دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

هرگز نخواهم کوبید!!
بگذار بسته بماند دری که پشتش تو نیستی..!!...

یادش بخیر دوران دانشجویی. ما تو خونه 9 تا پسر بودیم .دم امتحانا خونه ما دیزنی لند میشد .هر کس هر چی واسه تفریح داشت میاورد تا بقیه رو از درس بندازه. منم یه بار 8 صبح امتحان داشتم ساعت 6 نشستم پای pes نگاه کردم دیدم ساعت 8:10 شده هیچی دیگه اون ترم 6 واحد پاس کردم
امکانات خونه ما : پلی استیشن . تلویزیون 21 . 3 تا لپتاپ. 3 دست ورق . 2تا قیلون

ي پسر عمه دارم تو خونه ك بهش ديكته ميگن امكان نداره بالاي 12 بشه اونوخخت امكان نداره نمره سر كلاسيش زير 18 بياد. خلاصه بعد از كلي خواهش و تمنا به شهرام ، رازشو بهم گفت. ب نظرتون چجوري مي شه؟؟؟
گفت مثلا معلم ميگه بنويسيد "مواظبت" خب من ك املاشو بلد نيستم به جاش مي نويسم "ساكت" كه املاشو بلدم
هيچي ديگه يه لحظه با خودم فك كردم اگه منم همچين مخي داشتم الان دكتري مي خوندم !!!!!!

ديشب رفتم خونه دختر خاله ام يه دونه وروجك دارن
دستم رو كشيده برده پيشه سگ شون (البته ببخشيدا)اسم
سگه "بِل"
وروجك: بِل معرفي ميكنم طلا خانم....
طلا خانم ، سگمون بِل
ناگفته نمونه اين سگ خونگي نبود سگ گلّه بود فك كنم
آخه با صداي سوت از تو خيابونا پيداش كرد"فك و فاميله ما داريم آخه..

يكي از فانتزي هام اينه كه ،
فانتزي هاي همتون تموم شه.
و منم بشينم با صداي بلند به همتون بخندم.

میگن باران مظهر دلتنگیه
تو ببین با دلم چیکار کردی که داره برف میاد . . .
◠‿◠

دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند...
از من که چیزی که میخواهند جان تورا قسم میخورند...

به هر اسماني شك دارد كنجشكي كه با سر به بنجره خورده است....

فهميدم ادما هرجي غريبه تر باشن بيشتر ميشه رو دوستيشون حساب باز كرد

پنجره را باز کن و لذت ببر!
خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست!
(حسین پناهی)

آهای اونایی ک واقعا همدیگرو از ته دل دوست دارید
قدر همدیگرو بدونید .....
یه سری اتفاقا دیگه تکرار نمیشه ....
از من گفتن !!!

چند روز پیش اتاقمو داشتم تمیز میکردم مامانم اومده تو میگه عزیزم کلفتی چقد بهت میاد!!!!!(و این چنین شد که محبت مادری اغاز شد و ارزویه موفقیت فرزند در دل مادر جاری شد)

دیروز کنار خیابون داشتم راه میرفتم ... که یهو ..
دوبس دوبس .. گوم گوم .. گیش .. دابس .. دابس .. go go go
************************************************
یه دختره زد کنار .. گفت جوووون آقا پسر برسونمت .. کجا میری تک و تنها
من : جاااان؟؟؟ با منی ؟؟؟
دختره : آره عسیسم با توام .. بپر بالا یه دوری بزنیم
من : برو خجالت بکش دختره ی بوووق بوووق بووووق کطافت ..
باز من : داد .. هوار .. آی ایها الناس .. بدادم برسید .. منو میخواد بدزده
دختره : پس شمارمو بهت میدم .. حتما زنگ بزن ... باشه ؟؟
من : (*_&)
فردوسی : ($_@)
عجم زنده کردم بدین پارسی ...
دختره تو خیابون داریم ؟؟؟

*سنت فاطمه(س)*

من در این گرما چادر سر میکنم ، سخت است ولی تنها 3 ماه است ، چادر آزادی حرکت و دستانم را می گیرد ، سخت است ولی لذت بخش است..،
چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ...
وقتي همه ي آن زيبايي ها و هديه هاي الهي را از چشمان پرطمعش مخفي ميكني،..
يعني تو تعيين ميكني كه تو اي بيگانه!
چطور بايد به من نگاه كني و چطور بايد درباره ي من حرف بزني
و حتي چطور درباره ام فكر كني...
اينجا من مديرم!
منم كه تعيين ميكنم همه ي رابطه ها را...حد و مرزها را...
خدایا چقدر لذت ببخش است که من تورا دارم .
خدایا این شیرینی را به همه بچشان...

می دونین چن ماهه عضوم بعد حتی یک پستم هم تایید نشده؟
می خواستم دم امتحانی ارادمو به مسءولین نشون بدم..
ینی هییشکی تو این ۴ جوک پدر و مادر من نیست دلداریم بده؟ :((