دیروز رفتم پلاژ 2 تا بچه 5 ساله اونجا بودن یکیشون به اون یکی گف
عسیسم من رز میشم تو جک بعدم دستشا گرف و نشس رو تویوب بادیش{-15-}{-15-}
بعد مایی که 18 سالمونه تازه 13 سالمون بود آهنگه تایتانیکا شناختیم ...
بعد هی بگین کلتا نزار لا گیوتین...............
تازشــــــــــــــــــــــــــــــــم میگن این تحریما برا چیه!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
همه ننه بابا دارن ما هم داریمممممماااااااااااا
شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ، دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود …
یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !
فانتزی من اینه که هر وقت یه اتفاقی واسم افتاد و یه کاری کردم و تو یه جمعی تعریف کردم یکی پیدا نشه همون لحظه بگه اتفاقا منم همینجور یا اتفاقا منم قبلا این کارو کردم
فانتزی اصلی من اینه نسل اینا رو برانداز کنم
سلام.خوبي؟الان فکرکنم عصباني شدي ولي اگه يه کم دقت کني نکته مثبت هم داره.همينکه دوست خوبي مثل من داري که شب وروز احوالت رومي پرسه.
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد
با دو دست تو فرو ریختن دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد
دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد
سالها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کرم به زیبا شدنش می ارزد
بعد یه مدت وقتی باهمیم بدیهای هم رو میبینیم و ساده جدا میشیم ولی از اون به بعد خوبی های هم رو به یاد میاریم و سخت میشکنیم
فرهنگی های الانم بی فرهنگنا : /
ناظم ما هرچی از دهنش درمیاد بهمون میگه :
بدبختا و خاک تو سرتونو
: /////////////////////
مینویسم درکنارخاطراتم نامه ای
نامه ای ازشاهکاردیوانه ای
او که با نگارش عهدهایی بسته بود
بعدباصدبهانه عهدخودشکسته بود
مینویسم درکنارلحظه های بی کسی
قصه ی دردجدایی باهمه دلواپسی
مینویسم تا بماندیادگارازداغ ع ش ق
ان غزالی که برون شدناگزیرازباغ عشق
گرچه اوقلب نگارش راشکست ورفت زود
تاابدمیخواهمش هرچندیک افسانه بود....
دوستان خود را در امتحانات خرداد بشناسید:1)اگر 10نمره بهتون تقلبی رسوند بفهمم که میترسه ازش جلو بزنی.
2)اگر هرچقدر که در توانش بود بهتون تقلبی رسوند بفهمید که از ته قلبش شمارو دوست داره.
[[[mehdi]]]
دختر همسایمون زنگ خونمونو زده،رفتم درو باز کردم
میگم سلام بفرمایید، میگه: سلام خونه اید؟!!!!
گفتم: نه منو که میبینی آخرین مدل پیغام گیر هستم
لطفا بعد از شینیدن صدای بوق پیغام خودتان را بگذارید!!!:|
من یه پسر دایی دارم(اواخر ده هشتادیه)نمیدونم چه الاقه ی جنگی به من داره که تا منو میبینه با مشت و لگد میفته به جونم.منه مظلوم هم که نمیتونم حتی نگاه چپ بهش بکنم .ولی خیلی دوستش دارم .وقتی بزرگ شد میدونم چیکارش کنم
وقتی میگویم دوستت دارم بگو چشم!
مطمئن باش چشمت بی بلا میماند...
(علیرضا بیان)
اولین پستمه خواهش لایک فراموش نشه
شما یادتون نمیاد قدیما یک ادامس شیک میزاشتیم تو دهنمون
3ساعت می جوییدیمش بعد در می اوردیم انواع انگشتر و النگو باهاش درست میکردیم بعد 2 ساعت بازی کردن مامانمون میومد ابرومون رو میبرد که چرا این کارو کردیم بعد
به زور از دستمون در می اورد مینداخت بعد ما تازه شاکی هم بودیم که
هنوز شیرین بود واسه چی انداختی ولی
حالا این ادامس با کلاس ها هست که اسمشون هم سخته 10تا دونه بخوری ها یدونه شیک نمیشه
لایک=دم همهی ادامس های شیک گرم
یکی از فانتزیام اینه که بفهمم این بچه درس خونا چطوری موقع درس خوندن خوابشون نمیبره!!!
خو آخه لامصب این کتابای ما که از دیازپام 10000هم خواب آور تره چطوری روی اونا اثر نداره؟؟؟
-----------------------------------
میدونم از این جمله ی پست اولمه جون خودتون لایک کنید بدتون میاد, پس پست اولمه جون خودتون لایک کنید. a^-^a
خیلی خوشحال تو نت برا خودم گشت میزدم :)
خواهرم اومد بالا سرمن عین جغد خیره شد به صفحه مانیتور :S
بش گفتم نظرت در مورد اینکه بری یه نیمرو بزنی باهم بزنیم چیه؟
بعد رفت ...
بعد دقایقی باز اومد گفت یَک املتی درست کردم بیا و ببین
من :O
در کمال ناباوری گفتم املت؟! من نیمرو میخواستم!
خواهرم:آخه رب نداشتیم...
من :|
واقعا نیمرو یا املت؟
شما چی فکر می کنید؟؟؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 15653
کل بازدید: 533754561










