دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  135735

عاغا اعتراف می کنم که...
تا ده سالگی فکر می کردم ماری جووانا اسم یه بازیگره :ا
لایک = مگه نیست ؟!

  135734

اعتراف می کنم دوره راهنمایی با دوستم بهونه این که المپیاد حرفه و فن هستیم باید بریم تمرین کنیم کلاسایی که خوشم نمیومد و میپیچوندیم تا اخر سال :))))
یادش بخیییییر

  135728

اعتراف میکنم تنها فلسفه ی من واسه غذا خوردن اینه که لوله گوارش ما یازده متره :|
ظرفیتش تموم نمیشه که :)

  135499

عاقا می خوام یه اعتراف خبیثانه کنم
.
.
.
من بچه که بودم گلاب به روتون وقتی که از دست به آب برمیگشتم دمپایی هارو میذاشتم اووووووووونور دست به آب بعد خودم تحت یک پرش انتحاری(انتهاری-انطهاری-انطحاری)به سمت در دست به آب میپریدم بیرون !
تازه این که چیزی نیس وقتی میومدم بیرون شلنگ آبو میگرفتم رو دمپایی ها خیسشون می کردم!!!!!!!!
بعله یه همچین کودک بد جنسی بودم من !!!!!

  135495

اعتراف می کنم...
بچه که بودم فکر می کردم آدم ها هم با یه کم تلاش بیشتر و بال زدن می تونن پرواز کنن!
خودم هم هر روز از یه جای بلند می پریدم رو مبل و تخت و توی هوا بال می زدم!!
جالب اینه که گاهی هم حس می کردم دارم پیشرفت می کنم و عنقریب بال می زنم میرم خونه همسایه!!!

  135487

اعتراف میکنم اون من بودم که با دوستام موشک درست میکردم و آتیش میزدم و پرت میکردم !!!
حالا به کسی نگید ولی فرش یه بنده خدایی رو سوزوندم اینجوری !!!
اصن یه وضی

  135485

اعتراف میکنم یه بار دو رقم اخر شماره ی داداشمو اشتباه به دوستش دادم طرف دختر در اومد ...2 اسفند عروسیشونه :)))))))

  135475

یه پسر عمه دارم خلبانه بچه که بودیم هر وقت تو آسمون هلکوپتر یا هواپیما میومد مامانم میگف علی عمس!!!!
مام سریع میدوییدیم بالا پشت بوم دست تکون میدادیم و داد میزدیم علی عمه...علی عمه....
به امید اینکه حداقل برامون بوق بزنه...!!!!!!!!!!!
*_* @-@

  135456

اعتراف میکنم یه بار سر جلسه امتحان یه دختره کنارم نشسته بود و تن تن سوالا رو جواب میداد منم نامردی نکردم بیخیال معلومات خودم شدم همه رو از رو دستش کپی کردم.یه دختره هم اونور نشسته بود داشت منو نگاه میکرد با خودم گفتم داره حرص میخوره که من دارم همه سوالا رو جواب میدم.عاقا بد بختی از اونجا شروع شد که فهمیدم اونی که از رو دستش زدم یه رشته دیگه بوده و اون دختری که منو نیگا میکرد به حماقت من نیگا میکرده :|
فقط نمیدونم چرا اون دختره از اون روز هر وقت منو میدید به رفیقاش یه چیزی میگفت و اونا هر هر میخندیدن :///

  135127

اعتراف میکنم که من با ۱۸سال سن تازه امسال گوشامو سوراخ کردم ! (توجه داشته باشید که من دخترم نه پسر !)
تو این مدت هم همش از این گوشواره نگینیا کوچولوها میزدم؛الان مامانم برام ازکربلا یه گوشواره خوشگل ولی بزرگ خریده ؛‏!‏؛‏!‏؛
دیشب هم مجبورم کردن بپوشمشون . . .
الان حس بزغاله ای دارم که بش زنگوله بستن §^_^§

  135125

اعتراف میکنم پدر و مادرم به رشد جمعیت خیلی توجه داشتن طوری که تو خونمون از دهه 40 تا 70 داریم :ا
توجهشون تو حلقتون

  135124

اعتراف ميكنم ، مدل بالا ترين ماشيني كه سوار شدم،‌ماشين سمنده اونم سمند تاكسيراني...^.^

يه اعترافم واسه مامانم دارم،‌مامان اون جوجه خوشگل سياه بود ، دوسش داشتي، حتي از منم بيشتر، از رو پشت بوم نيوفتاده بود،‌من رفتم بگيرمش زير پام موند،‌فلج شد...

  135114

اعتراف میکنم یکی از استرسام در هنگام خوردن چلوکباب اینه ک گوچه و برنج و کبابمم با هم تموم شه لعنتی گوجمم همیشه زودتر تموم میشه هییییی:(

  134917

اعتراف ميكنم يكي از تفريحات سالمم توي اين فصل اينه كه ميرم پشه هايي رو كه رو درو ديوار خواب زمستوني رفتنو تكون ميدم بعد تا يه جايي سقوط ميكنن و يهو موتوراشون روشن ميشه .منم ذوق مرگ ميشم.

لايك = اتفاقا روش خوبيه واسه تلافي كارايي كه تابستوم باهامون كردن.

  134885

عاقا اعتراف میکنم به سوم دبیرستان رسیدم ولی هنو نفهمیدم این شیر اب سرد و گرم مدسه کدومه!!!اخه هر وخ مثلا اب سرد میخی این شیر ابی اب گرمه ولی اگه اب گرم بخوای این این شیر ابیه اب سرده!!!!این مشکلم ینی برا همه هسا!!!!!!!!!