اقا یکی بیاداین صورت منو توجیه کنه یکی دیگه گردو میخوره این جوش میزنه!!!!!!
خاطرات خنده دار
اقا امتحان زبان میان ترم داشتیم؛دوستم بغل دستم نشسته بود
یهو وسط سکوت سنگین وسط امتحان، ازتوکیف دوستم صدای الوالو اومد هی طرف صداشومیبرد
بالاترومیگفت الو.وووو......دلامصب باهزاربدبختی جلوی انفجارخندمونوگرفته بودیم
اماطرف دست بردارنبود ...مام دیگه نتوستیم جلوی خندمونوبگیریم پخخخخخخخخخخخ زدیم زیر
خنده...
نگودوستم یادش رفته گوشیشوقفل کنه ارنجش خورده وشماره گرفته
چن وقت پیش با بچه ها رفته بودیم مشهد(جا همتون خالی).حوصلمون سر رفته بود یه فکر توپ به ذهنمون رسید گفتیم یه خورده تفریحات سالم کنیم.اینطوری که یکی از رفقا تو خیابون شروع کرد به دویدن، بقیه ماها هم با فاصله چند متری شروع کردیم به دویدن و داد میزدیم آی دزد آی بگیریدش دزد دزد.خیییییییلییییییی حال میداد ملتو هول میدادیم به همه تنه میزدیم از رو ماشینا می پریدیم خلاصه اینکه همه کار میکردیم.
خواستم بگم شما اینکارا رو نکنین چون عاقبت خوشی نداره.آخه ی بار ملت تیز بازی در آورد و رفیق ما رو گرفت.هیچی دیگه با هزار زحمت تونستیم لاششو از زیر دست و پای ملت بکشیم بیرون.همین قدر بگم مجبور شدیم 3 روز بیشتر مشهد بمونیم تا سر وصورتش مث آدما بشه که خانوادش خونه راهش بدن.
لیدیز اند جنتلمنز....
یه جا خونده بودم که اگر در زمان طلوع خورشید و غروب خورشید به چشمای گربه زل بزنی اونوخ بدشانسی بزرگی میاری...
عاقا از اونجایی که من خعلی محقق تشریف دارم...
نزدیکای غروب رفتم خیابون و از شانس یه گربه دیدم....
همینجوری زل زدم تو چشاش...
منننننتتتتظرررررر بد شانسی بودم که یه ماشینیه از رو گربه رد شد و بدبختو تبدیل به لواشک کرد....
الان یه 2ماهی میشه زیاد به چیزی نگاه نمیکنم.....
عایا این از اثرات گرانی بنزین است؟
عایا اثرات تحریما هنوز در هوا معلق است؟
عایا سبد کالا یک رویاست؟
عایا من ادم خواهم شد؟عایا این عایاها جوابی خواهند داشت؟
عایا به لایک اعتقاد داری یا بیام نگات کنم؟؟؟؟؟
امتحان مدار شدم سه و نیم از شیش، دیشب خواب استادمو دیدم کلی باهاش درددل کردم، آخرش گفت یه نمره اضافه میکنم، الان رفتم دیدم تو سایت نمرمو زده 4ونیم، قصد دارم این روزا به جای درس خوندن بخوابم سعی کنم اساتیدمو ببینم
چن وخ پیش معلم زیستمون داش میگف معده حرکت موضعی نداره عو اینا، بعد دوسته منم نوک میخواسته گویا، برگش گف: "سارا سارا معده داری؟ :-؟ " :))
بعد همین دوستمون قبله امتحان ادبیات داش ب این فک میکرد ک دسشویی داره و میخواس ا معلم بپرسه ک ویکتور هوگو نوبل گرفته یا ن. گف: "خانوم ویکتور هوگو دسشویی داش؟ :-؟ " :)) خلاصه ایشون کلا نباید همزمان ب دوتا چیز فک کنه دیگ یهو دیدی کار ب جاهای باریک کشید :-"
فینال لیگ قهرمانان اروپا بود همه خواب بودن و تنها پای تلویزیون دراز کشیده بودم و دیقه های آخر بازی بود داشتم با افسردگی هر چه تمام تر تخمه میشکوندم که یهو رئال مادرید گل مساوی رو زد و مثل گراز پریدم هوا گفتم گللللللللللللل سرخیو راموووووس،بعد از خوشحالی اطرافو نگاه کردم دیدم خداروشکر هیشکی نیست . دو دیقه بعدش بازی تموم شد منم بیخیال داشتم نظر کارشناسارو گوش میکردم که یهو بابام از پشت یه لگد محکم کشیدزیر پشمکام همچین که از ترس سیخ وایسادم سر پا و بهم گفت مرتیکه ی کره خر لندهور خجالت نمیکشی با این هیکلت نصف شبی داد میزنی مردم آزار
منم هیچی نگفتم سرمو انداختم پایین و نشستم سرجام که وقت اضافه ی بازی رو ببینم بابامم اومد کنارم نشست و باهم تخمه میشکوندیم تا اینکه گرت بیل گل دومو زد و دیدم بابام داره داد و هوار میکنه ومیپره هوا از خوشحالی منم گفتم وقتشه منم خودمو خالی کنم،جاتون خالی یه داد بلند زدم گفتم گلللللللللللل گرت بیلللللللللل
بابام نذاشت لللل رو کامل بگم و یکی خوابوند زیرگوشم وگفت فقط من باید خوشحالی کنم زاخاررر نه تو
هیچی دیگه منم باناراحتی هرچه تمام رفتم تو اتاقم خوابیدم:(((
خواستم بگم کسی میدونه بازی چند چند شد آخرش؟:|
اغا ما سال سوم راهنمایی بودیم پیچایی که دستگیره رو به در نگه میداشت در ارودیم که معلم زبانمون نیاد هی این معلم بدبخت از پشت در میگفت حالا من چه جوری بیام تو ما هم که پنجره کلاسمون به حیاط میخورد میگفتیم کاری نداره میرین تو درگاه پنجره بعد میپرین تو کاری نداره که !!!!!
