دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

عاقا بابام یه دوست دره که یه پسر داره که پسره خعلی باهوشه ( رتبه کنکورش ۳۰ بود) از این آدما که از شدت باهوشی یه ذره خنگ میزنن...
هیچی دیگه یه روز دادش کوچیکه اش داشته تو دریا غرغ ( قرق غرق قرغ هرچی) میشده این اتم بجای اينکه برادرشو نجات بده میره دوربین میاره فیلم میگیره .....
ینی اون نبوغش بخوره تو فرق سرم

All you need is 4JOK
موافقی بزن لایکوووووووووو

آﻫــــــــﺎی ﺷﻤﺎﯾﯽ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ نت ﻣﺦ ﻣﯿﺰﻧﯿﺪ،
.
.
.
.
ﺧﻮوو ﮐﺼﺎﻓﻄﺎ ﺑﻪ ﻣﺎم ﯾﺎد ﺑﺪﯾﺪ ...
ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﭘﺴﺖ ﺑﺬارﯾﻢ ﻻﯾﮑﻤﻮن ﮐﻨﻦ ﻟﺬت ﺑﺒﺮﯾﻢ !!!

تلاقی روز زن باروزکارگر درسال مارکاملا اتفاقی است وهرگونه تفسیردیگری مشمول دمپایی خواهدبود!

اقا سال اول دبیرستان بودیم که مدیر مدرسه برا اشنایی بچه ها با رشته های دبیرستان و دانشگاه، ریس مخابرات شهرمون رو اورد برا سخن رانی. مدیر صحبتاش رو کرد، وقتی ریس رو فراخوند گفت بچه به افتخار ریس یه کف مرتب. زدیم و خلاصه اومد بالا، تا خواست شروع کنه به حرف زدن دوباره کف زدیم.ساکت شدیم اومد دوباره حرف بزنه دوباره کف زدیم.اقا اعصابش خرد شد گفت دوباره بزنین میرم. تا همین رو گفت دوباره کف زدیم. اقا این ریس قهر کرد خواست از تو سالن بره بیرون اقا مدیره هم شروع کرد به دادو بیداد سر بچه ها. بچه ها همه بلند شدند کردن دنبال ریس اداره برق. ریس بدو ما بدو،!خلاصه رفت سوار ماش بشه! که بچه شروع کردن پرتاب سنگ به طرف بنده خدا..... واقعا تو دلم بود براتون تعریف کنم

بچه ها دقت کردید تب مبارزه با دهه هشتادی ها فروکش کرده؟؟؟!!!دوباره دارن شاخ میشن ها.از ما گفتن بود...

خبر خبر:به جمع بچه های سرراهی پیوستم!!!! چند روز پیش شدیدا سرماخوردم تو اتاقم که طبقه بالای خونس درحال استراحتم یه چندساعتی بود پایین نرفتم بعد مامی داد زده آذیییییییییین زنده ایییییییی هنو نمردییییییی؟؟؟؟؟ بابام: پری سوال کردن داره؟هنوز بوش بلند نشده معلومه زندس!!! من:...... (نمیگم قیافم چطو شد چون خود دوستان پیدا شده در سطل ماست میتونن قیافمو تجسم کنن) نا مادری وناپدریه که من دارم؟لایک=درکت میکنم خوش اومدی

ی سال پیش 2تا ماهی خوشگل برا عید گرفتم ، این ماهی ها حدودا 11ماه زنده موندن، مخاتب خاس امد خونمون گف وای ماهی هاتون هنو زندن ، چیزی نگذشت ک یکیش به دیار باغی شتافت ، موند ی ماهی این ماهی هم ب طور عجیبی متحول شد از قرمز به نارنجی ، از لاغری به چاقی ، از تحرک زیاد به ثابت ماندن تغییر حالت داد تازه دور چشماشم سیاه خفن شده بود ، رفتم براش ی رفیق گرفتم ولی فایده ای نداش و روز به روز چاقتر میشد ک بابام گف این شاید بچه داره ، مدتی گذشت و ماهی عذیذ مُردش
ی روز داشتم ب این فکر میکردم ک چرا ی دفه اینقد چاق شد ماهیه، یهو متوجه شدم که ماهیه اثن دستشویی نمیکرد ( چون اب تنگ تمیز بود )
ی هو یادم امد که ی روز بهش ارزن (ارذن ارظن ارضن اذضا عرذن عرظن عرضن {غذای پرنده }) دادم، نگو بدبخت نتونسته حضم کنش
فکرشو کن چقد روش فشار بوده و راه رو مسدود کرده ، اخ طفلکی

