دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

ازدانشگا داشـــــتم بر میگشتم خـونــــه کـه وسـط راه لاســــــــــــتیک ماشین پنچر شد
پیاده شـــــــــدم و با بدبختی جک و بزن و لاسـتیک زاپاس رو بنداز که یه دخترِ جلو ماشیــــــــــنم پارک کرد!
پیاده شـــــــد گفت : آقاااا ، میشه لاستیک من رو هم عوض کنی ؟!
بلد نیستم :(
پنچر شده ..!
دیدم چاره ای نیست ، دلــــــــــم سوخــت و شــــــروع کردم به عوض کردن لاستیک ماشینش
که هــمون لحظه یه خانـــوووووووم با 206 اومـــــــــد بغلم و گفت ببخشید آقا ، بالانس هــــــم انجام میدید ...!!
انقدر شاکـــــــــی شدم الکی گفتم :بله انجام میدم .!!
لاستیکی 5000 تومن
یه قیافه ای گرفت و گفت: وااااااا!! پنج هزار تومااااااااااااااااااااااااان ؟! چه خبره آقا ؟!
ما مشتری خودتون هستیمااا ، همیشه پیش خودت میام
چـــــــــــی بگم به این آخــــــه من :|

آقا خدا وکیــــلی این پستُ نمیذاشتم میترکیــــدم!! ضمنا نخندید بـــابـــام خعـــلی اصرار کــــردش!!! به قولٍ داداشم بیشتــــــــــــــر!!
مامان خانوم همیشه گیر میده به من و بابام که چرا با بطــری تو یخچال آب میخوریم, بهش میگیــــم خو آبسردکنُ پــر کن قبول نمیکنه یعنی بگم هر رو دعـــوا داریم یه ذره دروغ گفتم!!!!
امرو از بیـــرون اومدم دیدم بعـــــله مامان خانوم با بطری داره آب میخــــــــــــــــــــــــــــوره!!!!!!
مــن: مامان خعلی تشنته؟! آخـــــــــــــی! میخـــــای با بطــــری آب نخوری؟! لیوان بدم؟!
مامانم هول شد گف: کــــی این آبسرد کنُ خالی کرده؟!!!!
مــن: خانوم خانوما شما که همیشه مخالفٍ آبسرد کن بودی؟!!!! پس بگو چرا بطری میذاری تو یخچال!!!!
مامان خانوم: امیـــــــــــــــر جونٍ بابات نگی به بابا!!! بخدا حال میده امیــــــــــــــر مامان نگــــــی؟!!!!!!!!
مـــن: چشووووووم!! ( مامانم طفلی خیال کرده پست نمیذارم یادش رف بگه نذارم تو 4JOK و منـــم گذاشتمش) بابا داشته باش.......
خخخخخخخخ! بچه ها من برم خودمُ گـــم و گـــور کنم مــامــانم الان با نانچیکو میادش!!!!!
ضمناً مــــامـــانٍ حرف و عمل پارادوکســــه داریـــم؟!!

خوب اين پسر زشتا برن با دخدر خوشكلا ازدواج كنن پسر خوشكلا هم با دخدر زشتا ازدواج كنن كه چهار روز ديگه بچه هاشون به تعادل برسند عدالت ظاهري هم اجرا بشه والاااااااااااا ولی رو من یکی حساب نکنید به هیچ وجه با یه دختر زشت ازدواج نمی کنم ..........

به نظر شما اگه جعبه سیاه هواپیما در بدترین شرایط حتی خراش برنمی داره چرا خود هواپیما رو از جنس جعبه سیاه نمی سازن؟

خداشاهده پارسال
خاله شادونس کیه مجری برنامه کودک بود
چشم بچه هارو می بست پرتقالی توپی سیبی چیزی میداد دستشون که حدس بزنن چیه
آغا اونا هم یه خط در میون اشتباه میگفتن
تا اینکه یه دختر5شیش ساله همه حدساش درست بود خاله شادونه ذوق کرده بود و چشماشو باز کرد و گفت آفرین دخترم از کجا می فهمیدی که همه حدسات درست بود؟
دختره هم با کمال آرامش پایین چشمشو نشون داد وگفت خاله از این زیر میدیدم
یعنی خاله شادونه ک هیچ کل صداسیما غش کردن از خنده

یکی از برنامه های زندگی واسه آینده اینه که یه انار رو بازش کنم بشمرم ببینم چند تا دونه انار واقعا توشه ، برام سواله ...
البته موز رو شمردم ،یکی توشه...حالا انارم میشمارم خبرشو میدم..

