دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اولین پسته اگه میشه بحمایتین...
یه بار داشتم با مخاطب خاصم میچتیدم،بعد یه دفعه نیدونمسر چی بود دعوامون شد بهش گفتم اگه ادامه بدی دلم میکشنه ها!میگه دیگه برام مهم نیستی دیگه کاری به کارت ندارم دیگه به من پیام نده منم بیخیال شدم بعد میبینم بعد 5 دقیقه بهم پیامیده میگه:"جهانم دیگر بی تو الف ندارد…"
یعنی اینو که فرستاد همونجا میخواستم بشینم زمینو گاز بزنم...همونی موبایلی که باهاش میچتیدم تو حلقم اگه دروغ بگم...
این مخاطب خاص من دارم آخه؟...

خوشبختی يعنی وقتی آزرده هستی نا اميد نگردی ، وقتی ترسيده ای هياهو راه نيندازی ، وقتی خشمگين هستی همه را دشمن نبينی و برای اشتباهاتت به دنبال مجازات ديگران نباشی.

از سفر كربلام سريِ دوم
اقا يه بارم قرار شد ساعت ٣ صبح دختر خالمو بيدار كنم. ٣ بيدار شدم رفتم درِ اتاقشون (چراغارو روشن نكردم چون نامحرمه تو تاريكي صداش كردم كه چشمام به چشاش نيوفته) ميگم پاشو (گيج خوابه) ميگه چي ميگي بابايي؟! - احمق جون ما تو نجف هستيم بابات مشهدِ من بابات نيستم پاشو بريم حرم. - حرم كه تو مشهدِ! - رواني جون نجفم حرم داره ديگه.
باز خوابيد.
- پاشو ديگه - پاشم كه چي بشه؟ - كه بريم حرم - حرم چيه؟ - واي يه سوكِ بزرگ رو ديواره......
بعد جيغ زد فحش داد پاشد حاضر شد و رفتيم حرم
ايجور ادم هايي هستيم ما. بابا جان اصحاب كهفم بعد ٣٠٠ سال وقتي از خواب بيدار شدن انقد گيج بازي در نياوردن

از سفر كربلام سريِ اول
( من بودمو مامانو خواهرمو و خاله هام دختر خاله هام ومادر بزرگم)
شب اولي كه كربلا بوديم همه رفتن حرم تا صبح. منو مادر بزگمم تو هتل مونديم(چه هتلي حتي يه تلفن تو اتاقاش نداشت)
قرار شد صبح واسه نماز مادر بزرگمو بيدار كنم. ساعت گوشي رو كوك كردم واسه ٥ صبح و خوابيديم. خلاصه... ٥ صبح شدو ساعتِ گوشيم شروع كرد به زنگ زدن. خاموشش كردمو به مادر بزرگم گفتم حاج خانم پاشين نمازه اونم پاشود. منم خوابيدم ( خسته بودم گفتم بعدا ميخونم)
اقا صبح كه همه جمع بوديم گفتم واسه نماز خوب بيدارتون كردم؟ ايشونم گفتن: اِ درغگو مگه تو بيدارم كردي!؟ تلفن هتل زنگ زد بعد رفت رو بلندگو و گفت حاج خانم پاشين نمازه.
- اللهي بچتون فداتون شه اينجا كه تلفون نداره! اينا كه عربن فارسي بلد نيستن!صداي پشت تلفن با صداي دالبيِ ديجيتاله من فرق داره.
بله خواهر جان ميدونم قرار بود اتفاقات سفر بين خودمون بمونه. باز برو بذار كف دسته مامان. برو

کیا یادشونه؟؟؟

بچه که بودیم نصفه شب که تشنمون میشد انقد تو خواب مامانمونو صدا میزدیم که واسمون آب بیاره/تازه بماند که تو همون چند دیقه چقد خواب میدیدیم که یکی آب آورده خوردیم ولی بازو تشنه بودیم!!!ولی خدایی آخرش که واسممون راست راسکی آب میاوردن شیرین ترین آب دنیا بود....هنوزم مزه شو دوس دارم یادش بخیر

ي خبري
بي پايان ترين خبري است که از تو ميرسد اين روزها !

چرا وقتی یه عکس رو زوم(ضوم/ظوم)میکنی روی چهرت خیلی قشنگ وتمیزه ولی کافیه یه عکس رخ از نزدیک بندازی با همون ژست(ژس/ژصت)/اصلا نمیشه نگاش کرد...من که کلا ناامید میشم از قیافم...

