یکی از فانتزیام اینه ::
یه چیزی از وسط خیابون یا پیاده رو بردارم، بزارمش یه جوی دیگه
یهو دوربین و مجری میکروفن بدست بیان طرفم .... همه دارن برام دست میزنن.... مجریه میپرسه انگیزتون چی بود ؟؟ این دو ساعت افتاده بود ایجا کسی بَرش(وَرش) نمیداشت ... چی شد برداشتیش؟؟
منم در کمال خونسردی جواب بدم ::
انگیزه اَ ای اقدام بشر دوستانه ای بود که حوصلم سر رفته بود خاسم یه حرکتی کرده باشم
همی
آقا فساد توی سینما بیداد می کنه.آقا یه نمونشو میگم شما خودتون تا تهش برید: یه روز یکی از همین خانمایای سانتی مانتالی که تو فیلما هس »بزای حفظ جونش اسمشو نمیاریم.دلتون آب«میره سر فیلمبراری و چون خیلی فیس و افاده از سر و کولش بالا میرفت و ناهاری که موقع فیلمبرداری بهش میدن با مذاقش سازگار نبوده به خاطر همین از خونه غذا برده تا کوفت کنه.آقا چن ساعت میگذره و این خانم میره که غذاشو بلمبونه میبینه ای وااااای غذاش فاسد شده و... گرفتید عمق فساد سینما رو یا نه؟ لایک:پسرم دیشب توی کمد خوابیدی امرو واس ما کمدی شدی نکبت؟
بهونه هاي من پيش خونوادم براي وصل كردن اينترنت: بابا جون من ديگه ناسلامتي دانشجو شدم دانشجوام كه يك روزم بدون اينترنت نميتونه اصلا برات قيمت همه چيزو در ميارم و .... هزارتا وعده هاي الكي ديگه
ماهي يكبارم تو سايته دانشگاه نميرم
یادمه یه روز سر کلاس نشسته بودیم یه دفعه برا تنوع گوشیو برداشتم به شماره چند تا از دوستام سر کلاس زنگ زدم (خوب از بس بیکار بودم) ولی از شانس بد من گوشی همشون رو ویبره بود یهو دیدم یکی از همین دوستام داره بهم زنگ میزنه گوشیو که دستم بود زود برداشتم اونم میخواست زود قطع کنه که اعتبارش تموم نشه.
نمی دونم چجوری گوشیو قطع کرد ولی مثل اینکه گوشی قطع نشده بود چون از پشت تلفن صداشو میشنفتم یه نیم ساعتی اینجوری موند بعد که متوجه شد گوشی باز مونده سریع قطعش کرد یه نیگاهی به اعتبارش انداخت دید بله همش پریده منم که از ماجرا با خبر شدم نا مردی نکردم به همه دوستام ماجرارو تعریف کردم اون دوستمم دیدم دیگه خیلی داغ کرده بود زود تو افق محو شدم
(چون اگه دستش بهم می رسید دیگه زنده نبودم )
اخ این چه دوستایی که من دارم...
بچه میمونی از مادرش پرسید : چرا خدا اینقدر مارا زشت آفریده ؟
مادرش میگه : قربون اون دماغ پهن وکله پشمالو ودهن گشادت برم خدا رو شکر کن شبیه اونی نیستی که الان داره اس ام اس می خونه ..............
هر روز ” دماغ ها ” کوچکتر می شود و دروغ ها بزرگتر ..،!
بعد تو یه صداى مزاحمى هیچ وقت ولم نکرد!
یه صداى مبهمى که هر دم تو گوشم میگفت:
…باختى
به مامانم میگم مامان بیا بشین 4 تا جک برات بخونم دلت واشه ملت انقدر سوتی میدن خودشونم تعریف میکنن تازه هر چند نفر بیشتر به سوتیشون بخندن و مسخرشون کنن شادتر میشن...اومد پیشم اول یه پست گذاشته بودن بچه ها در مورد شعر سعدی سر در سازمان ملل من واقعا نشنیده بودم به مامانم میگم واقعاااا هست؟میگه آره میگم به فارسی...؟.زده زیر خنده میگه آره حتما به فارسی نوشتن نیس اونجا همه فارسن...اومدیم جلوتر یکی دیگه از بچه ها نوشته بود تازه فهمیده این فیل فورجک و که میزنی میری صفحه اول خدایی من از تابستون پارسال میام سایت نفهمیده بودم دیگه اینو که به مامانم گفتم در لب تابمو بست گفت پاشو وینیم تو خودت کمپانی سوتی هسی میری به سوتیا مردم میخندی...خداییش بد ضایع شدم بعد از عمری مامانمو آوردم فورجک مامان آدم ضایع کنه دارم من...اما خوب سوال دارم من واقعا شعر سعدی رو به فارسی نوشتن...یا انگلیسی آیا؟شماها سازمان ملل نرفتین؟به انگلیسی چی نوشتن.....سازمان ملله داریم خو...
