دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

دلم می خوادهمه ازت دوربشن دلم می خوادفقط توباشی بامن
این همه عاشقونه دوست دارم نمیخوام این حسو ازم بگیرن
می خوام بدونی قلب من گیرته عشقی که دارم به توبی بهونس مرتبه زندگی وقتی باشی دنیای من دنیای عاشقونس دنیای من دنیای عاشقونس

بدتر شد
هرچه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد
نرود از دل ما مهر و وفا بدتر شد
مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای تو بگویم که شما بدتر شد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه برعکس همه ی رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تورا بدتر شد

به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی هوا!!!
پس از تو همه تا توانستند آدم شدند؟؟؟!!
چه صادقانه هوا بودی و چه ریاکارانه آدمیم

یکی از فانتزیام اینه که
از بالای ی ساختمون 4 طبقه بپرم پایین البته با همون کت شلوار قرمز براقم باشم و یک متر مونده به زمین تو هوا معلق بشم و کته مثل این فیلما، ی حالت قشنگی بگیره و تو همون حالت مخاطب خاصم در حالی که خیلی تعجب کرده !!!!! منو بگیره و با هم بریم سوار لیموزین قرمزم بشیم و مردمم با کف و سوت و هورا ما رو بدرقه کنن ( نخند علکی !!! خودم قرمز سفارش دادم )
بعدش رانندمون بگه کجا بریم ؟ منم با ی لبخند ملیح روبه مخاطب خاصم بگم : بریم کهندان ؟ اونم بگه چرا که نه ، بعدش با هم بخونیم : میخوام برم کهندان ، کهندان هنوز قشنگه ( بچه ها پرسیدن کهندان کجاست ؟!!! در جواب باید بگم ی جای با صفا بین قم و تفرشه و البته از افق خیلی بهتره )
حالا نرید اونجا رو هم مثل افق شلوغ کنیدا !!!!
این همکارمون از بس تعریف کرد از اونجا و ما رو نبرد ما مجبور شدیم تو فانتزی بریم اونجا !!!!!
منتظر ادامه فانتزی توی خود کهندان باشید

عـاغــا دو سـه شـب پـیـش شـیـــراز زلـزلـه اومـد سـاعـتـای 3 بـود مـاهـم غــــرق خـــاب:))))))
ی دفـعـه دیـدم تـخـتـم رفـت رو حالـت ویــبـره بـدجـور نـامرد یه صـدای وحشـتنــاکیـم داد منم وسـط خـاب چنان عربـده ای کشیـدم اصن دسـت خـودم نـبـود پـریـدم هـوا رفـتــم بیـرون اتـاق هــمـمـون پـریـده بـودیـم بـیـرون:((((
منم ک کنتــرلـمـو از دست داده بودم چـهار نـعل داشتـم دور خـونه مـیـدوییدم و این دیـوونـه هـا داد مـیـزدم نـه ایـنـجـورD: اصن یه وضعی بود
حـالـا ایـن زلـزلـه کصافط 2ثـانـیـه بـیـشـتـر نـبـودا ولـی وسـط خـاب مـن اومـده بـود بـنـده قـالـب تـهـی کـرده بـودم هـمـچنان ک داشتـم مـیدویـیـدم و عــربـده میـکشـیدم یه لـحـظه دیــدم اعـضـای خـانـواده دهـن وا دارن منو نـیـگا مـیکنن!!!!!!!!!!!!
کـف کـرده بـودن از این هـمـه شـجـاعت و غیور بودن من...........
خـلـاصـه از اون زلـزلــه سه روز مـیـگذره ولـی هـنوز مـامـان و بـابـام بهم مـیـگن شیــر مـرد............خـواهـرم بـهم میـگه پـسـر شجاع.......احساس خـیـــلـی خـوبــیــه

من بچه که بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که میخواستم برم با خودم می‌بردم، تشت رو آب می‌کردم با کله می‌رفتم توش و ساعت‌ها شاد می‌زیستم ...

لا مصب تو مدرسه هروقت یه گندی میزدیم زنگ تفریح بعد ناظم بچه ها را صف میکرد حالا میخواست زنگ اول باشه یا سوم.ما هم مث سگ میترسیدیم که الآن اسممونو صدا میزنه میگه بیاین بالا.... عجب دورانی بود...حیف

خيلى دوست دارم يه روز مخاطب خاص خودمو بدون آرايش ببينم و از صميم قلبم بهش بگم
بشو بشو تره نخوام
سياهى تره نخوام
بلايى تره نخوام
سياه سوخته تره نخوام
پدر سوخته تره نخوام

یکی ازفانتزیام اینه که هرروزکه میگذره بشنویم همه چی داره بازم ارزون میشه خوب ینی چی اخه اینهمه گرونی؟:|

سلام به بچه های 4جوک شنیدم اینایی که پسته اولیشونه رو تحویل میگیرن؟
منم مثه بقیه پست اولی ها یه گوشه چشمی به لایکاتون دارم !اینجوری(^_-)
اقا من یه ادمیم که خیلی سادم! دوستام هم مثه خودم خیلی سادن
یادمه از یکی از دوستم پرسید متولد چندی؟گفت:66 گفت چنده 66؟
اونم گفت: 1366!!!!
نمیخوام بگم املام تو دبستان خوب بود ولی بعضی وقتا لازمه بگم:
ارض شود یه دوستی داشتیم همیشه املاش صفر بودمن حمیشه در اجب بودم چطور میشه که اینطور میشه نگو وقتی معلم متنو تکرار میکرد این دوستم دوباره هم مینوشت اگه بازم میگفت باز
م همونو مینوشت بعد بنده خدا وقت کم میاورد همشو قلط مینوشت!!!!

به سلامتی اون حس هایی که نمیشه به اشتراک گذاشت مگر با خدا …

تا پیش از این به دنبال سهم خود از دنیا بودم ، اما اکنون میدانم که دنیا از من سهمی دارد. سهمی که اگر بپردازم ، خود حقیقی ام را پاداش می گیرم.

همه چیزهای خوب از دست رفته یک روز بر میگردند
اما درست وقتی که یاد گرفته ایم بدون آنها زندگی کنیم

از پسرکی فقیر پرسیدند
آیا تو هم دروغ گفته ای
گفت:آری....
من دروغهایم زمانی شروع شد که متن انشا این بود:
{تابستان را چگونه گذراندید}

• کور باش بانو !!!
• نگاه که میکنی میگویند " نخ داد ".....
• عبوس باش بانو!!!
• لبخند که می زنی میگویند " پا داد ".......
• لال باش بانو!!!
• حرف که میزنی میگویند " جلوه فروخت ".......
• شاید دست از سرمان بردارند......
• شاید.....