دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

انتظارش،انتظارم سيركرد
آنكه ميخواهدبيايد ديركرد
تابه كى درانتظارش ديده بردردوختن؟
آمدن;
رفتن;
نديدن;
سوختن...
ای که دستت ميرسدبرزلف يار;درحضورش نام ماراهم بيار..الهم عجل لولیک الفرج.تعجیل درفرجش صلوات

شرط گذاشتن پسر خاله 5 سالم :
نه بخواب
نه بلند شو
نه تکون بخور
گوشیتو باید بدی بازی کنم
اگه به بابامم بگی خفـــــــــــت می کنم !!!!!!!
آخه پسرخاله ست من دارم .!.!.!.
من : (000)
پسرخاله : )(())(
موبایل : *****
شوهر خالم : #@#$%$^%%

خالم رفته یه فیش مکه واسه شوهرش خریده و شوهرش خبر نداشته حالا دیشب با هم دعواشون شده اومده توی مهمونی میگه چجوری برم این رو پس بدم
خاله دست و دلباز من )))))))))))))))))))))))))
شوهرخاله نادم(((((((((((((((((((((((((((((((((
ماO-o

آقا به جون خودم من هنوزم به زورترانه های آقای معین رو حفظ میکنم اونوقت چند روز پیش شوهرخواهرم از گودزیلا که همش 3 سالشه پرسید: پسرم بزرگ شدی میخوای چیکاره شی؟
گودزیلا باافتخار سرشو بالا گرفت گفت: میخوام کمک خرجت بشم
هممون اولo_O سپس بووووومب ترکیدیم از خنده:-D
ولی من بسیار اندوهگین گشتم زیرا فهمیدم تحریما چقد تاثیر گذاشته
لایک=درود بر غیرت بچه هایی که کمک خرج پدر میشن

میگویند رفته ای بانو...
اما دل دیوانه ام رفتنت را باور نمی کند...
تورا می بینم هرروز...
در سیمای دختری محجوب...
در چادری سیاه تر از شب...
نرفته ای...
دروغ میگویند...مگر نه...؟!

من قربون اون نگاهت برم که زل زدي به مانيتور و منتظري من يه جوک بذارم! :

ـ*ـ*ـ*ـ*ـ* یادش بخیر!
دیرینگ دیرینگ. . .
ــ الو بفرمایید!
ــ سلام رسول جان! خوبی؟
ــ مرسی ! شما؟
ــ منم دیگه فتحعلی (شاه) !
ــ به به چطوری فتحی؟چیه کار داشتی؟
ــ آره ! میخوام با این روس ها قرار داد ببندم! خواستم ازت اجازه بگیرم!
ــ اسکول! نبندی!
ــ چی رو نبدنم ؟ قرار داد رو؟
ــ پ ن پ شیر فلکه آب رو!! قرار داد رو دیگه الاغ!!
ــ باشه باشه! نمی بندم!
و اینگونه بود قرار داد گلستان رو بستن و این اسکول به حرف من گوش نکرد !!
این بود فانتزی من !!

بابا یه مشت پسته با پوست تو حلقم اگه دروغ بگم!!!
یه روز نشسته بودم طبق معمول داشتم 4جک ومی گشتم یهو یکی از اطرافیانم(برای حفظ (ابروش/عابروش) اسمشو نمی گم خخخخخخخخخخ)اومده پیشم می گه میشه برام اهنگای فریدون اسرایی رو دانلود کنی؟؟؟منم گفتم نمیشه شارژاین ماهمون تموم شده فقط میشه توش گشت زد.دانلود نمیشه کرد .می دووونین چی میگه... برمیگرده میگه خوب پس همین طوری از تو اینترنت بریزش تو فلش !!!
من0_o
یکی از اطرافیان^_^
شمادرحال خوندن این پست0_&
خانم صادقی در حال بررسی این متن0_0
یکی از اطرافیان خوش فکر من دارم!!!