بیچاره سکته نکرد خیلیه :))))))))
اون روز دارم واسه4جوک مطلب میذارم مامانم اومده میگه این شکلکارو چجوری درست میکنین؟من از همه جا بی خبر یادش دادم.بعد اونروز رفتم
یه نگا به مقله ام بندازم که ثمره 3 ماه تحقیق بود که با خون دل جمع کردم وخودم تو لب تابم نوشتم و سیو کردم.میبنم پر از شکلکه!
مثلا نوشتم:البته این دو عنصر در کنار هم بی خطرند تا زمانی که در کنار یک فلز با ارزش قرار بگیرند.^_^
یا مثلا:دانشمندان هنوز در این باره به نتیجه قانع کننده ای نرسیده اند.@_@
مامان خوش ذوق من دارم؟
دوستان من با یه لیوان اسیدم کارم اه میفته.قربون دستتون
عاغا ما یه روز رفتیم بشینیم پشت کامپیوتر کلا سر از آمازون در اوردیم !
هیچی دیگه مامان خانوممون نشسته بود پشتش ... من یه کلام گفتم بلند شو از صبحه نشستی پاش! منو بست به تیر بار :
از بس پشت کامپیوتر میشینی آخر میشی موش کور ! مگه تو فردا امتحان نداری؟ بلند شو برو الان درستو بخون عوض اینکه شبا عین جغد تا ساعت 4 درس بخونی ! امروزم که تا ساعت 2 خواب بودی ! ماشالا خواب که نیست ! خرس قطبی ! من نمیدونم تو رو با چه عقلی تو تیزهوشان پذیرفتن !
من : اه مامان ! ایشششششششششششششش !
مامان : ایشو هناق ! چته هی دم به دقیقه عین مار کبری فیس فیس می کنی ؟
من :|
مامانم :|
لایک = بین دخترا هم داریم چنینی موردی ؟؟؟؟ نه واقعا داریم ؟؟؟ نه داریم ؟؟؟
لایک = وضع ما که از اینم بد تره !
عاقا یه روز با دوستم خابگاه بودم گرسنمون شده بود میخاستیم پیتزا سفارش بدیم ..........ک ای کاش مرده بودیم از گشنگی خخخخخخخ
پیتزا رو ک آوردن.رفتم حساب کنم گفتم چند شد آقا......میگه ده هزار و پونصد
من ده و پونصد از تو کیفم در آدوردم پونصدی رو بهش دادم گفتم بفرمایین ..خخخخخخخخ
پسره منو نیگاه کرد گفت دهو پونصد.....گفتم ممنون قابلی نداره خخخخ
باز گفت خانم تعارف نکردم ک شما ده تومنیو گرفتین دستتون دارین منو نیگاه میکنین خخخخخخخخخ
منم در حالت محو شدن در عمود پولو بهش دادم و با سرعت میگ میگ درو بستم خخخخخخ
دوستم ک پشت در داشت از خنده روده بر میشد ........
هعییییییییی...
عاقا توی این جلسه ای ک امتحان میدیم ی دختره هست هر سه جلسه در میون وسط امتحان ما بلند میشه برگه شو میده با صدای بلند هم میگه بچه ها برای همتون ارزوی موفقیت میکنم ماهم مثل بز کوهی نگاش میکنیم اونم وقتی میبینه ما جوابشو نمیدیم سرشو تکون میده میگه ممنون ممنون شما هم خسته نباشید
اصن ی وضیه میخوام دفه بعد خودکارمو از عرض پرت کنم سمت دهنش ک دیگه ارزو و موفقیت یادش بره
لایک=اورین موافقم
آغـــا تو تیلویــزیون داشتـ شیــر مانیزارو تبلیــــغ میکــرد
آوره همــون کـ گــاوه تو گوشش هنذفــری گوذاشتــه
مامانــم هـروختـ اونو میبینـه اشکـ تو چشمــش جمـــع میشــه و میگـ: زهـــــــرا بیا بیـــا دارن تو رو تو تلویزیون نشون میــدن ببیـــن از اونا کـ تو گوشتــ میزاریــَم اونجام گذاشتــی(هنزفــری را میفرمــایند):|
ینـــی موشتــی محبتـــه کـ بــ ســرو صورتــم می پـــاچه ( !-_-)
یه روز صبح مثل فیمای خارجی صبحونه آوردم تو رختخوابم بخورم خیلی چسبید فقط پتو شستن بعدش خیلی سخت بود وگرنه ملافه ها رو مامانم شست تشک هم دادیم خشکشویی!
یکم000پانزدهم000سی ام000
فرق نداره!هروقت به بابام میگم:پول بده؟
یه ده هزارتومنی ازجیبش درمیاره,میگه:منم واین ده هزارتومن تاآخربرج!
الان سال هاست منتظرآخر برجم!
ی رقابت شدیدی بین آخربرج ونیمه گمشده من هست به اسم:هرکی دیرتررسید,برنده اس! o_O
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535367950










