دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

الان که دارم فکرشو میکنم بچگیام برا خودم گودزیلایی بودم. طبق معمول یه پنجشنبه رفتیم خونه ی بابابزرگمینا خلاصه خیلی حوصلم سر رفت بود.اومدم تو حیاط یهو چشمم به ماشین بابابزرگم افتاد و شیطونیم گل کرد همچین مثل سپایدرمن از ماشین رفتم بالا و رسیدم به سقفش آقا بعدش اومدم با چند تا حرکت چرخشی پریدم رو سقف ماشین اینقدر بالا پایین پریدم که سقف رو به داخل خم شد بیچاره وقتی بابا بزرگم ماشین رو دید کم بود سکته رو بزنه در آخر هم به خاطر من ماشین رو فروختن^_^
خو ماشینه عمر خودش رو کرده بود دیگه من فقط نقش عزراییل رو داشتم و جونش رو رفتم^_^
اما خداییش خیلی حال داد انگار تو پارک بادی بودم^_^
راستی محض اطلاع دیوونه نیستم فقط یه کوچولو موچولو شیطونم^_^

آقا من خودم کُردم، تبلیغات شلوار کردی توی 4جوک بیشتر از کرم حلزون توی تلویزیون روم تاثیر گذاشته، به طوریکه یه شلوار کُردی خریدم هم زیاد احترامشو میگیرم هم دیگه شبا به جای بالشتم شلوار کُردیمو بغل میگیرم و میخوابم
ناسی ناسی مهدی کیشیلو
خخخخخخخخB-)

یکـــی از قوانین کاربردی زندگـــــی: ﺁﺩﻡ‌ﻫـــﺎﯼ ﻗﺪ ﺑﻠﻨـــﺪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺷـــﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘـــﻪ ﺑﺎﺷﯿـــﺪ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑـــﻪ ﺩﺳﺘﺸــــﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺑﯿﻨـــﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻟﺎﯾــــﯽ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧــــﻪ ﻣﯿﺮﺳـــــﺪ!

کیـــا اینـــو وقتـــی دبستانـــی بودن مـــی خونــــدن؟؟؟
اَوَلیـــــا شلختــــــه
دُوُمیـــــا پا تختـــــه
سومیــــا رئیســــن
چارمیــــا پلیســــن
پنجمیـــا لیسانســـه... یه سره میــــرن فرانســــه.

***یادتووووونه دووووستان؟دهه 60تیا و 70یا باید خوووووب یادشووووون باشه.****

یکی از فانتزیام اینه که توی مجلس عروسی برم میز ته تالار بشینم بعد از نیم ساعت رونالدو و مسی وارد تالار بشن بعد یهو منو ته تالار ببینن بعد بگن :اااااااااا خواننده پست اونجاست بیا 2تا صندلی ببریم پیش خواننده پست بشینیم .بعد یکی بیاد داد بزنه راننده پراید بعد که ملت دارن همدیگه رو نگاه میکنن

من بلند شم بگم چی شده بعد اون بگه : ماشینت بد جایی پارک شده

منم گوشیه جی ال ایکسو که راحت از جیبم در میاد بردارم به رانندم بگم :پس کجایی تو ماشینو ول کردی به امون خدا؟ بعد ملت به من خیره بشن بعد یهو ی بچه قرتی که تیپ جاستین بیبر زده بیاد از پشت سر هی بهم خنجر بزنه هی خنجر بزنه بعد من برگردم پارچ شربتو بکنم تو حلقش بگم :ضعیفه مگه نمیدونی پهلوانان نمیمیرند برو چادرتو سرت کن چاییتو بیار .بعد برم توی مه مصنوعی تالار محو بشم