به کچله میگن چرا سرت مو نداره میگه سرم به مو حساسیت داره میگه یک دفعه فکر نکنین من کچل بودم ها بزارید عکس جوونیامو بیارم مدل مایکل جکسن میزدم ببنید

آقا این دیوار بتنی کجاست سرمو بکوبم بهش
اردیبهشت 70به دنیا اومدم اما تاحالا مثل پسرداییم که اسفند79 به دنیا اومده از خاطرات قشنگ دهه هفتادیا واسه بقیه تعریف نکردم
من موندم کی به این گفته تو هم دهه هفتادی هستی

آقا دوستم تو دفترم کار میکرد یه روز داشتم باهاش حرف میزدم که آره دستم خالیه صبر کن چند روز بهت پول میدم اونم تریپ معرفت ورداشت:
این حرفا چیه میزنی؟ ما مثل دوتا داداشیم حرفتو میفهمم "علف بز که نخوردم" !!!!!!!!!!!!
من هنوز نفهمیدم این کدوم ضرب المثل بود؟ خخخخخخ
چندتا دیگه از ضرب المثل هاش:
به به دلم از نکو می آید، سعدیا مرد نکونام نمیرد
صلح اول به از آخرین جنگ
ما که داریم غرق میشیم تو هم تف کن برو
منتظر بقیش باشید خخخخخخخخخخ

رفتم آشپزخونه سرشهرکمون .
قرمه سبزی سفارش دادم .
خورشت و باز کردم هی ریختم رو پلو دیدیم نه .. دریغ از یک گوشت . تا ته گشتم اصلااااااااااااااا گوشت نداشت که نداشت .. رفتم جلو میز مدیر گفتم : خورشتتون یدونم گوشت نداشت
این چه وضعشه دیگه:l
گفت :گوشتامون و سگ خورد . تو برنجمونم موش افتاده بود .
منم همون جا حالم بد شد .. شیکمم پر بود دیگه
نتونستم خودمو نگه دارم بالا اوردم
همش ریخت رو تلفنش و دفتر و ایناش .
طرف کپ کرد:0000 . منم پول و حساب نکردم رفتم که رفتم .
بعد فهمیدم داشت باهام شوخی میکرد .
اشتباهی خورشت بدون گوشت بود ..
اخه شما بگید اینم شوخی بود تو اون وضعیت؟؟؟؟؟؟

خسته ام از خریدن ناز کسانی که با تحریمها سازگارند

دیشب ساختمون کناریمون آتیش گرفته بود،
با بابام سریع لباس پوشیدیم بریم کمک مامانم یهو داد زد:
صبــــــــــــــر کنید!! دارید میرید آشغالارم ببرید،بزارید جلوی در!!!
من :|
بابام :|
ساختمون بغلی :(
آتیش :)

دیشب داشتیم از خونه عموم برمیگشتیم،وسط راه بابام گفت:تندتر برو دستشویی دارم،منم گازشو گرفتم،اومدیم خونه،بابام رفت دسشویی کارشو انجام داد،اومد تواتاقم زد پس کله م،گفت:عوضی چقد تند اومدی؟وقتی تنها هم میری بیرون همینجور میرونی؟هااا؟
گفتم:بابا خودت گفتی تند برو:((
گفت:من بگم برو تو چاه،تو باید بری؟
:|:|:|

پراز" توام" به تهيدستي ام نگاه نكن،مگوكه هيچ نداري،ببين
" تورادارم"

من خواب تورا وقتي كه خواب نبودم ديده ام...