مقدمه:
آرزو یا فانتزی گو فرق چیست؟
آنکه او بی فانتزی زنده ست کیست؟
با توهّم زنده ایم و سرخوشیم
«فانتزی هم بر جوانان عیب نیست!»
یکی از فانتزیام اینه که یه روز برم لب دریا ببینم هیچی زباله نریخته...
که وسط کلاس رفتم تا بیرون اومدم موقع برگشت به داخل کلاس پیراهنم گیر کرد به دستگیره در پاره شد من :( و 60 نفر دختر وسط کلاس:)))
در آتش رهایم ، خدا شاهد است !
به غم مبتلایم ، خدا شاهد است !
شب است و دل و بیکسی ، وای من !
به درد آشنایم ، خدا شاهد است !
دگر صبر و تابی ، دگر طاقتی
نمانده برایم ، خدا شاهد است !
دلم میگدازد در آتش ، دریغ !
به غم همنوایم ، خدا شاهد است !
شکسته است آیینه های مرا
غم دیر پایم ، خدا شاهد است !
رسیده است تا نا کجا ، نا کجا
طنین صدایم ، خدا شاهد است !
بگو جان ما را ز غم چاره چیست ؟
اسیر بلایم ، خدا شاهد است !
به شعر غریبم به شبهای غم
ترا میسرایم ، خدا شاهد است !
بعضی ها می روند که بروند ... نه ردی نه
نه خاطره ای نه یادی !
بعضی ها میروند واز خودشان زخم کاری بجای
میگذارند زخمت را می خراشی مشت مشت نمک
به روی زخمت می پاشی که مبادا یادت برود که
با تو چه کرد ! اما نفر سومی هم هست بنام
گوشه نگاه خدا وقتی که هست باران وقتی که
می رود ردش رنگین کمان است !!
رفتم تو کتـــــــــــــــــــــابفروشی دیدم یه دختره اومد تو
به طرف گفتــــــــــــــــــــــ ببخشید این کتابرو میخواستم
طرف داد زرد کانون رو با پــــــــــــــــــــــــــــــــاسخنامش داد بهش
دختره نیــــــــــــــــــــــــــــــــم ساعت داره ورقشون میزنه بعد اومده حســـــــــــــــــــــــــــــــــــــاب کنه
میــــــــــــــــــــــــــگه:
ببخشید جوابشـــــــــــــــــــــــــــــــــــم هست ؟
(0_O)
من تو اون لحظه احـــــــــــــــــــــــــــــــــــساس کردم فروشنده رفت تو افق محـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بشه ولی خب مثل اینکه اوج مصرف افق بود نتـــــــــــــــــــــــــونست ...
خو خـــــــــــــــــــــــــــــــــواهر من هم تو کنکور داری هم من!
این یکی دو ماهی ام که مونـــــــــــــــــــــــــــــــده تحمل کنید اینقدر سوژه سازی نکنید به جــــــــــــــــــــــــــــــــــان خودم من هیچی نخوندم بسه دیگه...
لایــــــــــــــــــــک = فقط لایک
ضمنا اولین کسی ام که لایک رو فقط خودش معنی می کنما....
سه چیز که با صدای (غ ق ) شروع میشه و ایرانیا بهش خیلی علاقه دارن
قلیون و غیبت و قورمه سبزی
اصلا خوراکه ها
با بابام رفتیم جلسة دانش اموزان برتر کانون
موضوع جلسه "دادن آرامش خاطر توسط والدین"
بعد از جلسه رفتیم که خصوصی مشاوره هنوز رو صندلی ننشسته بابام بر میگرده میگه آقای صادقی من میدونم محمد هیچ گوهی نمیشه و من به موضوع کاملا واقفم.
مشاور که تا 2ساعت از تعجب دهنش واز مونده بود
منم که از شدت هیجان و آرامش دادن بابام سرم رو زدم به میز
آخه پدره من چرا تر میزنی به روحیه یه ملت...........
ای خدا ...
از چی بگم برات؟ ؟؟؟؟؟؟؟
اشتباه من املایی بود
من فقط او را همدرد نوشتم گویا او هم درد بود...