یه روز تو مدرسه یکی از رفقا سرش درد می کرد یه بسته قرص در آورد که یه دونه بخوره منم هم بسه قرص رو کش رفتم یه دونه رو برای مسخر ه بازی جدا کردم بعد همینجوری که داشتم باهاش بازی می کردم دیدم که یک خط دیگه با خط وسط اضافه بشه قرص جالبی می شه پس با مهارت تمام قرص سردرد شد قرص xبعد یکی از رفقا گفت من این رو میندازم داخل جیب معلم زبانمون تا اینو گفت بحث بالا گرفت که آقا تو نمی تونی الکی لاف نزن گفت الا و بلا من میندازم زنگ کلاس زبان این رفیق ما صندلیش رو برادشت و گذاشت بین محل عبور صندلی های ردیف اول چون همیشه معلم زبان در این ناحیه درس توضیح می داد نیم ساعتی از زنگ نگذشته بود که صدای سیلی محمی به گوشمان را نوازش داد معلم ما بعد از نواختن یک سیلی ابدار به رفیقمون می گفت بچه خجالت نمی کشی دست تو جیب من میکنی از تو انتظار نداشتم و دیگر نصیحت ها اون روز گذشت فردا صبح زود ما در راهرو مدرسه ایستاده بودیم و منتظر زنگ صبح گاه بودیم که دیدیم معلممون به سرعت به سمت رفیقمون می ره و بلند می گه بچه تو منو چی فرض کردی اگه ندادمت اخراجت کنن تو خجالت نمی کشی قرص اکس می ذاری جیب من تا این رو گفت تمام محدوده ترکید
قرص .....
معلم زبان O_O
اکادمی زبان
و نبوغ ما^_^
پس به افتخار نبوغ ما بزن لایکو

بگویید روی سنگ قبرم بنویسند :
اگر تنها نبود ، شاید اینجا قبری نبود …

دلم زمانی غم میگیردکه نگاهم به دستان گره خورده دو آدم خیره میماند!!!!

بـودنـت را دوســت داشـتـم ..
وقـتـی مـرا در بـرمـیـگــرفـتـی..
وبـه آغـوشـت مـیـفـشـردی
و وادارم مـیـکـردی کـه بـه هـیـچ چـیـز فـکـر نـکـنـم..

وقـتـی یـه آدمـی تـرکـت کـرد و رفـت..
حـتـی اگـه تـمـام زنـدگـیـت پـُر بـاشـه از ردِ پـاش..
بـایـد بـذاری بـره...
اگـه دلـش بـاهـات بـود، هـیـچ قـدرتـی نـمـی تـونـسـت وادارش کـنـه بـه رفـتـن !

وای روز مادر وروز پدر / جدم از ناراحتی آید به در / روز مادریک النگومیدهم / زن دهد جواب روز پدر / تازه پول دومی هم ز من / می ستاند از طریق گل پسر / قیمت جوراب من هم لا جرم / از النگو هست قدری بیشتر

" ویـــژه مـــســـیـــحـــا "
عـــاشــقِ اونـــایــیــم کـــه مـــیـــگـــن عـــشــق چــیــه بــابــا ، ایـــن بــچــه بــازیــا چــیــه دیــگــه ...
ولـــی وقــتـــی تــنــهــایــی مــیــان 4جــوک یـــه راســتـــ مــیـــرن ســُـراغِ عــاشــقــانــه هــای
کــیــانُ و حــبــیــبــُــ و..... تــازه نـــَــتـــنـــهـــا لــایــک مــیــزنــن ، گــریــه ام مــیــکــنــنـــ ...
آخـــه لــجــبــازیــــ تـــا کــی عــزیــز دِلـَـمـــــ ^__^ .......
لــایــکـــ = ایـــجــوریـــا....

با مخاطب خاصم می حرفیدم یه خاطره خنده دار بهش گفتم برگشت گفت خیلی خری...
منم گفتم عزیزم تو هم خیلی گاوی...نمیدونم چرا چند وقته دیگه زنگ نمیزنه یعنی ناراحت شده...
لایک:چیزی نگفتی که ناراحت بشه!!!

دقت کردین اینایی که میان 4جوک و فقط دو صفحه اول رو میخونن ، همونایین که وقتی سر امتحان ازشون تقلب میخوایم ، فقط دو خط اول جوابو میگن بهمون...!

ای دوست از بهر فراغت به کجا سر بزنم
شوق دیدار تو دارم به کجا پر بزنم