سوسکای خونمون تو حلقم اگه دروغ بگم...
من امروز باکلی ذوغ شوغ اومدم 4جوک ثبت(صبط-سبت-سبط و...)نام کنم نوشت که:
-نام کاربری تکراری است
-ادرس ایمیل تکراری است
-اون یکیشو یادم نمیاد!
ینی اینغدر اختلال هواس دارم...
عایا؟

یکی از فانتزیای من اینه که:
الان تمام هواداران (محسن چاووشی) بزنند لایکو. حتی اونایی که فقط یک آهنگشو دوس دارند.

یه بار پیش دانشگاهی بودیم استادامون مرد بودن زدو یکی از همکلاسیام عاشق استاد شیمی شد تو عشق استاده داشت میسوختو خاکستر میشدتا اینکه سر یه کلاس گوشیشو برداشتم جای شماره ی استاده شماره ی خودم ونوشتم یعنی شماره ی خودم با اسم استاد شروع کردم به فرستادن اس و حرفای عاشقانه و بعدشم زنگ زدم.یه دفعه دیدم این دوستم مثل ترقه پرید هواوسریع از کلاس رفت بیرون منم قطعش کردم دیگه سر از پانمیشناخت خلاصه زنگ تفریح همه چیو لو دادم بیچاره رویاهاش رو سرش خراب شدتا دوروزم باهام قهر بود کلی منت کشی کردم تا اشتی کرد.....

ما یه جفت گودزیلا داریم که 5 سالشونه یه روز داشتن خاله بازی میکردن منم محو تماشاشون که یکیشون به خواهرش گفت شوهرت کجاست دومی گفت من شوهرندارم سقط شده یعنی تا 2 ساعت تو شوک بودم مثل اینکه شوهرش قبل از به دنیا اومدن سقط شده..............

چشمتون روز بد نبينه.
چند وقت پيش تو بيمارستان بوديم كه يه پسر جووني رو با عجله آوردن تو اورژانس.
از يكي از همراهاش پرسيدم كه چش شده بود؟
اونم گفتش كه آقا اين جوون عاشق يه دختري شده بود و خيلي اينو ميخواست.
دختره هم اينو خيلي ميخواست و قرار بود با هم ازدواج كنن.
حتي قرار مدار عروسيشونم گذاشته بودن.
كه يهو دختره زد زير همه چيو با يه پسر ديگه اي گذاشت رفت.
اين بيچاره هم تا اينو شنيد حالش اصلا يه جور ديگه اي شد.
پا شد رفت 100ccبه خودش بنزين تزريق كرد و حالو روزش شد اين
آقا بگذريم پسره كه تو اغما بود بعده دو هفته به هوش اومد.
ما هم تو بيمارستان بوديم كه يه دختر جووني اومد با يه دسته گل رفت تو اتاق پسره واسه ملاقات.
پسره تا چشاشو باز كرد ديد بله همون خانوميه كه اينو قال گذاشته و رفته .
خلاصه آقا پسره كه خون جلوي چشاشو گرفته بود دستشو انداخت و يه چاقويي كه
واسه باز كردن در كمپوت بغل دستش بود رو برداشت و سرم هارم از روي دستش كند و افتاد دنبال دختره.
دختره هم كه خيلي ترسيده بود با يه جيغ وحشتناك از اتاق زد بيرون
و پشت سرش هم پسره با يه چاقويي تو دستش....
پسره دختره رو دنبال كرد تارسيد به ته سالن بيمارستان.
وقتي كه ديد هيچ راه فراري نداره تسليم شد و خودشو به ديوار سالن تكيه داد
و در حالي كه به شدت گريه ميكرد با حالت التماس به پاي پسره افتاده بود
كه يهو پسره چاقو رو برد بالا تا بكوبه به قلب دختره
بازم چشمتون روز بد نبينه
پسره چون فقط 100ccبه خودش بنزين زده بود يهو بنزين تموم كرد و افتاد رو زمين......!!!!

خدایا خـــیلی ســـخته اونــــی کــه دوســـتش داری بـــدون دلیـــل از پـــیشت بــره و هــیچوقت دیگه نبینیش

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم .