دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فاجعه یعنی:
اس ام اس تنهایی تو یک ساعت 70 تا لایک بخوره..!!
یعنی تلفاتش از سرطان و ایدز و دخانیات بیشتره..!!!
هر دیقه بیش از یه نفر...

شما هم مثل من وقتی که تو پیاده رو به یه عده زن برخورد می کنید ، میرید تو خیابون و فحش راننده ها رو به جون میخرید، اما پشت سر اونا راه نمی رید؟؟!!!
بابا بخدا آدمو روانی می کنن، انگار باغ باباشه قدم میزنه..

به دختر خالم میگم اشتباه نکن. بد میگم؟
میگم:بجای اینکه بری 400تومن بدی گواهینامه بگیری، 500 تومن پول بیمه ثالث رو بدی، 400 تومن پول بیمه بدنه رو بدی، پول اصطلاک و سیستم و معاینه فنی بدی؛ تازه چقدر هزینه ی بنزین بدی ؛ هر جا خواستی با آژانس برو ، تازه تهش یه چیزی هم برات می مونه..
موافقی؟!

بعد از یک سال رفتم کچل کردم
اومدم خونه مامانم میگه: وای پسرم چه خوشگل شده قربونش برم
داداشم میگه چرا خودتو شبیه کمونیستا کردی؟
اون یکی داداشمم که خواب بود بیدار شد با قیافه ای کاملا متعجب نگام کرد دوباره خوابید
نوبت بابام که شد :-l
از سر کار اومده میگه ها هـــــا ها سلام کله خربزه ای :D
:-l پدر داریم ما؟
من :-%$&

یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم..مامان بابام اومدن بالا سرم..مادرم با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت:الهی قربونش برم....
بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت:خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد!!!
:|

من: چجوری میشه از صفحه فیس بوک خارج شد؟
دوستم با یه ژست مهندسی و از اون قیافه هایی که آدمای همه چی بلد به خودشون میگیرن در کمال آرامش اومد و دکمه ضربدر قرمزه بالای پنجره رو زد و صفحه رو بست
-واقعا چرا ما نخبگان رو نادیده گرفتن؟ من به کی باید شکایت کنم؟

دخترک طبق معمول هر روز، جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های فرمز رنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد:
اگه تا آخر ماه، هر روز بتونی تمام چسب زخم هاتو بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات
می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا ...
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت:
نه ... خدا نکنه ... اصلا کفش نمی خوام!

عکس العمل مردم بعد از تاخیر مترو:
ژاپن 10ثانیه تاخیر: شکایت از واحد حمل و نقل
ایتالیا 1 دقیقه تاخیر: مسئولین بی کفایت
اوکراین 3 دقیقه تاخیر: تعجب :O
ایران بعد 20 دقیقه: ایول یه قطار اومد =))

يه بار دارو ميخواستم با داداشم رفتيم داروخانه كه خلوتم بود تقريبا؛قبل از اينكه دارو رو تحويلمون بدن بهمون برگه دادن و گفتن بريد صندوق حساب كنيد بعد بياييد دارو رو ببريد. ما هم رفتيم طرف صندوق يارو نبود، بعد از چند دقيقه تا اومد كاغذو با پول گذاشتم روي پيشخوان و با تريپ شاكي بازي و اعتماد به نفس با صداي بلند گفتم: آقا ما چند دقيقه اس اينجا علافيما! شما صندوقيد؟
مرده از اون باحالا بودا،با دست به صندوق جلوي دستش اشاره كرد و گفت: نه دوست عزيز!من صندوق نيستم اين صندوقه! من صندوقدارم نه صندوق!
آقا تا اينو گفت يهو داروخانه رفت رو هوا! آي مردم ميخنديدن. منم كه ضايع شده بودم نتونستم جلوي خندمو بگيرمو با داداشم 2 تايي ريسه بوديم ينيا!
ضايع شدم در حد تيم ملي

کوروش کبیر:به دوستان یک رنگ بهتر از عصای شاهنشاهی می توان تکیه کرد!

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم گویم از تو دلگیرم
اما باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

به سلامتي اوني كه سختي مرد بودن رو با راحتي نامردي عوض نكرد

تمام شد شب عيد ونواي غم آيد
كه نم نمك غم عالم به روي هم آيد
صداي قافله ي عشق ميرسدبرگوش
كه10شب دگر آقا، محرمت آيد

اخبار پسر مسی رو نشون داد و گفتن اسمش تیاگو هستش
پسر عموم میگه چقد اسمش شبیه اسم باباشه
میگم چطور؟
میگه اسم خودش لیونل مسیه
اسم بچش تیاگو مسی
خداوکیلی فامیلای ما زیاد سوتی نمیدنا
نمیدونم پسر عموم چرا سنت شکنی کرد؟؟؟؟؟؟؟
‏:دی

جيگرم!
نفسم!
عشقم!
نازم!
زندگيم!

خشگلم!
ماهم!
فدات بشم !
بميرم برات الهي!
.
.
.
خب ديگه بهتره از جلوي آينه برم كنار