شمام مث منید عایا؟؟؟
یا فقط من اینجوریم؟؟!!!!

گريه ام ميگيرد وقتي ميبينم كسي كه همه دنيايم بود،منت ديگري را ميكشد.

من یه مامان دارم هر وقت درس نمی خونم می گه تو خجالت نمی کشی ¿¿دو ماه مونده تا کنکور قبول نمیشی. فکرم کردی ما تو رو می فرستیم دانشگاه آزاد اشتب کردی...حا وقتی میرم رو موده درس میشینم خر می زنم می گه دخترم انقدر درس. نخون خودتو اذیت نکن اگه قبول نشدی عیب نداره آزاد که نی فرستیمت...مامانای شمام اینجورین آیا¿؟

از سری اعترافات من:
6سالم که بود خواهرم دانشگاه تهران قبول شد وبا مامانم هر چند وقت یه بار میومدیم تهران بهش سر میزدیم(فهمیدین شهرستانیم)از اونجایی که خیلی شیطون بودمو تنهایی حوصله م سر میرفت تصمیم گرفتم برم با پسرای محل که داشتن فوتبال میزدن فوتبال کنم(محلشون یوسف آباد بود ).موهامم خیلی کوتاه بود به هر ترفندی شد از مامانم اجازه گرفتم و رفتم......
بهشون گفتم اسمم علی و بذارین بازی کنم باهاتون
اوش باور نکردن پسرم اما وقتی فوتبالمو دیدن(تو کوچه خودمون همیشه با بچه ها فوتبال میزدیم.اما الآن دیگه خانومی شدم برا خودم) با شک و تردید فراوان باور کردن و تا روز آخر که یکیشون منو با لاک روی ناخنم دید نفهمیدن که سر کار بودن
یه همچین بچه ای بودم من !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روش بدست اوردن دل مادرای ایرانی توسط دختر خانومای گل:
تمام اعمال و رفتارهای بد خودتون رو با تاسف بگید از عمه خانوم به ارث بردین
تمام اعمال و رفتارهای خوب رو با دادن اب وتاب زیاد بگید از خاله جان گرفتید مخصوصا خاله بزرگه!یعنی ماره چاره ای نداره که فقط جونش رو قربونتون کنه در همین لحظه میتونید تمام خواسته های معقول یا نا معقول خودتون رو بیان کنید مطمئن باشید جواب رد نمیگیرید.
این رو مادرا نبینن قربون همه عمه های عزیز که دیواری کوتاهتر از اونا پیدا نمیشه:)))

دوستان اولین پستمه امیدوارم خوشتون بیاد
مدرسه ی ما: پایگاه جهنمی
خروج از مدزسه: فرار از الکاتراس
دیدن مدیر از دور: شبهی در تاریکی
نمره بیست: افسانه اه
مدیر مدرسه: مرد 6 میلیون دلاری
شوخی با مدیر: بازی با مرگ
روز دادن کارنامه: حادثه در کندوان
امتحان: شاید وقتی دیگر
روزی که معلم به کلاس نمی اید: بوی خوش زندگی
اخراج از مدرسه: یک بار برای همیشه
زنگ اخر: ارایشگاه زیبایی
نمازخانه دبیرستان: قطعه ای از بهشت
امتحان پایان ترم: قلب ها برای که می تپد
پیام متقلب برای دیگران: چشم هایم برای تو
منتظر ادامه باشید

دوای مردمان خسته، هیزم
کلیدِ خانه‌های بسته، هیزم
چگونه، تسلیت دادند او را
به جای دسته گل با دسته هیزم؟

خون گریه کن زغم که عقیق یمن شوی
رخصت دهدخداکه توهم سینه زن شوی
درفاطمیه ازدل وجان گریه می کنیم
همراه باامام زمان ناله می کنیم
درفاطمیه رنگ جگرسرخ ترشود
آتش فشان غیرت ماشعله ور شود
شمشیرخشم شیعه پدیدارمیشود
وقتی که حرف کوچه ودیوارمیشود
ماهمکلام منکرحیدرنمیشویم
باقنفذ و مغیره برادرنمیشویم
*صلی ا. . .علیک یابقیة ا. . .*

داریم عکس دسته جمعی میندازیم داییم رفته بیرون میگیم چرا رفتی؟ میگه من چشام استیکمات چشام سبز میفته