دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  43039

یکی از فانتزیام اینه که...
.
.
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس.... :|

  42995

یکی از فانتزیام اینه که وختی تو حمومم و اعضای محترم خونواده هی شیر آبو بازو بسته می کنن...
انقدر سرعت عمل داشته باشم که بتونم عکس العمل به موقع نشون بدمو آبو گرم نگه دارم و در آخر داستان تو بخار حموم محو بشم !!!
پیشرفت خوبی هم داشتم فقط وختی سرو صورتم پر کف و شامپوه شیر آبو پیدا نمی کنم ...

  42950

یکی از فانتزیام اینه که صبح زود بیدار شم درس بخونم

  42933

یکی از فانتزیام اینه که بجای مونالیزا عکس منو اونم در حالتی که لبخند ژکوند رو لبامه بذارن رو ماه بعد عکس من و ماه تو افق ناپدید بشه :))

  42875

یکی از فانتزیام اینه مدیر 4جوک بشم بعد ادمین هی مطلب بذاره من تایید نکنم
بعد قهر کنه بره تو غروب آفتاب محو بشه
:دی

  42874

یکی از فانتزیام اینه که تصادف کنم (خودتون میدونید با یه خانم ترجیحا دکتر) بعد اون پیادهشه منو ببره مطب شخصی خودش و معاینم کنه، بگه دستت شکسته بعد برای اینکه دل منو بدست بیاره خودش معالجم کنه
بعد بشه رفیق فابریک من ووجدانش درد بگیره و همیشه واسم پول خرج کنه
خیلی حال میده لامصب تازه از محو شدن تو غروبم خیلی بهتره

  42759

یکی از فانتزیام اینه که وسط یه سخنرانی مهم کلمه نستالژیو به کار ببرم. آخه خیلی باکلاس تلفظ میشه!

  42757

یکی از فانتزیم اینه چند سال دیگه تو اوجِ فانتزی گفتن فانتزی رو ببوسم بذارم کنارعرصه رو واسه جوونترا باز بذارم برم یه گوشه بشینم فقط فانتزیها رو نقد و بررسی کنم نقاط ضعف و قوتشون رو بهشون گوش زد کنم........طرفدارها هم لقب پدر فانتزی رو بهم بدن بعد بیان بغلم کننو بندازنم بالاهمین که انداختن بالابمب دودزا بزنم تو دود محو بشم..

  42725

یکی از فانتزیام اینه که یه روز از خواب بلند بشم برم تو 4جوک ببینم همه پست گذاشتن و ازم بخاطر مطالب قشنگم تشکر کردن و تمام پستاشونم 40000 تا لایک خورده :))
همونجا یه لبخند ژکوند بزنم و بزنم سر شونه مدیر سایت بگم من الان تو اوجم و دیگه باید از دنیای 4جوک خدافظی کنم :))
اونم بگه نه سید نرو آخه....
بگم آخه چی؟؟؟؟؟ لطفا اصرار نکن:))
بعد از اونجایی که داخل اینترنت افق نداریم من میرم تو سایتها محو میشم :))
فقط میدونید مسئله مبهمش کجاس؟ نمیدونم صبح علی الطلوع مدیر سایت تو خونه ما چیکار میکنه؟ :))

  42690

یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه، بعد من یواشکی میام تو آشپزخونه یهو در حالی که کفگیر دستشه بر میگرده سمت من، منم کرک و پرم میریزه بعد یهو لبخند بهم میزنه و میگه:"بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درستکردم پسرم، بیا نیازی نیست بترسی همه ش واسه تو"

اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده

  42653

یکی از فانتزیام اینه ک پستم بعد از نیم ساعت تایید بشه !!!!
خیلی آدم خیال پردازی هستم!!!

  42649

یکی از فانتزیام اینه که با معلممون تصادف کنم و دکترا بگن یه ضایعه تو کمرم ایجاد شده و بعده یه سال فلج میشم!!! و کل سالو درس نخونم و کلاسشو به گند بکشم و آخر سال تو درسش 20 بشم!!! بعد مشخص بشه که اشتباه شده و من سالمم و تو افق ناپدید بشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  42566

یکی از فانتزیام میدونید چیه؟ :((
اینه که خودم برم اونور افق واسم تا طرف از تو فانتزیش رد بشه بیاد اینطرف بزنم با آسفالت کف کوچه که اونور افقه یکیش کنم :((
کلا یه آدم بی اعصابیم :((
حالا جرات داری تو فانتزیت بیا اونور افق تا ببینی با کی طرفی :((
والا با این نوناشون ....

  42527

یکی از فانتزیام اینه که برم مادرید یقه ی سرخیو راموس رو بگیرمو بگم. آقای پنگوئن... اون توپه بودا تو پنالتی جلو بایرن مونیخ زدی تو دب اکبر. خورد تو شیشه خونه ما... منم اعصاب ندارم یا پولشو میدی یا یه جور میزنمت دیواری شی المثنی هم برات صادر نشه. زیرتم مینویسم 5 هزار دلار...

  42465

یکی از فانتزیام(فانتضیام!!) اینه ک از یه ساختمون بلند یه تفنگ (مثلا کلاشینگ کوفت) بعد من بردارمش و همه دورم جم شن از من تقاضای کمک کنن من (گلن کلن ) تفنگ رو بکشم برم تو ساختمون . ساختمون تحت محاصره سارق هاست..
بعد تک تک اونا بکشم . برسم به رییسشون دقیقا دقیقا همون لحظه مامانم منو از خواب بیدار کنه ...
وای ینی آرزوم براورده میشه؟؟!!
نکنه فک کردین من دیوونه شدم؟؟!!نکنه دیوونه شدم.....