میکشم.. می کشی.. می کشد..
هر سه میکشیم!
اما او .. ناز تورا..
تو .. دست از من..
و من…
ای وای، باز فندکم را کجا گذاشته ام؟..،
تا امروز تا این حد خجالت زده نشده بودم وقتی که خواهرم بعد از ده سال راننده بودن خواست قفل فرمونو ببنده سه سری بوق زد ملتی بودن هاجو واج حیف اون پراید زیر پاش نیست شما قاضی؟؟؟ اولین لایکمه با نهایت خجالت زدگی تمام بازم شما قاضی؟؟؟
رفتم خونه عموم از عصر برا شام, شام سر سفره ماست و کنگر آورده میگم وای من تا حالا نخوردم چجوریه اصلا چی هس....عموم میگه ع نمیدونی کنگر چیه؟میگم نه ,میگه از همونا که میخورن لنگر میندازن یعنی واقعا کنگر نخورده اینجا لنگر انداختی وای به حال من اگه اینم بخوری....عموی مهمون نوازه دارم من خسیس... والله با اون نوناشون... ...
بــاران کــه مــی گــیــرد بـه هـم مـی ریـزد اعـصـابـم...
تـقـصیـر بـاران نـیـست...مـی گـویـنـد: بـی تـابـم...!
گـاهـی تـو را آنـقـدر مـی خـواهـم بـه تـنـهـایـی...
طـوری کـه حـتـی بـودنـم را بـر نـمـی تـابـم...
هـر صبـح ،بـی صـبـحانـه از خـود مـی زنـم بـیـرون...
هـرشـب کـنـار سـفـره ،بـُق کـرده سـت بـشـقـابـم...
بـی تـو تـمـام پـارک هـای شـهـر را تـا عـصـر...
مـی گـردم و انگـار دسـتـی مـی دهـد تـابـم...
شـب هـا کـه پـیـشـم نـیـسـتـی...خـوابـم نـمـی گـیـرد...
وقـتـی نـمـی بـوسـی مـرا...با "قـــــــــــــرص" مـی خـوابـم...!
در دلـم آرزوی آمـدنـت مـی مـیـرد،
رفـتـه ای ایـنـک، امّـا، آیا بــــــاز مـی گـردی؟!
چـه تـمـنـای مـحـالـی دارم ....
خـنـده ام مـی گـیـرد!
سلان سلام سلام اینجا اصفهان خیابونا در حد انفجار شلوغه نیست تیممون برده کل ملت ریختن بیرون هر کی یه چیز زرد دستشه یکی شال یکی پرچم یکی عروسک خرس پووو ,یکی اردک,یکی کل ماشینو رنگ زرد پاشیده فکر کنم اگه سپاهان نمیبرد باید با اشک چشمش میشست اون همه رنگو,به هر حال...اما یه چیز آخر خنده, ماشین بغلی ما یه چهارپایه حمام زرد از پنجره داده بیرون بش میگم این چیه دیگه میگه مال ننمه....طرفدار جو گیره داریم ما خو برادر من ینی انقدر شی ء زرد قحط بود آخه چهار پایه حمام.....؟؟؟خوبه آفتابشون زرد نبوده ها اگر نه کلی کتک میخورد تو خیابون
سلام عرض میکنم خدمت خانم صادقی محترم در رابطه با اون پستی که تو پاتوق گذاشته بودید و آقا سید لطف کرد تحلیلش کرد که تحلیلش تو حلقم!
شما راست میگی من از طرف دخترا قول میدم فعال تر بشیم تو قسمت طنز و فانتزیو اینا
از زحماتتون بی نهایت بی نهایت سپاسگذارم موفق باشین راستی قولمون یادمون نمیره!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533986597










