دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

سرنوشت تصمیم میگیرد که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی میماند.

دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند
در فراقش ای دل من بینوایی میکند
او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من
کار دنیا را بین که بهرش بیقراری میکند

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد نه چو انسان که بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از كوي تو ليكن عقب سر نگران
ما گذشتيم وگذشت آنچه تو با ما كردي
تو بمان ودگران،واي بحال دگران...

ای غم ،تو که هستی از کجا می آیی؟ هردم به هوای دل می آیی باز آی و قدم به روی چشم بگذار چون اشک به چشممآشنا می آیی.

زندگی به من آموخت ، همیشه آماده دفاع از حمله احتمالی کسی باشم ، که بهش محبت کرده ام

خونه عمم نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم درموردسال وماه تولدمنوپسرعموم سال سگ وماه خردادهستیم به ماکه رسیدهم داداشم هم دخی عموم صدای سگ دراوردن (منظورماسگی بیش نیستیم)همه هم تاییدکردن
اینم ازداداش ما
اینم ازفک وفامیل ما

داییم به من و پسرخاله هام میگـــه: مـــن بو سیگار بهم میخوره حالت تهـــوع میگیرم!! شمــا چی؟!
پسرخاله(1): اوه اوه دس بردار دایی اصن مهــم نی!!
پسرخاله(2): تو که راس میگی! به قلیـــونم میگی پیف پیف؟!
مــن: آی گفتـــی تهــوع به کنار سر درد میگیــرم(واقعاً همین طوره)
داییم: پیمـــان و بنیـــامیــن شما معتاد نیستین ولی امیـــــر معتـــاده ببین چه از کـــوره در میـــره! چی میکشی قیافت روز به روز رو فرم تر میشه تنٍ لش؟!
میگم: مــن تاحالا یه نخ سیگــارم نکشیدم کچـــل( مو داره ها رو این کلمه حساسٍ حساس!) چی داری میگی؟!
داییم: کچل دوس دخترته بدبخت پاشو ببریمت کمپٍ معتــادانٍ بدبختٍ خاک برســـر!!
من:(
پسرخاله هام:)))))))
داییم:)))))
مصرف کننده ی موادٍ مخدر:|
داییٍ  دارم من؟!

زندگی "باغی" است که با عشق "باقی" است ، "مشغول دل" باش نه "دل مشغول" ، بیشتر "غصه های " ما از "قصه های" خیالی ماست ، پس بدان اگر "فرهاد" باشی ، همه چیز "شیرین" است .

محرم نزدیک است..
دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخوان ای دل که صبرم رفته از دست
بخوان ای دل محرم آمد از راه
بخوان ای دل تو با عباس بی دست...

ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه ی اوج ماتمت می آید
ما در تب و تاب غم تو می سوزیم
چند شب دیگر محرمت می آید...

این جوک قبــلی رو که یادتونه مربوط به داغ دیده های حادثه ی توالت بود .
بزنم به تخته عجب لایــکی خورده .
نه بابا یـــنـی اینــقدر ما داغ دیده داریم و نمیدونستیم ؟؟؟
توالت :))))))
ما داغ دیده ها :(((

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر
پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

"امید آن حسی است که می‌گوید حسی که الان دارید دائمی نیست."

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!