دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  29597

یه سوال محاسباتی داشتیم معلم فیزیک گفت می تونین از ماشین حساب گوشیاتون استفاده کنین بعد رفت بالا سر خرخون کلاس گفت تو گوشی نداری؟ اونم گفت نه
معلم گفت خاک تو سرت اینا همشون دوست دخترم دارن!
خرخون کلاس؟؟؟:(
کلاس !:)
سازمان سنجش[erorr]

  29587

يادش بخير اون زمانا آخر تفريحمون اين بود كه بعد از انجام تكاليف با اشاچي باشيم......

  29584

یکی از سرگرمی های من که در دوران طفولیت میریختم این بود که ته ماژیک ها در بیارم فیلترشو بندازم تو آب تا رنگ پس بده :)))))))))))
لامصب نمیدونی چه حالی میداد !!

  29579

تو تاکسی بودم دختر بغل دستی ام خواب بود یه حرکتی انجام داد ماورا .
چشاش بسته بود بعد عینکشو از رو چشاش برداشت ها کرد با گوشه مانتوش پاک کرد دوباره گذاشت سرجاش
فک کنم طفلی خوابش داشت کیفیت hd شو از دست میداد

  29560

مامانم فشارش افتاده بود بردمش درمونگاه سرم زدن به دست راسش ده دقیقه بعد دستشو کج کرده بود خونش برگشت تو لوله سرم ،گفت به دکتر بگین این یکی دستم پرشد سرم بزنه تودست بعدی! قرن کامپیوتره!!!

  29553

یکی از جالب ترین خاطراتم اینه که وقتی دوم دبیرستان بودم امتحان شیمی داشتیم؛ دبیر ماهم کمی آلزایمر داشت!!!!
زنگ خورده بود همه ورقه هاشونو میدادن منم تو اون شلوغی زود ورقه رو گذاشتم تو کیفم!!!
جلسه ی بعد دبیرمون گفت ورقه ی تورو پیدا نکردم منم کلی اعتراض کردم که چرا؟!!!!! آخرش دبیره ازم معذرت خواهی کرد که ورقمو گم کرده و یه 20 مجانی به خاطر اشتباه خودش بهم داد!!!!!!
خداییش الان عذاب وجدان گرفتم
به سلامتی همه ی دبیرها صلوات!!!

  29546

یه رفیق دارم قبلا تو خوابگاه دانشگاه که بودیم شبها زود می خوابید ما هم موقع خواب اذیتش می کردیم.
یه شب هی ما مهتابی رو روشن می کردیم این خاموش می کرد، چند بار که این کار رو انجام دادیم یکدفعه پاشد خیلی عصبانی و با جذبه گفت: اگه فقط دو بار دیگه، فقط و فقط دو بار دیگه مهتابی رو خاموش کنید من می دونمو شما!
بعدا ازش پرسیدم چرا گفتی دوبار دیگه نگفتی یه بار؟
گفت : چون مطمئن بودم بازم روشن می کنید می خواستم ضایع میشم!

  29508

تا حالا هم زمان سر دو کلاس نشستین که حضورت هم بزنن خیلی حال میده اگه نمیدونی و ترم اول هستی بدون اول سر کلاس اون استاده که حضور میزنه برو بشین حضور خوردی یه ربع بعدش جیم شو و یه رربع آخر برو سر اون کلاس که حضورت بخوره حالا فاصله لین کلاسا برو خوش باش با رفیقات خواهشا بزن لایکو

  29505

دقت كردين پنج شنبه شبا داره کارتونای دهه شصت و هفتاد شبکه دو نشون میده لا مصب من که دارم فیلمای 2015 با عینک سه بعدی میبینم و کلی کیف میکنم اگه اینطوری بزن لایکو تا معتاد لب جوب نشدم

  29499

دیشب با خانواده رفته بودیم بیرون تفریح و خرید باران هم در حد نمه بود میومد و قطع میشد اون وقت تو کفش فروشی سه تا دختر بودن داشتن چکمه تا زیر زانو میخریدن که پاشون کنن همین الان
من به این ملت سرخوش چی بگم

  29491

اقا یه بار لبام خشکی زده بود مامانم گف واس که خوب شه موقع خواب رژلب بزن خوب میشه اخه فرداش کنفرانس داشتم.صب که از خواب پاشدم دیدم لبام گنده شده.رفتم که رژلبو بپاکم دیدم اصن پاک نمیشه.وقتی که رو رژلبو خوندم نوشته بود:24ساعته و حجیم کننده.تازه رنگشم قرررررررمز بود
من:(
بقالی سر کوچه:*
احالی محل:*
بچه های کلاس:)

  29472

یه دبیری داشتیم(صالحی) یه بار سرکلاس انقدر از دست بچه ها عصبانی شد که گفت 30 تا گوساله تو این کلاس درس می خونن، آقا بدشانسیش اونروز یه بچه ها غایب بود و بدشانس تراز اون من، پاشدم گفتم آقای صالحی فلانی غایبه هاااااااااا!!!!
کلاس ترکید........
وسیل فوحش ها بود که نصیب من شد و آخر سر هم هم تنبیه شدم و هم اخراج از کلاس.

  29471

دوران دبیرستان یه معلم عربی داشتیم به نام آقای صالحی، تکیه کلامش این بود: هرچی به این گوساله ها میگم کره خرا درس بخونین نمی فهمم

  29435

اغا ما خونمون بوشهر منطقه نیروگاهست. نزدیک دریاییم زیاد میریم دریا شنا میکنیم به جون خودم فیلم پیرانها که دیدم تا یک ماه جرعت نمیکردم برم دریا شنا کنم تازه دوشو که دیدم گلاب به روتون هنوز که هنوزه میرم دسشویی درشو نمیبندم تازه برعکس میشینم

  29434

بعد کلی وقت تازه اومدیم یه فیلم سینمایی رو کامپیوتر با مامانمون نگاه کنیم همین که رسید به این قسمت که میگه:آیا شما یک کیف نمیدزدید؟آیا شما یک تلفن همراه نمیدزدید؟یه دفعه مامانم احساسی میشه میگه دزد جدو آبادتونه خودتون دزدید کی میگه ما دزدیم ....تازه نذاشت نگاه فیلم کنم!!!!
من::
مادرای متعصب و ساده که سایشون کم نباشه از سرمون...