دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  60522

داشتم با تلفن با دوستم صحبت ميكردم،تموم كه شد صحبتمون،بابام پرسيد دوستت بود؟
منم خيلي شيك گفتم نه پدرم،باراك بود داشتيم در مورد مناقشات اخير خاورميانه صحبت ميكرديم :|
هيچي ديگه الان خيلي شيك خونه عمم نشستم

  60518

مجبور شم از دایل آپ استفاده کنم اگه دروغ بگم
هفته پیش سر کلاس فیزیک بودیم معلمه چن تا تمرین داده بود گفت بشینین حل کنین معلمه هم اصن چیزی ب اسم اعصاب رو درک نمیکنه،تمرینارو داد ماهم که نخبه کل کلاس فقط مث بز نیگای خطوط و اشکال دفترمون میکردیم چن دقیقه گذشت جلوییم حوصلش سررفت با بغلیش صحبت کرد معلمه هم دیدش و اتش درونش فوران کرد منم فهمیدم بهش گفتم محسن ساکت الان حمله میکنه بهت ولی دیر شده بود عاغا این معلمه عملیات بمبارانو اغاز کرد اول یه دفتر پرت کرد خورد تو صورت بغلیش ماژیکو پرت کرد خورد تو سینه پشت سری من اومد یه لقت زد خورد تو میز ولی ب رو خودش نیوورددیگه تحمل نکرد وارد برخورد فیزیکی شد با تیپا انداختش بیرون،توی تموم صحنه ها ما اینجوری بودیم (0 o)،شانس اووردیم ادامه نداد وگرنه چن تا تلفات طلفات تلفاط طلفاط میدادیم
بدبخت پسره جفت کرده بود

  60510

وقتی کوچیک بودم یکی از بزرگ ترین ترسام دوش حموم بود،نمیدونم چرا ولی مث سگ از قیافش میترسیدم اصن یه حس بدی نسبت بهش داشتم!!نخند ازم خب کوچیک بودم دیگه

  60509

عاغا تا چن دقیقه پیش این پسر عموم که گودزیلاست منو نشونده بود رو زمین میرفت از دور ژست میگرفت(باور کن دست خودم نیس ولی وقتی ژست میگرفت مث سگ میترسیدم)بعد مث پلنگ زخمی میدویید میپرید جفت پا میومد تو صورت و شکمو کمر من هروقتم پا میشدم برم این گودزیلا جوری داد میزدو گریه میکرد که من از ترس خودمو میزدم تا گریش بند بیاد،جدیدنم یاد گرفته بخم میگه احمق!!الانم کل بدنم کوفتس،خیلی وحشیه

  60489

سوم دبستان بودم یه معلم داشتم اخلاق هیتلری،یه روز برای امتحان شفاهی علوم مارو برد پا تخته با چن نفر دیگه.
وقتی داشت از ما میپرسید بچه ها شلوغ کردن،این معلم اومد جلوی من،پشتشو کرد به من و سر بچه ها داد میزد.
من دیدم چنتا از موهاش از زیر روسریش زده بیرون،جاتون خالی دوتاشو گرفتم یه جوری کندم که بد بخت صدا گوریل افریقایی داد،تازه بعدش جامو با بغلیم عوض کردم.

دوست گلم لطفا فوش بد نده

  60483

اردیبهشت پارسال رفته بودیم اردبیل،با جناق ماهم که یه 206 خریده بود جلومون در حال حرکت بود.وقتی رسیدیم اول شهر چندتا موتوری که سرهاشونو به خاطره سرمایه شدید اردبیل بسته بودن دنبال ماشین باجناق ما کردن واسه کرایه دادن ویلا...عاقا چشتون روز بد نبینه بیچاره فکر کرده بود که گروهک القاعده ( ریگی و بر و بچ ) بهش حمله کردن...یعنی این موتوریا خودشونو کشتن به این نتونستن برسن...

  60468

امسال روز ١٧ كه رفتيم مدرسه هيچكس حالو حوصله درس نداشت همه سرشونو گذاشته بودن رو ميز معلمم اصابش خورد شد گفت هر كي نميتونه درس گوش كنه بره بيرون يهو همه پا شدن كلاس خالي شد.(البته وقتي ناظممون فهميد ٢ نمره از انظباط همه كم كرد ولي خعلي حال داد.)

  60465

10 فروردین عروسی خواهرم بود. قبل از اینکه عروس ودوماد وارد تالار بشن ؛خواهر دوماد خواست اسپند دود کنه .حواسش نبودو اسپندو سوزوند ازش اتیش بلند شد ؛
این ایکیو هول شد خواست با عجله اسپند واز تالار خارج کنه یه دونه ظرف پلاستیکی آورد واسپند وریخت تو اون ظرفه ..........
دیگه خودتون تصور کنید اسپنده ظرفه پلاستیکی رو سوزوند وتلپ افتاد زمین ......
مهمونامون صندلی ودر دیوار سالم تو تالار نزاشتن از بس گازشون زدن .

  60463

امروز داشتيم با دوستم تو خيابون ميرفتيم چند تا دختر سانتي مانتال هم از جلومون ميومدن يهو پاي يكيشون گير كرد به زمين داشت ميوفتاد تو بغل دوستم كه يهو دوستم جا خالي داد دختره با كله خورد زمين گريه كرد.به دوستم ميگم ديوونه چرا نگرفتيش ميگه نميشد كه نامحرم بود!!
من :)))))‏
دوستم‎ ‎‏:||||
دختره :((((((

  60453

توی خونه داشتم بعد از عمری دو سه تا لیوان میشستم.... که یهو یکیش شیکست....نپسرخالم اومده میگه شیکستیش؟
میگم اشکال نداره ...بزا قلا بوده....(قضا بلا)خوب دهنم نچرخید....o_O

عاقا حالا کسافط کرده آتوی دستش.... تا تکون میخورم میگه بزا قلاعه!!!!

  60418

من وخواهرم در مانتو فروشی ( قبل ازعید)
خواهر گرام:عاااطی ، عاطففففه بیا یه لحظه......
من:چی میگی ،یه دیقه بذار بشنم پام چلاغ شد ؟؟؟؟
خواهر گرام: بیا ببین این مانتو خوبه؟؟
من: نه زیاد . قیمتش چنده؟؟
خواهر:خدا تومن
من:نهههههههههههه اصلا نمی ارزه.بهش می خوره از اون سه تا هزاریا باشه .اون یکی دیگه که بهتر بود
خواهر:من سلیقتو قبول "ندارم "میخواستم ببینم اگه خوشت "نیومده بردارمش"
من :. شنقل منو چار ساعت از این به مغازه به اون مغازه مثل جنازه ها کشوندی اخر اینو میگی؟
فرشنده:مبارک باشه خعلی سلیقه خوبی دارین .تبریک میگم بخاطر این سلیقه خوبتون
من:خب لااقل یه خورده تخفیف می گرفتی عولاق خیلی گرون بات حساب کرد
خواهر:نه بابا قیمتا همینه .بیا بیا.جون من بیا ازاین مغازه هم جوراب بگیرم.
عاغا من این دوجفت جوراب مشکی برداشتم قیمتش چنده؟
فروشنده : 4تومن البته قابل نداره
خواهر: لطفا تخفیفشم حساب کنین....!!!!
آخه خواهر تخفیفت تو حلقم آبرومو زیر پا جواراب فروشه له کردی....
یکی نیس بگه خب اگه اون بدبخت مردی کنه تخفیف بده 250 تومن میده . ننگ همینی؟؟

  60411

****ANANAS****
سلام دوستان؛پست اولمه:اونايي كه يه زماني پست اولي بودن لايك كنن دي:
لايك نكردن= احتمال قريب به يقين از پست دوم شروع كردن

  60397

یه شب با آخرین مترو داشتم میرفتم سمت تجریش ، ایستگاهای آخر همیشه خالی میشه و خیلی مسافر کمه

این وسطا یه بنده خدایی سوار شد روبروی ما نشست ، خیلی خسته بود خوابش برد درجا !!

این راننده هم آخرشبی جاده رو خلوت گیر آورده بود هی آرتیست بازی درمیاورد . یه ایستگاه جلوتر وایساد ، موقع راه افتادن یهو چنان تیک آفی کشید تمام مسافرا رفتن تو لوزالمعده همدیگه :پی

این بنده خدای روبرویی ما از همه جا بی خبر ، همچین با سر رفت تو دیوار بغل دستش برق سه فاز از چشماش پرید :دی

حالا دوتا خانمه اونورتر نشسته بودن همچین بددددددددددد زدن زیر خنده ، منم دیگه نتونستم کنترل کنم و خنده ی اساسی کردم :دی

  60361

عاقا تو همین تعطیلات عید رفته بودیم رستوران اونجا یه فُک واقعی خشک شده گذاشته بودن
منم برادر گودزیلامو صدا زدم گفتم بیا اینو ببین
گودزیلا: اَه چه قد واقعی به نظر میاد
من: خُب آخه واقعیه دیگه!!!!
من در ادامه: این فک رو صید کردن بعدش خشک کردن بعدش چشماشو عوض کردن مصنوعی گذاشتن به جاش..... ( سرتونو درد نمیارم)
گودزیلا: خُب یهو بگو تاکسی درمی اش کردن دیگه !!!!!! چرا اینقد حرف میزنی؟
من :!
فک:/
گودزیلا :)
عاقا من تا قبل از اینکه داداشم بگه فِک میکردم تاکسی درمی اسم یه فیلمه مث تاکسی نارنجی یا یه مدل تاکسیه......

  60359

یه بار یه فیلم مزخرف رفتم سینما دیدم به نام ....در..... چنان فیلمه افتضاح بود که تصمیم گرفتم همه عالمو در غم خودم شریک کنم،به همه فکو فامیلو برو بچو خلاصه هر کی میدیدمو هر جا میرفتم میگفتم که، هی وای من ، که چه نشستید که فیلمی روی پرده ها هست به نام .......در........ اگه نبینی نصف عمرت بر فنا رفته!!! بدو ، پاشو برو بلیط بخر همین الان،خخخخخ خلاصه همه رفتن ، چهره اونا رو در حالی که فیلمو میدیدن تصور کن،بی شک با غضنفر احساس همدردی میکردن.!!!خخخخخخخ یکیشون بعد اینکه فیلمو دیده بود زنگ زده منو تهدید به مرگ میکنه !!!!!! واویلا