امتحان 2 شدم هه هه استاد ميگه اخه چرا ؟!؟؟!؟!
مگم مگه كليپس دخترا ميزارن ما تخته رو ببينيم ؟!
هيچي ديگه از فردا دخترا رام نميدادن تو كلاس
واقعا من حرف بدي زدم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!خخخخخخخخ
اعتراف میکنم
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم می خواستم نماز بخونم فکر میکردم باید اسم اشیاء دورو برمو میگفتم مثلا سی دی یا پلی استیشن و..... والا اصلا یه وضی
به شخصه یه کوپه سوارو جواب رد دادم فقط به خاطر مخاطب خااااااصم...
ولی کیه که قدر بدونه...
اونوقت میگن دخترا آهن پرستن!!!!!!
اعتراف می کنم بهترین کار برای اوقات بیکاری اینه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
رفتن و در یخچالو باز کردن در حالی که گشنت نیست D:
اعتراف میکنم ونی که تو درران راهنمایی(حدود10سال پیش) رفت رو پشت بوم مدرسه و ناظم نفهمید کیه من بودم.
اونی هم که سر کلاس علوم ی موشک کاغذی درست کرد و از شانس بدش افتاد جلوی پای معلم و از همه نمره کم شد من بودم.
کسی که دوربین عکاسی تو پوسته چیپس،سی دی تو جلد کتاب جایگذاری میکرد و میبرد مدرسه منم.
من همونیم که واکمن بردم مدرسه (تکنولوژی پیشرفت نکرده بود!!) صدای معلم ادبیاتو ضبط کنم تا بهش بخندیم آخه خیلی خنده دار حرف میزد ولی فهمید..
همون دختری هستم ک وقتی یکی از بچه ها سرب سرم گذاشت ی نامه از طرف ی پسر براش نوشتم رفتم دادمش دفتر!
همونیم ک تا پای اخراج تو دوران راهنمایی رفتم اما چون درسم خوب بود با ی تعهد بخیر گذشت.ولی همون سال با انضباط16 و معدل20 گذشت.(انضباط تو دوران راهنمایی تو معدل نبود)
ما هموناییم ک نمیرفتیم سر برنامه صبحگاهی معاون هم ک میومد چون کلاسمون طبقه اول بود از پنجره میپریدیم و میشستیم زیر پنجره تا ناظمه بره..
بله اینا بخش کوچکی از شیطونیای بنده اس ک تا دانشگاه هم آدم نشدم:)))))))))))))))))))))))
بعضی وقتا آدم انــقـد حوصلَش سر میره که دوست داره وقتِشو با "درس خوندن" بگذرونه!
والللاااا
اعتراف میکنم وقتی سوم راهنمایی بودم دبیر هنرمون منو بخاطر اینکه تکالیف بقیه رو هم انجام داهد بودم و تازه 2 ماه بعد از امتحان ترم فهمیده بود منو از کلاس بیرون کرد منم سر این موضوع ازش کینه به دل گرفتم و تصمیم گرفتم هر جور شده تلافی کنم نزیدیکای 4 شنبه سوری بود و منم انواع مخلفاتش رو به قول گفتنی فراهم اورده بودم چون این اقا معلم ما ناراحتیه کلیه داشت مجبور بود هر زنگ تفریح بره دستشویی منم منتظر موندم تا اقا رفتن دستشویی دبیر بد بخت بی خبر از همه جارفت تو دستشویی غافل از نقشه ی شوم منمنم از پشت دستشویی که یه پنجره ی کوچیک داشت یه سیگارت و شکلاتی روشن کردم و انداختم تو دستشویی منفجر شدن همانا بیرون پریدن از دستشویی همانا
بنده خدا وقتم نکرد دکمه ی شلوارشو ببنده دیدن این صحنه برای 265 بچه ی راهنمایی از هر جکی خنده دارتر بود و شلیک خنده ی بچه ها مدرسه رو میلرزوند تا ناظم اومد ولی منم بین بچه ها بودم و ناظم هرگز نفهمید کار من بود و فک میکردن کار پسرایی که از تو خیابون رد میشدن دبیر گرامی بخاطر کار بنده تا یه هفته تو بیمارستان بستری شد و منم دلم براش سوخت
اعتراف میکنم
رفته بودم خونه دوستم رفت دستشویی منم از پشت در روش قفل کردم همون موقع گوشیم زنگ رفتم بیرون دیگه یادم رفت که اون تو دستشویی بوده بعد از 1 ساعت یادم اومد از در خونشون اومدم بالا رفتم تو خونشون دیدم صداش رفته بالا و هرکار کرده در باز نشده 1 ساعته تو دستشویی داره داد میزنه
آقا ریمل خریدم ۵۰ هزار تومان!!!!!!........
شکست عشقی که سهله.....!!!!!! خودتونم بکشید,,, گریه نمیکنم.,!!!!!!!
شاعر میفرمایند که:
اعتراف میکنم هر وقت میخوام صبح زود بیدار شم درس بخونم 50 بار ساعت میذارم.بعد تا دهمی که بیدار نمیشم سر یازدهمی هم بلند میشم همه ی تایم ها رو خاموش میکنم مثل خرس میخوابم!
شاعر خسته...
اعتراف میکنم که هر پسری رو که میبینم احتمال میدم که شاید نیمه ی گمشدم باشه
ولی با در نظر گرفتن این فرض که نیمه ی گمشده باید گمشده باشه،پس هیچکس نیمه ی گمشدم نیست
اعتراف میکنم که امروز امتحان دارم ولی اومدم4جوک
اعتراف میکنم دو روز پیش که اومدم4جوک،درسام رو نخوندم و یه صفر گرفتم
اعتراف میکنم که از4جوک نمیشه گذشت
خداییش با این معدل هایی که به دهه ی هشتاد و نود میدن همه ی ترس من از اینه که همونطور اونا واسه ازدواج از ما دهه 60 . هفتادی ها جلو زدن موقع استخدامی هم اونا رو با این معدل های بالاشون استخدام کنن... همدردهام لایک کنین..
بچه ها من یه کودک درون دارم که حتما باید براش مسواک از این مسواکای بچه گونه بخرم چون نمیذاره ار مسواک ادم بزرگا استفاده کنم میگه زبره... حالا بماند اینکه با چه بدبختی اوایل صاحب داروخونه رو راضی میکردم که بهم از اون مسواکا بده (آخه میگفت اینا واسه دندون شما نمیشه شما بزرگی و از این حرفا) البته الان ها یادگرفتم میگم واسه برادرزاده ام که هفت هشت سالشه میخواهم (که خیلی هم مشتاقانه بهم میفروشن).... حالا دیروز رفتم 10 هزار تومن دادم به یه مسواک کوچیک که تنها تفاوتش بابقیه مسواکای عجق وجق قبلیم این بود که این یه دقیقه شنی (دقت کنین ساعت شنی... حالا این دقیقه شنی داره...) داره که خیلی خوشگله... حالا تصمیم گرفتم رنگ های دیگه این مسواک رو هم واسه خاطر این دقیقه شنی چسبونک دار بخرم... به نظرتون امیدی به بزرگ شدن منه متولد فروردین هفتاد هست؟؟؟ لایک کنین دوستان... هر لایک یعنی یه دعا برای عاقل شدنم
اعتراف میکنم هر دفعه از کنار یه گروه پسر رد میشم پام پیخ میخوره نمیدونم چرا :((((((
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534005443










