دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فقط می توان آهی از ته دل کشید....
چه آرزوهایی که هیچگاه برآورده نخواهد شد .
.......خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا رحمت کن دختران شهرم را........../بروجن تسلیت/

اين دهه هشتاديا فاجعه اند داشتيم فيلم اخلاقتو خوب كن رو ميديم كه الهام حميدي ميخواست خودش رو بكشه شوهرش حامد كميلي نميذاشت
كه دختر خالم (6 سالشه)گفت :درك خودتو بكش شوهر به اين خوشگلي كجا گيرت مياد!!!!!!!!!!!!!!
من با اين سن:0000000000
الهام حميدي:((((((((((((((
حامد كميلي:)))))))))))))))))))))
ده هشتاديا:):):)

گوره بـــــــابـــــــای اونی که رفته.خیلی شیک و مجلسی میریم استقبال اونی که میخواد بیاد.

عید چند سال پیش دختر عمه ام توی کوچه همسایه شون رو که خیلی هم بی ریخت بوده میبینه و میاد بگه عید شما میمون و مبارک میگه :سلام عید شما مبارک میمون!!! … :))

ویژدانن برید با یه چاقو ی ذره بدنه پراید رو خش بندازید
آره درست حدس زدید نوشته روغن لادن
سایپا مطمئن ب این میگن دیگه

روز اول مدرسه صبح زود بابامو بیدار کردم منو رسونه مدرسه ساعت7و نیم منو رسونده در مدرسه مدیر گفت که چرا انقد دیر اومدی بابام هول شده میخواسته بگه مگه ساعت 7ونیم نباید مدرسه باشن ؟؟گفت مگه ساعت چندو نیم باید مدرسه باشن؟؟
من = :|
ساعت مدرسه=:|
مدیر مدرسه=:|
بابای مضطربه ما داریم؟

آقا کلاس دوم ابتدایی بودم معلم گفت یکی یه خودکار بهم بده آقا بچه ها همدیگه رو پاره کردن که زودتر برسن و مدال افتخارو نصیب خودشون کنن ولی یکی از همه زرنگتر خودکارو از ته کلاس پرت کرد خورد تو سینه معلم
خخخخخخخخخخخخخ

داییم رفته مراسم ختم موقع برگشتن به بابای مرحوم میگه ببخشید که مرد
من=:|
بابای مرحوم = :|
خود مرحوم= :|
ملت= :|
خداییش فک فایله داریم؟؟؟؟؟

یادمه یکی از هم کلاسی هام میگفت:داشتم میرفتم خونه(پیاده)دیدم برگه جریمه جلو شیشه پژو هست پس میره برگه رو برمیداره جبو مبلغش یه 0 اضافه میکنه میذاره سر جاش.اگه نمیدونی بخندی یا تعجب کنی لایک کن

خسته ام رفیق
خسته
نه اینکه کوه کنده باشم
دل کنده ام

خدایا چند + چند کنم تا اون رفیقی که این اس ام اس رومیخونه بفهمه چقدر دوسش دارم !

آقا یه دوست دارم ضرب المثل میگه در حد تیم ملی، چندتاشو میگم بخندید:
آب که بالا میره قورباغه ابولولو میخونه
این موهارو تو آسیاب خورد نکردیم
سر باغ که ننشستم( سر گردنه که نیست)
بلبلان دانند نیاز خودرا( صلاح مملکت خویش خسروان دانند)
نفرین بر چشمی که بی موقع دهن باز شود

کار خرابی کبوتر تو سر معلمی که کوتاه ترین فرد کلاس رو میفرستاد تا بالاترین نقطه ی تخته سیاه رو پاک کنه.

با موجودات عجیبی زندگی میکنیم
موجوداتی که تنها با بی محلی آدم میشوند

یکــی از دوـــــستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروســــــــی کنه
تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پریــــد که 5 ســــــاله دفتر خاطرات داره و هــــــمه چیزشو توش می نویســــــه
این خانـــــم هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونــــــــــــــم!
از فردای اون روز احـــسان و مـــــــن نشــــــستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واســــــش
مـــــــن وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم
10 جــــــــــــور خودکار واســـش عوض کردم
پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...،
چایی ریختم روش ...
احسان هـــــــــم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ دختری دوست نیستمو خیلـــــی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن خانم دوست دختر
دفتر خاطـــــراتو بُرد تقدیم ایــــشون کرد ...
خانم دوســــــــت دختر در ایکـــــــــی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق ســـــــر احسان کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟
اینکه سالنامه 1390 هست!
تو 5 ســــــــاله داری تو این خاطره مـــــــی نویسی؟
و اینگونه بود که احسان هنوز مجرد است¯\_(ツ)_/¯