سلام ، برو پچ 4Jok
این اولین پستتم،لطفا یه کاری کنید اول جوانی افسرده نشم
یه روز کولر غضنفر اینا خراب میشه غضنفر میاد بچه هاشو می زنه میگه مگه نگفتم چهار نفری جلوی کولر نشینید،
لایک= خیلی بی مزه ای

یه یاکریم تپل مپل ناز داریم پشت پنجره اتاقم لونه کردن
عادت دارم وقتی می خونه منم عین خودش صداشو در میارم اونم هی جوابم میده تا هر وقت حوصله داشته باشم این کارو ادامه می دم
امروز صبح تا یاکریم خوند منم ج دادم اما اون ساکت بود ج نمی داد
هی تکرار کردم دیدم نخیر امروز محلمون نمیده
یهو مامانم گفت: ان قدر سعی نکن ،جفتشو پیدا کرده بگرد دنبال یه یاکریم مجرد دیگه، براش کو کو کو کن !!!!!!

یاکریم مذکر :دی
یاکریم مونث(جفت مذکور) :پی
من :0
مامانم :)))

من یه زنمو دارم که خیلی آدم حساس و وسواسیه؛چندروز پشت سر هم رفته بود بیمارستان همراه خواهرش بود که زایمان کرده بود؛ ازاونجای که خیلی وسواسه وقتی اومد خونه اولین کاری که کرد گوشی سونی اریکسون 300هزارتومنیشی برد زیر دوش وصلوات داد که تمیز بشه؛ شستن همانا فاتحه گوشی خونده شد همانا؛ تورو خدا زنموست ما داریم

دختر خواهرشوهرم 6 سالشه برگشته میگه : زن دایی نمیشه شما و دایی 1 بار دیگه باهم ازدواج کنید؟
من: واسه چی؟!
گودزیلا: آخه عروسیتون خیلی خوش گذشت
من : نمیشه عزیزم
گودزیلا : حالا زن دایی فکر کن تو همین بچگیه من همین الان آیفون خونمونو بزنن بابام بره برداره بگه کیه بگن اومدیم خواستگاریه دخترتون از همین الان که 6 سالشه،با خال میشه نه!
ای خدا این گودزیلاها تو چه فکرین؟
ما تو بیست سالگی هم خجالت میکشیدیم این حرفارو باهامون بزنن
آخه فانتزیه دارن این گودزیلاها؟
فک و فامیله گودزیلاییه فکر ازدواجه داریم ما؟!!!!!

چندوقت پیش بعداز مدتای طولانی رفتم خونه دوستم اونم با اصرار فراوان..... داداش کوچیکش 6سالشه رفت بازی کرد وقتی برگشت اومد تو اتاق گفت تو هنوز نرفتی هوا تاریک شده سیب زمینی هامونم کمه فقط اندازه خودمونه (مامانش داشت کوکو درست میکرد) هیچی از اون موقع بعد تاحالا نرفتم جای ازلت نشین شدم....

1 گودزیلا داریم 8 ساله، داشتم موهاشو میبافتم و داییش کنارم نشسته بود داشت با گل سره گودزیلا ور میرفت، برگشته میگه دایی نکن اون ماله عردسیمه
مامانش برگشت گفت : منظورش ایته که عروسی رفتنی اونو میزنه سرش
خیلی جدی برگشته به مامانش به حالت قهر میگه : مامان خانوم بالاخره که چی ، بالاخره که باید ازدواج کنم
من که از اون موقع دنبال افقم پیداش نمکنم کع توش خودمو تیکه تیکه کنم
به خدا گودزیلا کمشونه

اینایی که اول پست هاشون اسمشونو مینویسن که گم نشن یا مینویسن اختصاصی ... همونایی هستن که تو دورانابتدایی سمشونو رو همه وسایلشون با برچسب مینوشتن و همه مداد رنگیهاشون اسم داشت، اونوقت میکن تحریم چیه بی تاثیره