دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

.., آبی..
...
....و عشــــــــــــــــــــــــــــــق.
..
....دستــــــــــــــــــــــان ســــــــرد تــــــو..
..و دستــــــــــــــــــــــــــــــــــــان گــرم مــــــــــــــــــــن...
..
.....""تـــــــــــــو" رنـــــــــــــــــــــــــگ از رخســـــــــــــارت پــــــــــــریـــــد..
..
....و مــــــــــــــــن ""دل"" بــاختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم...
....
..............

در ادامه صحبت اون دوستی که درباره تلق تولوق کفش مراقبا مطلب نوشته بود
والا من که یادمه قبلنا فقط خانم ها کفش پاشنه بلند می پوشیدن
هفته پیش سر امتحان 1 مراقب اقا داشیم وارد که شد من سرم پایین بود از صدای کفشش فکر کردم خانمه
وسط امتحان تازه دیدم نهههههه!!!!
اخه پاشنه کفش مرد 4 سانت چه معنی میده؟!

خدا را چه دیدی!شاید دوام آوردم!نهایت هر تمام شدنی که مرگ نیست!گاهی می توان کنار یک پنجره با چشمانی منتظر <<پوسید>>‏‏
‏‏
*خدایا مرا هزار امید است و هر هزار تویی*

کتابها دروغ نوشته اند وقتی لبهایت برای یک چکه عشق چاک خورده اند مسیح هم اگر باشی وسوسه های عاشق شدن رهایت نخواهد کرد!

فــــک و فـــامـــیــل شـــمـــا هــم از چــیـــزایـــی کـــه در مـــوردش هـــیــچ اطـــلـــاعـــاتــی نـــدارن بــیــشــتــر حـــرفـــــ مـــیــزنــنــد و اظـــهــار نـــظــر مــیــکــنــن یـــا فــقــط فـــامــیــلـــای مــن ایـــنــجــوریــن؟؟

اغا بخدا از بیخ شانس ندارم واس باراول جوک سند کردم رفتم سرچ کردم دیدم 224 لایکمه!حیف که موقه ظهر بود نشد برم شفق محو شم(@@)والا قبلشم 2تا سندکردم تایید نشد نمیدونم اون مهره مار الزامیه یا باید اینجام پارت داشته باشم؟؟؟؟! چون نه مطالبش چرت بود نه الفاظ بی ادبانه مثه کثافت کثافط توش بکار برده بودم نه راجب مخاطب خاص بحثی بود!و در پی این سوال ذهنم قشنگ ساپورت شده مشدی(^^).دارم مانیتورو گاز میزنم اخه چرا استعدادیکه داره شکوفا میشه منقرضش میکنین تا بره تو دیپرسیون مزمن!چرا بچه مردمو سرخورده میکنین این انصاف است ایااااااااااااا؟ولی با اینکه دخملم ولی دربستی نوکر اوناییم که واسم لایک زده بودنو میزنن مخلصم عسیسانم.واونی که لایک نمیزنه...بشه ایشالا امییییییییییییییییییین

عــشــق مــثــل کـِـــشــی مــی مــونـــه کـــه دو نــفـــر دارن مــیــکــشــن
اگـــه یـــکـــی ولـــش کـــنــه دردش فــقــط واســـه کـــســیـــه کـــه هــنــوز اونــو نــگــه داشــتــه

یکی از فانتزی هام اینه که آتش نشان باشم یهو یه روز خبر برسه دیتاسنتری که اطلاعات 4جوک توش هست آتیش گرفته باید بریم منم برم اونجا بعد از کلی گشتن هارد 4 جوک رو پیدا کنم و بیرونش بیارم پشت سرم دیتاسنتر منفجر بشه بعد بفهمم اشتباهی آورم 4جوک به فنا بره:D

دیشب رفتم خونه عموم سر بزنم پسر عموم یه مکعب روبیک آورد و نشون داد که قوانینشو یاد گرفته حلش کنه و بعدش هم میخواست به من یاد بده (البته مکعب دست خودش بود و من هی نگا میکردم) تا آخر شب این هی توی دستاش میچرخوندش و من نگاش میکردم دیشب خواب دیدم توی یه عالمه رنگ گم شدم و هی منو میچرخونن، آخ که چقد سرم درد میکنه...
مکعب:-D
پسرعموم:-D
فقط نمیدونم چرا وقتی اون مکعبو میچرخوند من گردنمو کج میکردم و به خودم میخندیدم

" فـرهـاد " را خـیـلی دوسـت دارم...
چـرا کـه از هـزار تـوی خـاطـره های تـلـخ گـذشـتـه تـا رسـیـده به مـن..
مـی گـویـد کـنـارم آرام است..
امـا
نـمـی دانـد برای غـمـهای گذشته اش چقدر گریه کرده ام من..
" فرهاد " را خیلی دوست دارم..

جاتون خالی چند شب پیش رفته بودیم طرقبه با داییم اینا! بعد حالا مسخره بازیای داداشام و داییم:
یوسف (داداش کوچیکم) : ...بابا اون منو رو بدین ببینم!
...من برنج اضافه میخوام!
مهدی (داداش بزرگم) : بده من ببینم، منم زیتون پرورده میخورم!
داییم : من دلستر با قیمت قبلی می خورم!
یوسف : اون دلسرش نکته ی انحرافیه، قیمت قبلی بخور!
داییم : اصا یه کاری کنیم، بذاریم نمازمون غزا (غذا؛ قذا، قزا ....) شه، دروه همی بخوریمش!

نه خدایی فک و فامیله من دارم؟

میگم واس اینکه جوکایی که سند میکنم تایید شه و لایکم زیاد باشه باید برم با مار ملاقات مستقیم داشته باشم واس خرید مهره مار

مـﮯ خـواهمـ تـا اوج آسمـاטּ پـرواز ڪنمـ
و روﮮ ابـرهـا دراز بڪشمـ !
آرامـ و آسـوده ؛
مثـل مـاهـﮯ حـوضمـاטּ ڪہ
چنـد روزیستــ روﮮ آبــ خـوابیـده استــ

موقع Delete فولدر خاطراتت ، ذهنم Error می دهد !
گمانم یکی از فایلها در حال اجراست...!!!

دیروز دم مترو ولیعصر داشتن مصاحبه میکردن مامان من هی از جلوشون رد شد آخر یارو گزارشگره گفت خانم میاین مصاحبه مامان من رفت شروع کردن به سوال پرسیدن
گزارشگر: شما سریال پاییتخت رو میبینید؟
مامانم: ما اصلاً تلویزیون ایران نمیبینیم.
گزارشگر: دست شما درد نکنه
مادر ضایع بازه ما داریم؟