى، آروم سرمُ بالا ميكردم و نگام به آسمون، خدا رو شكر ميكردم واسه داشتنت
چند تا قطره بارون ميريخت تو چشامُ ميخنديدم
از خنده ى من، لبات وا ميشد و ميگفتى
قربون خنده هات... اينجورى دلبرى نكن كه واست ضعف ميكنم
تو همه ى اينا رو به من بدهكارى، حسرت داشتنت تو اين ارديبهشت بارونى، جون ميگيره،
خيلى سخته ...
علامت اختصاری عقاب باهوش *-* ---- *-*
ترلان پروانه استوری گذاشته «امشب براتون سورپرایز دارم»
فک کنم اسمش تو لیست تیم ملی برای بازی با ازبکستان هست
به بابام میگم اون چه هورمونیه
که اگه تو بدن کم باشه آدم افسرده، مضطرب، نگران و ... میشه؟ گفت پول!
واقعا اگه من علم بودم سجده میکردم به این جواب.
با قلم میگویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت،
هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت!
شعرهایم را نوشتی،
دستخوش!
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟!
فریدون مشیری
استادای من اينجورين كه ميان سركلاس ميبينن من نيستم ميگن خب ايول امروز حضور غياب ميكنم سختترين درسم ميدم به هركي هم اومده به پایان ترمش١٠ نمره اضافه میکنم
سربازی که رفتم دژبان کولمو گشت یه تیکه پارچه ی سفید پیدا کرد گفت این چیه گفتم اینو آوردم اگه محاصره شدیم سریع در بیارم تسلیم شیم
خودمو پارچمو یه هفته کردن تو بازداشتگاه باهاش اشکامو پاک میکردم
رفتم پیش یه تتو کار بهش گفتم یه مسلسل با یه نارنجک رو بازوم تتو کن یه نگاهی بهم کردو گفت داداش با این قیافه و هیکل نهایت میتونم یه فشنگ کلت رو بازوت تتو کنم اونم مشقی
كاش الان يه شوهر داشتم ميگفت قلم پاتو خرد ميكنم اگه فردا بري دانشگاه، بتمرگ تو خونه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21925
کل بازدید: 533339055










