عاشقی
راه رفتن کنار توستـــــــ ، وقتی تمامـــ قرارهای دنیا دیر شده ...
@بهار جون · ۸۳ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
عاشقی
راه رفتن کنار توستـــــــ ، وقتی تمامـــ قرارهای دنیا دیر شده ...
فکر کنم بهار اومده به ما نمیگن :|
والا
عاشق این یه بیت ام:
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت، از اين خراب تر نمی زند ...
عشقای خاجی روز اول: ما تصمیم گرفتیم رابطمونو شروع کنیم
و از این بابت خوشحالی�
روز دوم: منو عشقم تو کنسرت
تو بهترین هدیه منی عشقم
.
.
.
.
.
.
.
و عشقای ما روز اول: هرویین منی ... توله عاشقتم ... دیوس میخوامت ... نفسم :|
روز دوم single ... :|||||||
به ما نمیخوری لاشی اخه کجاشی اینجاشی اونجاشی بالاشی پایینشی سرشی
و این داستان ادامه دارد
^_____^
بانو
پریشـــان است گیسویت
ولی؛
پریشان تر از گیســوی تو،
پسری است که میخواهد نگاهــش را نگه دارد!
مگذار دلش را پریشانی گیسوانت بلرزاند ...
شاید دل او تمـــــام دار و ندار بانوی دیگریست!
در کل به نظر من هر کسی نباید برقصه،
.
.
.
.
.
.
.
خوشگلا باید برقصن :مهر
واکنش آدما در برابر بامزه بازی:
1- نه به حرفای بامزه میخندن، نه به بی مزه ها! اینا مثلن میخوان بگن خیلی خسته ان! خیلی خاصن! خیلی دست بالان! اینا عوضی ان! (جز دلشکسته ها)
2- به حرفای بامزه میخندن ولی در مقابل حرفای بی مزه اینجورین :| اینا قدرت شاد کردن دل بقیه رو ندارن! اینا به کلاسشون برمیخوره!
3- براشون فرقی نداره، سعی میکنن علاوه بر حرفای بامزه، به بی مزه ها هم بخندن! اینا خعلی ماهن!
4- اینا در مقابل حرفای بامزه و تیکه های باحال اینجورین :/ ولی لامصبا با حرفای جدیت یه جوری فاز میگیرن که خودت هم شک میکنی داری چی میگی! اینا رو اذیت نکنین، اینا طفلکا اوسکولن ^_^
5- و آخر هم شمایی هستین که این پستو میخونین، حال نمی کنین و لایک نمی زنین! شما جزو همون دسته ی اولین فقط چون متاسفانه زیادین تو یه گروه جا نشدین :)
من برا گوشیم قفل تصویری گذاشتم، داداشم میاد گوشیو برمیداره میگه من داداششم :|
بابام هم گوشیو برمیداره دو سه بار میگه من باباشم، وقتی به نتیجه نمی رسه میگه بهار بیا به این بگو من باباتم :|
مامانم هم وقتی برش میداره منتظر میمونه باز شه، بعد در کمال تعجب وقتی باز نشد میگه این منو نمیشناسه؟؟؟
انگار به بدبخت آلبوم خانوادگی دادم!
فک و فامیله من دارم؟
در ضمن تا وقتی من نتونم از اینجا با بیل بزنم تو سر اونایی که پست به این خوشگلی رو لایک نمی کنن، با من از تکنولوژی و اینا حرف نزنین! ...
اعصاب ندارم ...
کم مونده بود تو خنده بازار بگه برو تو افق محو شو! که خب خدا رو شکر گفت و خیال ما همم راحت شد که فورجوک ملی شد به سلامتی...
سلامتی پسری که عشقش عاشق رفیقش شد، اسم عشقش رو تو گوشیش نوشت "زن داداش"...
مگه سگ دروغ میگه؟؟ اصا دروغ هم بگه، مگه جوری دروغ میگه که مثال زدنی باشه؟؟ خو عاخه پس چرا میگن داری دروغ میگی مثه سگ؟؟ هان؟؟ خو پس چرا این حرفو میزنن؟؟ چرا آدمو دچار خود درگیری مزمن میکنن؟؟
دقت کردین همون قدر که باباها سعی می کنن کولر رو خاموش کنن ، مامانا سعی می کنن در اتاق بچه ها رو باز بزارن !
فدای هردوشون ...
من تا حالا درخواست لایک نکردم، ولی الان دوتا خواهش دارم:
یکی این که لایک بزنین به افتخار تمام معلم ها و دبیرای گل!
دوم اینکه من عاشق یکی از دبیرامم، میمیرم براش به خدا خیلی ماهه؛ لطفا دعا کنین سال دیگه دبیرم باشه :( چه قد دلم براش تنگ شده ...
دقت کردین وقتی آدم ی جوک یا هرچیز دیگه ای رو نمی فهمه، همه میگن اینکه خیلی واضحه؟! همه فهمیدیم!
اصا آدم دلش میخواد این چهارتا استخونو نشون بده به همشون، بگه می بینین اینارو؟ ی کلمه دیگه حرف بزنین فاصله ی اینا با صورتتون اونقد کم میشه که دیگه نمی تونین ببینینشون!
اصا روحیه ی لطیف دخترارو به فنا میدن...ایششش...
خو درست واسه آدم توضیح بدین!
جاتون خالی چند شب پیش رفته بودیم طرقبه با داییم اینا! بعد حالا مسخره بازیای داداشام و داییم:
یوسف (داداش کوچیکم) : ...بابا اون منو رو بدین ببینم!
...من برنج اضافه میخوام!
مهدی (داداش بزرگم) : بده من ببینم، منم زیتون پرورده میخورم!
داییم : من دلستر با قیمت قبلی می خورم!
یوسف : اون دلسرش نکته ی انحرافیه، قیمت قبلی بخور!
داییم : اصا یه کاری کنیم، بذاریم نمازمون غزا (غذا؛ قذا، قزا ....) شه، دروه همی بخوریمش!
نه خدایی فک و فامیله من دارم؟
من نمیدونم چرا جدیدا فانتزیِ همه اینه که پستشون صفحه ی اول باشه، بعد بالای هزارتا لایک بخوره! حالا یکی گف دیگه...
دیروز بابام کار داشت، رفتم گفتم بابا دندونم شدید درد میکنه!
میگه عب نداره، داری قد میکشی! حالام برو کار دارم!
آخه واقعا من چی بگم؟!
من مامان بابای خودمو میخوام....
در "زمین" عشقی نیست که زمینت نزند،
آسمان را دریاب.....