میگویند روزی خواهد امد که اوای خوش جویباران و طنین دلنشین پرندگان از پس هر پنجره ای به گوش میرسد و دلها همه معطوف قبله جان می شوند ای مهدی زهرا به انتظار شنیدن طنین گوشنواز قدمهایت بر لب پنجره دل نشنسته ایم.
@2420182448 · ۴۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
میگویند روزی خواهد امد که اوای خوش جویباران و طنین دلنشین پرندگان از پس هر پنجره ای به گوش میرسد و دلها همه معطوف قبله جان می شوند ای مهدی زهرا به انتظار شنیدن طنین گوشنواز قدمهایت بر لب پنجره دل نشنسته ایم.
یا این دل شکسته مارا صبور کن
یا لااقل به خاطر زینب ظهور کن
دیگر بتاب از افق مکه/ ماه من!
این جاده های شب زده را غرق نور کن
سالها پیش دوبال اسمانی داشتی�
بال پرواز کران تا بیکرانی داشتی�
روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست
شب که می شد سنت خانه تکانی داشتی�
نذری روز ظهور مهدی موعودمان
صبح ها چله به چله عهدخوانی داشتی�
گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدی�
گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتی�
ثانیه ثانیه هامان پای اقا می گذشت
آی مردم یک زمان صاحب زمانی داشتیم
یارو رفته بانک پرینت حساب یارانه اش رو گرفته خوشحال و سرخوش اومده میگه یکماه یارانه از دولت طلب دارم میگم مگه یارانه ات واریز نشده میگه چرا واریز شده ولی حساب کردم از اولش تا حالا هر سری چند روز دولت توی پرداخت یارانه ها تاخیر داشته همه تاخیرها با هم شده یکماه میخوام برم اقدام کنم این یکماه رو از دولت بگیرم!!!!ای خدا قربونت برم واقعا با کیا شدیم هفتاد میلیون:(
سلام بچه ها امروز فهمیدم کلی استان فارسی گل و گلاب توی جمع داریم میخواستم از داداش سعید(هرروزظهرکته)بپرسم شما هم استان فارسی هستی؟
استان فارسیها بلایکن امار معلوم بشه please
سلام بچه من خیلی وقته که به معنای واقعی دارم با 4 جوک زندگی میکنم همه بچه شدن اعضای خانواده ام داداش سعید(هرروزظهر کته)داداش کیان داداش عباس داداش امیر21 داداش مسیحا که عاشقانه هاش به دل میشینه چون از دل میاد و بقیه و داداشا و ابجیهای گلم که خیلی دوستشون دارم از موقعی که من شروع کردم به پست گذاشتن جو اینجا بهم ریخت داداش عباس داداش کیان داداش امیر21 یعنی انقد قدم من سنگین بود یعنی انقدر بد قدم هستم تو رو خدا داداشای گلم برگردید دنیا دو روزه ارزش نداره به خدا- برای یه سوتفاهم که نباید قهر کنید
اعتراف میکنم وقتی کلاس اول بودم معلممون گچهایی که کوچیک شده بودن رو ریخته بود توی یه جعبه از اونجایی که اون موقع کلاسها پنجاه شصت نفری بود و نمیتونست با همه سر و کله بزنه اگر کسی اذیت میکرد براش یه گچ پرتاب میکرد یعنی اخر نبوغ بود معلمه !میخواست استفاده مفید کنه از گچهای بدرد نخور من هم که برای معلم بازی توی خونه گچ لازم داشتم الکی اذیت میکردم تا برام گچ پرتاب کنه بعدش گچها رو جمع میکردم.
لایک=بابا تو دیگه چه مخی بودی ندزدنت بخاطر این همه خلاقیت
روش بدست اوردن دل مادرای ایرانی توسط دختر خانومای گل:
تمام اعمال و رفتارهای بد خودتون رو با تاسف بگید از عمه خانوم به ارث بردین
تمام اعمال و رفتارهای خوب رو با دادن اب وتاب زیاد بگید از خاله جان گرفتید مخصوصا خاله بزرگه!یعنی ماره چاره ای نداره که فقط جونش رو قربونتون کنه در همین لحظه میتونید تمام خواسته های معقول یا نا معقول خودتون رو بیان کنید مطمئن باشید جواب رد نمیگیرید.
این رو مادرا نبینن قربون همه عمه های عزیز که دیواری کوتاهتر از اونا پیدا نمیشه:)))