دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

من غلط بکنم ارشد شرکت کنم!!!
«« دیالوگ ماندگار شب های امتحان »»

يه مورد اد ليستم دارم يه روز با محمد ريلين شيپ ميزنه يه روز با نيما،و هي تكرار ميكنه!
فك كنم طرح زوج و فرد برداشته :|
یکی هم هس 2روز ریلیشن شیپ میزنه بعد یهو سینگل بعد باز ریلیشن باز سینگل.چه کاریه اخه.من مثلا" هرروز تو خونه دعوا میکنم مگه میام میزنم سر راهی؟؟

امام رضا علیه السلام می فرمایند:
سخاوت درختی است در بهشت که شاخه هایش در این دنیا است و هرکس شاخه ای به شاخه های این درخت دراویزد وارد او را به بهشت رساند.....
مرسی 4jok

ادم بشو نیستم بالبخندت خر میشوم بادوریت سگ میشوم

عشق یعنی:

وقتی شبا عشقت بهت زنگ میزنه ونمیتونی حرف بزنی جواب سوالاشو فقط با فوت بدی اونم منظورتو بفهمه!!!

وقتیکه میبینه نمیتونی حرف بزنی بگه تا 3 میشمرم باید بلند اسمو فامیل منو بگی خانومی؟جواب من:فووووووووووووووووووووووت!!!!!
بگه:اوه اوه ببخشید عشقم بعد بلند بلند بخنده از اینکه تونسته منو اذیت کنه و من اینور تو دلم قربون صدقه خندهای قشنگش برم!!!
عاشقتم ماه من!!

من با 15.5 سال سن هنوز نفهمیدم چرا خانه و خانواده رو اینطور مینویسند ولی خواهر یا خواب رو خاهر یا خاب نمینویسند یا فرق خار با خوار چیه اصلا

یک ساعته اومدم 4جوک و در اتاقمم بستم که دارم درس میخونم
الان بابام اومده میگه پسرم داری چیکا میکنی؟
گفتم دارم درس میخونم میگه بیا این کتابتم ببر که بهتر متوجه شی!!!

دیروز بابام کار داشت، رفتم گفتم بابا دندونم شدید درد میکنه!
میگه عب نداره، داری قد میکشی! حالام برو کار دارم!
آخه واقعا من چی بگم؟!
من مامان بابای خودمو میخوام....

--------(دلنوشته هنگامه)---------

حوسم به توست...
حواست کجاست؟!

دلم با توست...
دلت کجاست؟!

چشمانم چهره تورا مرور میکند...
نگاهت به کیست؟!

دستانم برای تو مینویسد...
دستانت کجاست؟!

من در خلوتم به یاد توام...
تو در خلوتت به که می اندیشی؟

من برایت دلتنگم...
تو دلت برای که می تپد؟!

من میخواهم حتی از من دور،... اما باشی ، نفس بکشی، راه بروی و بخندی...
تو از زندگی چه میخواهی؟!

... و در نهایت چند چیزمان یکی بود ؟!...........
............................................................

#عاغا خدا شتر تنها در بیابونو اسیر این گودزیلاهای دهه 80 نکنه#
بخدا یه آجی دارم ازگودزیلا هم یه چیزی اونورتر اصن دراکولاست بخدا...
گیر داده که باید بهم اینترنت یاد بدی وگرنه اینقد اذیتت کنم که تسلیم بشی...آخه بچه ی بی جنبه تو رو چه به اینترنت!!!!!!!!!!!
چندوقته شبا که میام بخوابم و اول میخوام به دوستام sms بدم میگه:
اون گوشیتا خاموش کن نورش اذیتم میکنه نمیتونم بخوابم:@@@@
منم میرم زیر پتو ولی باز میاد بالای سرم می ایسته و میگه:این گوشیتو خاموش میکنی یا برم به همه بگم این بی خوابی هر شبم تقصیر تو و این نور موبایلته:@@@@@
این منo_O
این آجیم:@
اینم انجمن حمایت از گودزیلا های دهه 80 :)))))))))
بغرعان من دیگه موندم با این دراکولا چیکار کنم ششششششششما بهم بگین:(((((((((((((((((

یکی از فانتزیام اینه که ببینم این خانم که میگه الاتئین سرشار از ... از این کرم حلزون استفاده میکنه اگه استفاده میکنه که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته اگه هم نه که چرا به بقیه پیشنهاد میکنه بخرند

لایک=اونم باید خرج خانوادشو در بیاره برا همین تبلیغ نمیکنه

یه بار دختر عموی ۳ سالم رو با خودمون بردیم شام بیرون و پیتزا خوردیم . وقتی برگشتیم خونه باباش ازش پرسید با عمو اینا شام چی خوردی ؟ جواب داد : هیچی بهم ته دیگ دادن با سوسیس !
فک و فامیله داریم ؟

من نمیدونم چرا جدیدا فانتزیِ همه اینه که پستشون صفحه ی اول باشه، بعد بالای هزارتا لایک بخوره! حالا یکی گف دیگه...

از اون وقـــــــــــــــــت که تو این فــــــــــــــــــــــیلمه هست : هوش سیاه دیگه
یارو بــــــــــــــــــرگشت به این دزده که تو زندانه گــــــــــــــــــــــــفت میندازمت
یه زنــــــــــــــدانی که آخرین تکنولوژیش لامپ کم مـــــــــــــــــــــــــــصرف باشه
من یکـــــــــــــــی رفتم تو فکر که آیــــ ا همچین مـــــــــــــــــــــوجودی که جلوی
این دوربـــــــــــــــینا میتونه هرکاری که خواست انـجــــــــــــــــــــام بده اونجا که
دوربینم نیـــــــــــــــــست نمیتونه کاری بکنه؟
فیلم نامه نــــــــــــــــــــویسای محترم رسیدگی کنن توروخدا . . .
من هنوز تو فــــــــــــــــــــکرما . . . !

یادمه بابام یه عمه ای داشت که عمرشو داد به شما وقتی فوت کرد من با خانوادم رفتیم خونشون برای تشییع خلاصه که من با مامانم رفتم تواتاق زنا تا عمه بابامو اوردن خونش برای خداحافظی اینم بگم که دخترعمه بابام خیلی شبیه مادرش بود خلاصه که جنازه رو اوردن همه گریه بعد که جنازه عمه بابامو بلند کردن ببرن یه دفعه دیدم یه چیزی افتاد دادزدم وای خدا جنازه افتاد هی دادمیزدم بعد دیدم همه دارن نگام میکنن دیدم دخترعمه بابام بوده که بیهوش شده افتاده زمین منم که بدجور ضایع شده بود دیگه حرف نزدم