دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک جدید

  259352

یجا رفتیم‌ خواستگاری، سر مهریه و شیربها به توافق رسیدیم، باباش گفت حق داس هم بپردازین، گفتم ‌حق داس چیه؟ گفت همین که تا الان زنتو نکشتم.


  259348

آدمی ک سین میکنه ولی جواب نمیده آدم نیس گاوه...!
مگر اینکه خودم باشم ک خب بدلیل مشغله ی زیاده

  259342

سخت‌ترین کار بعد کار کردن تو معدن، زنده موندن تو ایرانه

  259339

یعنی من هر وقت با مامانم رفتم لباس بخرم می‌ره دم مغازه های لباس زنانه وایمیسته و لباس ها را نگاه می‌کنه یدونه مغازه هم رد نمیده اخرم میگه خسته شدم میریم خونه
من :⁦(*_*)⁩
مامانم :⁦⁦^_^⁩

  259320

‏متأسفانه تنوع لباسام به حدی نیست که وارد رابطه بشم

  259313

تو جلسه خواستگاری:

دﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕه: ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ !

پسره ﻣﯿﮕﻪ: ۲۸ ﺳﺎﻟﻤﻪ ! ﭘﺰﺷﮑﻢ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ لکسوس

ﻣﺸﮑﯿﻪ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ، ﺗﮏ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ !

و ﺷﻤﺎ ؟

دختره چشماشو می بنده میگه: به ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺴﺮت

  259310

برگ انگور شده کیلویی ۱۵ تومن
ینی گوشت گاو و گوسفند که هیچی
شورت انسان های اولیه رو هم نمیتونیم بخوریم

  259306

‏اینکه خاوری زندست و منصوری کشته شد یعنی فعالیت خاوری در حد آفتابه دزدی بوده

  259300

چرا دقیقا چند روز بعد از عمل کردن دماغ دخترا عکسای قدیمیشون اشتباهی پاک میشه یا تو اسباب کشی گم میشه O_o

  259296

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺮﻋﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ







ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﻮﻟﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺯﻣﯿﻦ !!!
ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺻﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩﻡ : ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ ! ????✋
ﻫﻨﻮﺯ ﺣﺮﻓﻢ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﺸﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﮐﺼﺎﻓﻄﻪ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﻋﻮﺿﯿﻪ ﭼﺸﭽﺮﻭﻥ !!
ﺑﺪﺷﻢ ﺭﻓﺖ ????
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪ ﻣﻦ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻤﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺷﯿﺮ ﻣﻮﺯ ﺧﺮﯾﺪﻡ !! ????
آﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺮ ﻣﻮﺯ ﺣﻼﻟﻪ؟ ????خداییش حقم اینه

  259294

ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺁﺷﭙﺰﯼ:
ﻣﺎﻫﯿﺘﺎﺑﻪ ﺗﻔﻠﻮﻥ ﺩﺳﯿﻨﯽ ﺭﻭ
ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﺎ ﺷﯿﺮﺁﻻﺕ ﺍﻟﺒﺮﺯ ﺷﺴﺘﯿﺪ
ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﺎﺯ ﭘﻨﺞ ﺷﻌﻠﻪ ﻓﺮﺩﺍﺭ ﺳﯿﻨﺠﺮ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺳﺎﻡ ﺍﻟﮑﺘﺮﯾﮏ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯿﺸﻪ.
ﺑﻌﺪ ﮔﺎﺯ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺗﻮﮐﻠﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯿﺪ .
ﮐﻤﯽ ﺭﻭﻏﻦ ﻻﺩﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺗﻮ ﻭ ﻣﻦ
ﺭﻭ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ ﺗﻮﺵ .
ﺩﻭ ﺗﺎ ﻫﻢ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺗﻼﻭﻧﮓ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﺪ ﺩﺍﺧﻠﺶ .
ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﺪ
ﺍﺯ ﻣﺎﺳﺎﮊﻭﺭ ﺷﺎﻧﺪﺭﻣﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ .
ﻫﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﯿﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ :|


  259291

اگه همینکه گارانتیت تموم شد وسیلت خراب نشد ، بیا تف کن تو صورت من

  259289

‏یه بار دو تا زن‌عموهام ‌با هم‌ دعواشون شده بود، یکی‌شون به‌ اون یکی گفت یادت رفته تو عقد حامله شدی مجبور شدی زودتر عروسی بگیری؟ اون یکی هم گفت باز من خوبم، تو که کلا به خاطر حاملگیت مجبور شدی عقد کنی.

  259284

امروز با خوانواده نشسته بودیم داشتیم فیلم هندی میدیدیم
داشتم میگفتم جنگشون تو هوا بود
یکی خود درمانی میکرد که یاد مرد عنکبوتی افتادم
دومی با زبونش دعوا میکرد
یکی از مکان مخصوص خودش که تو کوه بود مستقیم رفت تو دیوار بعد از تو مجسمه اومد بیرون که کیلومترها از کوه فاصله داره

لطفا حمایت کنید اولین پسته تازه عضو شدم

  259283

يكي از بزرگترين شانساي زندگيم اينه كه اونايي كه ازم آدرس پرسيدنو دوباره نديدم