عاغا اعتراف می کنم که...
تا ده سالگی فکر می کردم ماری جووانا اسم یه بازیگره :ا
لایک = مگه نیست ؟!
اعتراف میکنم
اعتراف می کنم دوره راهنمایی با دوستم بهونه این که المپیاد حرفه و فن هستیم باید بریم تمرین کنیم کلاسایی که خوشم نمیومد و میپیچوندیم تا اخر سال :))))
یادش بخیییییر
اعتراف میکنم تنها فلسفه ی من واسه غذا خوردن اینه که لوله گوارش ما یازده متره :|
ظرفیتش تموم نمیشه که :)
عاقا می خوام یه اعتراف خبیثانه کنم
.
.
.
من بچه که بودم گلاب به روتون وقتی که از دست به آب برمیگشتم دمپایی هارو میذاشتم اووووووووونور دست به آب بعد خودم تحت یک پرش انتحاری(انتهاری-انطهاری-انطحاری)به سمت در دست به آب میپریدم بیرون !
تازه این که چیزی نیس وقتی میومدم بیرون شلنگ آبو میگرفتم رو دمپایی ها خیسشون می کردم!!!!!!!!
بعله یه همچین کودک بد جنسی بودم من !!!!!
اعتراف می کنم...
بچه که بودم فکر می کردم آدم ها هم با یه کم تلاش بیشتر و بال زدن می تونن پرواز کنن!
خودم هم هر روز از یه جای بلند می پریدم رو مبل و تخت و توی هوا بال می زدم!!
جالب اینه که گاهی هم حس می کردم دارم پیشرفت می کنم و عنقریب بال می زنم میرم خونه همسایه!!!
اعتراف میکنم اون من بودم که با دوستام موشک درست میکردم و آتیش میزدم و پرت میکردم !!!
حالا به کسی نگید ولی فرش یه بنده خدایی رو سوزوندم اینجوری !!!
اصن یه وضی
اعتراف میکنم یه بار دو رقم اخر شماره ی داداشمو اشتباه به دوستش دادم طرف دختر در اومد ...2 اسفند عروسیشونه :)))))))
یه پسر عمه دارم خلبانه بچه که بودیم هر وقت تو آسمون هلکوپتر یا هواپیما میومد مامانم میگف علی عمس!!!!
مام سریع میدوییدیم بالا پشت بوم دست تکون میدادیم و داد میزدیم علی عمه...علی عمه....
به امید اینکه حداقل برامون بوق بزنه...!!!!!!!!!!!
*_* @-@
اعتراف میکنم یه بار سر جلسه امتحان یه دختره کنارم نشسته بود و تن تن سوالا رو جواب میداد منم نامردی نکردم بیخیال معلومات خودم شدم همه رو از رو دستش کپی کردم.یه دختره هم اونور نشسته بود داشت منو نگاه میکرد با خودم گفتم داره حرص میخوره که من دارم همه سوالا رو جواب میدم.عاقا بد بختی از اونجا شروع شد که فهمیدم اونی که از رو دستش زدم یه رشته دیگه بوده و اون دختری که منو نیگا میکرد به حماقت من نیگا میکرده :|
فقط نمیدونم چرا اون دختره از اون روز هر وقت منو میدید به رفیقاش یه چیزی میگفت و اونا هر هر میخندیدن :///
اعتراف میکنم که من با ۱۸سال سن تازه امسال گوشامو سوراخ کردم ! (توجه داشته باشید که من دخترم نه پسر !)
تو این مدت هم همش از این گوشواره نگینیا کوچولوها میزدم؛الان مامانم برام ازکربلا یه گوشواره خوشگل ولی بزرگ خریده ؛!؛!؛
دیشب هم مجبورم کردن بپوشمشون . . .
الان حس بزغاله ای دارم که بش زنگوله بستن §^_^§
اعتراف میکنم پدر و مادرم به رشد جمعیت خیلی توجه داشتن طوری که تو خونمون از دهه 40 تا 70 داریم :ا
توجهشون تو حلقتون
اعتراف ميكنم ، مدل بالا ترين ماشيني كه سوار شدم،ماشين سمنده اونم سمند تاكسيراني...^.^
يه اعترافم واسه مامانم دارم،مامان اون جوجه خوشگل سياه بود ، دوسش داشتي، حتي از منم بيشتر، از رو پشت بوم نيوفتاده بود،من رفتم بگيرمش زير پام موند،فلج شد...
اعتراف میکنم یکی از استرسام در هنگام خوردن چلوکباب اینه ک گوچه و برنج و کبابمم با هم تموم شه لعنتی گوجمم همیشه زودتر تموم میشه هییییی:(
اعتراف ميكنم يكي از تفريحات سالمم توي اين فصل اينه كه ميرم پشه هايي رو كه رو درو ديوار خواب زمستوني رفتنو تكون ميدم بعد تا يه جايي سقوط ميكنن و يهو موتوراشون روشن ميشه .منم ذوق مرگ ميشم.
لايك = اتفاقا روش خوبيه واسه تلافي كارايي كه تابستوم باهامون كردن.
عاقا اعتراف میکنم به سوم دبیرستان رسیدم ولی هنو نفهمیدم این شیر اب سرد و گرم مدسه کدومه!!!اخه هر وخ مثلا اب سرد میخی این شیر ابی اب گرمه ولی اگه اب گرم بخوای این این شیر ابیه اب سرده!!!!این مشکلم ینی برا همه هسا!!!!!!!!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534026525










