دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  79185

یکی از فانتزیام4جوکم اینه که دیگه کسی نگه پست اولم پست دوم ویا..
فانتزی بعدیم اینه که کسی زیر پستاش نگه لایک =...
خوب داداش من خواهر عزیز اگه پستت کیفیت لازم رو داشته باشه
و تو دل مخاطب بشینه دیگه لزومی به این کار نیست
پستت درست حسابی لایک میخوره
اگه پستت هم جالب نباشه دیگه زوری هم لایک نمیخوره.
دعا کنید که من ادمین نشدم وگرنا همه اون نوع پست هارو ویرایش میکردم
و فقط اصل مطلب رو تو سایت میذاشتم
امیدوارم یه روز این فانتزی من به انجام برسه و فقط شاهد اصل مطلب باشیم.

  79170

یکی از فانتزیام اینه بابام پولدار باشه بعد ورشکت بشه همه اموالش رو بدزدن بعد من ازدواج کنم زنم ی پسر به دنیا بیاره صبر کنم 17 18 سالش بشه بعد بفرستمش پلیس بشه که اون کلاه بردار دستیگر کنه و موفق هم بشه بعد بیارتش دم خونمون زنگ رو بزنه بعد بابام یه کف خرسی بزنه بم بهم بگه وای بحالت اگه خودش نباشه با این پسر تربیت کردنت بعد من برم درو باز کنم یه کف ببری به پسرم بزنم بگم وای بحالت اگه خودش نباشه با این کلاه بردار دستگیر کردت بعد پسرم بره به متهم بگه وای به حالت اگه خودت مجرم نباشی (جمشید ، کامران) و یک کف گوریلی بهش بزنه اونم بیوفته زمین و ... دست بندش گیر کنه زمین و پاره بشه و می خواد فرار کنه که منو بابام پسرم هر کدوم یه کف خروسی بهش بزنیم اونم بگه مجرم خودشه و پول مارو بهمون برگردونه و به جرم کف هر حیوانی رو خوردن بیوفته زندون
دقت کردی فانتزی من نه عباس داشت نه سلنا نه جاستین نه شلوار کردم
دوستان پرسیدن اون جمشید و کامران کی بود باید بگم که جمشید کاظمی و کامران بوریایی بودن که در سری هوش سیاه شماره 129 از داستان من میخوان استفاده کنند
لایک : الان سیروس مقدم ازت به جرم لو دادن فیلم نامه سری 129 شکایت میکنه
@@@@@@@@@@@@

  79168

یکی از فانتزیام اینه که
.
.
چیه؟؟؟؟فکرکردین منم مثه شماها بیکارم فانتزی بسازم؟؟بروبینیم بابا

  79138

یکی از فانتزیام این بود که دعای داش(سینا مشهد‏)‏ بگیره و برم مشهد برای و همه ی4 جوکی ها و خانوم صادقی دعا کنم بعد بیام تو پاتوق پست بذارم؛‏‏
فانتزیم به حقیقت پیوست اما حیف دیگه پاتوقی نبود‏;‏‏(((

  79131

فانتزی من اینه که تو لحظه حساس فیلم آگهی بازرگانی پخش نشه یا اینکه وقتی قراره یه اتفاقی خاصی که تو فیلم منتظرش بودی و محوش شدی فیلم تموم نشه بقیه اش نمونه واسه قسمت بعدی.
یعنی میشه آیاااا؟

  79031

یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره …
- بگه اسم ؟
+ بگم عباس
- بگه نام پدر ؟
+ بگم عباس علی
- بگه فامیلت چیه ؟
+ بگم عباسی
- بگه از کجا میای ؟
+ بگم عباس آباد
- بگه کجا میری ؟
+ بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه !
- بگه بــــــــــــــــــوق منو سرکار گذاشتی
+ بگم نه به حضرت عباس

  79026

یکی از فانتزیام اینه که یبارم همون موقعی که ساعت بیدارباش زنگ میزنه بیدارشم

  79007

فانتزی من اینه که چرا اسم این دامنه رو 4jok گذاشتن؟این سوالو اگه از مادر پدرا بپرسین چون نمی دونن میگن چرا اسم بشقابو نذاشتن یه چیز دیگه و خلاصه راحت از کنارش در می رن و بچه رو با سوالایی که داره head explosion اش می کنه تنها میزارن.بعدشم میگن ما جواب هر سوالی رو ندونیم راحت میایم بهتون می گیم(درمورد معلمام صادقه ها!بلکه بیشتر).حالا یکی جواب منو بدههههه.

  78956

یکی از فانتزی هام اینه داداشم مریض شه بیمارستان بستریش کنن بعد هرچی آبمیوه و کمپوت میارن من بخورم بعد که فهمیدن فرار کنم تو افق محو بشم

  78945

یکی از فانتزیای من اینه که یه روزی پدر بشم بعد وقتی که تلوزیون روشن بودو کسی هم اونو نگاه نمیکرد بگم این تلوزیون برای کی روشنه؟؟؟؟

  78924

******************(!!!و؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223
.
.
.
.
.
.چیه فکر کردین عباس چیزی نوشته خواب بود به من گفت به جاش بیام4jok


ای چقدر حال کردم کنف شدید

  78918

یکی از فانتزیام اینه که یه مطلب ارسال کنم واسه 4جوک و تایید بشه ، بعدها عکاسان و فیلمبرداران مستقر تو افق ، از ناتوانیشون تو ثبت تصویر از محو شدنم چه ها که تعریف نخواهند کرد!! هعععی . اصن یه وضی !!

  78899

یکی از فانتزیام اینه که از سر جلسه پاشم و استاد رو ببینم و بهش یه نگاه عاقل اندر سفیح(سفیه،صفیه،ثفیه و...) بندازم و بگم با این نونات این چه سوالایی بود؟! بعدشم بدون اینکه منتظر جواب بشم بهش تنه بزنم و برم تو نور ته راهرو محو شم
اینجا خوابگاه دانشجویی
پست اول
I LOVE U 4jok

  78658

" فــانــتــزیـــه مـــســـیـــحـــا "
یــــکــی از فـــانـــتــزیــام ایـــنـــه کـــه بـــتـــونــم " ازدواج " کـــنـــم ......
نــخـــنــدیـــن بــابـــا ....
بــا ایـــن هــزیـــنـــه هـــا فـانـتزی واقعا ،،، یــخــچــالِ ســایــد بــای ســایــد 8 مــیــلــیــون تــومــن !!!!!!
5ســال پــیــش بــا سه مــیــلــیــون عــروســی و طلــا و جــهــیــزیــه وهــمــه چــی مــیــخــریــدن تــازه
مـــشـــهـــدم مــیــرفــتـــن ، ســوغــاتــی ام مــیــوردن ، بــا بــاقــیــشــم دوشــب شــام مـیـدادن ......
الــان 3مــیــلــیــون ، پــیــش قــســطِ گــوشــی مــوبــایــل خــانـُـمــتــم نــمــیــشــه .....
هـــــعععععععععــــی ......
لــایـــک = مــوافــقــیـــن

  78612

یکی دیگه از فانتزی هامم اینه که یه بار که میشینم پای تلویزیون با خیال راحت برنامه رو ببینم و بابام یهو نیاد کنترل تلویزیون رو از دستم بکشه و بذاره شبکه خبر!!!!!!!!!ینی میشه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به سلامتی همه ی باباهای اخبار دوست!!!!!!!!!!!