منکه هروقت میبینم یه لایک رنده باصورت تبلیغ کرم حلزون لایکش میکنم که جیگرم حال بیاد
نگید از این کارا نکردید که میدونم شما ازمن عقده ای ترید درضمن کت قرمزه عبدالمالکی تو حلقتون(واسه تنوع)
عرضم به حضورتون که اگه من یکی سیاست این بچه های این دوره زمونه رو میداشتم الان یه مغز متفکر بودم
خواهرم اینا زنگ زدن خونمون "محمد پسر خواهرم" گفته میخوام با خاله حرف بزنم ..
گوشی رو گرفتم که حرف بزنیم هنو سلام نکرده میگه خاله بیسوئیت میکام ( بیسکویت میخوام )
من فک کردم میگه اومدم خونت برام بخری !! منم گفت باشه برات بیسکویت خریدم اومدی بخور
محمد .. نه خاله اودمونم بیسوئیت دالیمااااااااااااا
گفتم آها یعنی الان بیسکویت میخوای ؟؟
محمد .. آدِ
گفتم خوب ببین اگه مامانت بهت بیسکویت میده بگیر بخور .. بدون خداحافظی گذاشتو رفت
حالابه قول خودم این بُشکه حرف من جور دیگه به خواهرم گفته ..
محمد .. مامان خاله جون میده به من بیسوئیت بده بـُکولَم .. صدای خواهرم میومد حرف نزن نخیرم نمیدم الان دیروقته صب میدم با شیر بخور..
خواهرم گوشی رو گرفته که با من دعوا کنه میگه چرا بهش گفتی برو بیسکویت بخور
من از همه جا بیخبر گفتم کی؟؟ من ؟؟ کی گفتم؟؟ :|||
گفتم خواهرم من بهش گفتم اگه مامانت اجازه میده بیسکویت بخور !!!
پسر خواهره دارم من !!!!
بــخدا مـن دهـه شـصتـي ام نــه چـهلــي!!؟
يـه بـار كـه بچـه بودم رفتـم خونـه خـالم،از پنـجره شـون ديـدم خـانم معـلممون نشسـته داره نــــون ميـخوره!
ايـــنقدر تعجب كردم كـه معلـممون شـكم داره كـه كفشــامو از پـام درآوردم بـدو بـدو رفتـم خونـه خودمـون تـا ايـن خبر مهم و حيــرت آورو
بـه مـامـانـم گـزارش بـدم!!
ما كـجا؟ايـن دهه هشتاديا كجا؟ كـه معلمشونو تـا ميـكنن ميـذارن تـو
جيـبشون!
لايك:عامل اصـلي سوختن دهه شصتيـا توي خنگ بودي!!!!
آرزویم این است:
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشی، عاشق آنکه تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که تو دلت میخواهد...
انگشت هایم به دکمه های پیانو میخورد و غمگین ترین اهنگ را برایت مینوازم اما دست هایم سرد است و بی روح و خالی از پوچ برای چند لحظه ارزو میکنم که ای کاش در میان نت های زندگی جان ببازم پر بکشم ملکوتی شوم و بار دیگر لبخندت را تماشا کنم...کیان جان تو از لذت هایی میگویی که دیگر نیست من مانده ام از کدام لحظه سخن بگویم وقتی زندگی گذشته ام اکنون رویاست...
*سنت فاطمه(س)*
چادرم...
چه خوب است که
نه رنگت از مُد می افتد
نه مُدلت
چادرم از ثبات توست که من شخصیت پیدا میکنم....
رنگ سال هر رنگی که می خواهد باشد
رنگ ما مشکیست...
مگر نه بانو...؟
همه سختی های حجاب ارزش یک لحظه نگاهِ
رضایت بخش مادرم زهـرا ( س ) را دارد
که دست دعا بلند کند و بگوید
خدایا :
دختران امت پدرم ، همه ی زیبایی ها را داشتند اما....
با سگم عکس گرفتم گذاشتمش تو فیسبوک.
پسر خالم زیر عکسم نوشته کدوم تویی؟
چرا من از هیچکی شانس نیاوردم عاخه؟
اصن ی وضی
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20654
کل بازدید: 533911756










