خ

خانوم دکتر

@princess.FB · ۱۳۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۹ رأی)

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

تو امتحان املا ،
پایه هشتم رفتیم نماز خونه. دوتا دبیر ادبیات متن املا رو
فریاد می زدن،
خلاصه یکی از این دبیرا تو فریاد زدن مونده بود،
یهو داد زد خانوم فلانی !این کلمه هه برا من جدا نوشته!
بعد که یه خرده داد زنان باهم بحث کردن،
دبیر مقابل به ما گفت بچه ها سرهم بنویسین!
.
.
.
.
.
.ما 0_0
دلم براشون سوخت چون حواسشون نبود،
همدیگرو اینجوری صدا می زدن:
اعظم خانم،
فرشته جون!
فریبا....
یعنی چشون شده بود؟ 0_®
خوف برم داشته...
یا ابالفضل(ع)!

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

از همین تریبون اعلام می کنم خیلی بابای باحالی دارم(بعله همش که نباید از بابا ها شاکی بود!)
بابام،کیک درست می کنه، شوکولات صبحانه درست می کنه،
پنیر و ماست هم درست می کنه، مرغ خریده تخم بزاره،
تازه تابستون هم بستنی درست می کنه، می خواد گاوم بگیره شیر بدوشه،
به سرم زده بهش بگم شامپو ام بپزه ...عه ببخشید ...درست کنه...
نکته جالبشم اینجاست که دبیر شیمیه!
نکته جالب ترش اینکه شغل آزاد هم داره...!!
نکته جالب ترترش اینکه سه چار تا شغل آزاد داره...!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
مدیونید اگه فکر کنید. اقتصادی فکر می کنه....
مامانم میگه باید بهش بگیم (باباکوکب خانم)
.
.
فقط حیف که کولر خاموش می کنه......عه وا ! تو ظل (زل ضل ذل)سرما چی گفتم!
.
.
.
.
لایک= خدا نصیب کنه...
لایک= خدا نیگرش داره...
لایک= کوفتت بشه...
ببین یه لایک چه قد حرف توشه؟ پس بلایک

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

یادش به خیر...
من نوه اولم،(فهمیدین یا بیشتر توضیح بدم؟!)بعد مامانجون خدا بیامرزم(خدا رفتگان شمارم بیامرزه)بهم قلاب بافی یاد داده بود. البته فقط زنجیره ...
منم هفت سالم بود، اون قدر تمرین می کردم، هی زنجیره های بلند می بافتم الکی!
خلاصه پسر عموی من حسودیش شد ، هشت ماه ازم کوچیک تر بود ولی بازم...
تازه پسرم بود!
خلاصه مامانجونم دلش براش سوخت به اونم یاد داد.
بعد می رفتیم باهم زنجیره می بافتیم.
یه عمو کوچیکه داشتیم تازه نامزد کرده بود.
اخی خیلی ازیتش می کردیم!
این زنجیره هارو می بستیم به دمپایی های این بنده خدا
بعد دمپایی رو می شوتیدیم تو خونه همسایه! بعد نخ رو می کشیدی�
تا دمپایی برگرده!
یه بارم دمپایی تو سر یه بنده خدا خورد.
یه بار دیگم نخه پاره شد دمپاییه افتاد تو خونه همسایه
اصن اگه بخوام همه ی آتیشایی که سوزوندم رو بگم کل فوجوک جانمیشه
فقط اینو بگم که بعد از فوت مامانجونم،
نخ هاش بین من و اون تقسیم شد.(لیف می بافت می فروخت)
پسر عموم همشو زنجیره بافت
ولی من با نخ هاش تقریبا همه چیز بافتم....
مامانجون دوست دارم.....
توروخدا حلالم کن کبریتاتو برداشتم همشو سوزوندم....
تازه جارو چوبیتو هم ما دوتا خراب کردیم.

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

یادش به خیر جومونگ میذاشت، ماتومدرسه بجای ده بی سی چل،
این شعرو میخوندیم:
پشت پنجره امپراطور نشسته
جومونگ سی دی گزاشته
سوسانو داره می رقصه
تسو میگه من پیرم فردا می خوام بمیر�
جومونگ میگه چه بهتر سوسانورو میگیرم!
.
.
.
.
چه اوسکولایی بودیما
تازه من خودم واسه دونگی شعر گفتم:
توی تالار بزرگ کی نشسته؟عالیجناب
جلوش کیه؟وزیر و جناب
ملکه کجاس؟دونگی دونی....
چی بش میگه تو میدونی؟
ملکه میگه آخ قلب�
نباس میخوردم شلغم(که بپره تو حلقم)
فردا که مرد این هیون
خبررسید به این و اون
دونگی میگه بانوی من!
خراب شده جاروی من!
بانو جانگ میگه آخ جون!
مرده حالا این هیون!
راحت شدیم برادر
دستت نمونه لا. در!
مدیونی اگه فکر کنی روانیم....
دیوونه هم خودتی

ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

سرکلاس ریاضی بودیم، بعد ی سوالی اومد که توش کلمه مقلوب(ملقوبه شلغوبه هرچی هس)بود اومه.....
منم معنیشو یادم رفته بود، گفتم:
خانوم مقلوب ینی چی؟
یکی از بچه ها از اونور کلاس داد زد:
یعنی مرض!
منم عصبانی شدم ولی الکی مثلا جلو خودمه گرفتم با این حال گفتم:
خودت مرض بیتربیط!(سوادم تو حلق آمریکا)
حالا منظور این بنده خدا(برعکس)بوده!
ینی تو افق محو که چه ارض کنم تار و مار و سپس داغون و نابودو در نهایت غیب شدم!
الان از افق گذشتم، هم اکنون از عالم غیب براتون پست میذارم!
راستی میدونستین اینترنت جن ها سرعتش سرعت نوره؟
نمی دونستم تو افق محو شدن اینقدر خاصیت داره!خخخخخخ!
دبیرمون ©_©(من این وصت کشکم)
همکلاصی مهطرم °_°(خدا شفات بده)
.
.
.
بکوب لایکو بگو الهی آمین

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

این قدر فیلم کره ای و ژاپونی و چینی دیدم،یه بار نزدیک بود جلوی معاون مدرسه تعظیم کنم!البته خدارو شکر حواسش نبود.....
هشدارمو جدی بگیرین! نزدیک بود اخراج شم می فهمی؟
لامپ ازافی(آره ما ام غلت قولوط می نفیصیم) خاموش
فیلم کره ای باید بشه فراموش
تا یه وخ دانش اموزی باهوش
شوت نشه از درسش مثه موش
بعدش نره زیر دوش
بره تو فکر دوباره. بعدش میره زیر درخت آلبالو یه گلابی میوفته تو سرش
بعد چارتا فورمول دیگه به بار سنگینمون اظافه میشه...

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
پیام

(واقعا واقعی)
دبیر علوممون، داشت می گفت که وقتی یک حیوان بچه است،تشخیص زن یا مرد بودنش. سخته. اگه گفتین چجوری می فهمیم یک جوجه، خروسه یا مرغه؟
عاغا هرکی یه چیزی گفت. بعد دبیر گفت: سر و تهش می کنیم،
همه بچه ها گفتن چی میخاد بگه!
گفت: اگه بال زد خروسه!
بچه ها گفتن گناه داره ! دبیرم گفت نه خیرم جوجه بدبختو میزنی می کشی گناه نداره بعد نباید یاد بگیری نره یا ماده؟
حالا ادامه درس!
حیوانات بالغ، نرشون خوشگل تر از ماده شونه!ولی تو انسان برعکسه.
همه گفتن نه میرن آرایش می کنن.
دبیرم گفت: نه همچینی هم نیست.
یهو رفیق من داد زد: آخه خانوم رژ می زنن!
همه زدن زیر خنده...
بعد دبیر ادامه داد:اون آقایونی که رژ می زنن،ابرو بر میدارن. و فلان و اینا،
میخوان مثل حیوونا که نراشون خوشگل ترن باشن! اینا به حیوان بودن علاقه دارن!
حالا ما فقط دست میزدیم....
دخترا پرچم نره تو کهکشان راه دوغی!
حالا هی به کیلیپس گیر بدین

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که. یه جوکی بنویسم با یه موضوعی،بعد توی دسته بندی دیگه قرار بدم ببینم مدیر فورجوک چیکار میکنه، این کارو کردم،طبق معمول ضرب المثل بیشتر تلاش کن نثارم شد.
الکی مثلا من خلم!
و به علت همین خل بودنم، از خواهرم پرسیدم. این نقاشی چیه؟میگه: لامپ هست،پیاز هست گلدون هست انار هست ولی اصلش کوزه است!
فک و فامیله داریم؟
اعتراف میکنم که زدم لهش کردم.بعدشم طبق معمول خودمم کتک خوردم!
تازه مورد داشتیم اون یکی خواهرم زدتش بازم من کتک خوردم.آخه تبعیض تاچه حد؟
حالا میگم یه وخ زشت نباشه برا عذر خواهی ظرف شستم؟
مامانه دیگه! عشقش میکشه منو بزنه!
.
.
.
.
.
.
دقت کردین من بیشتره دسته بندی های جوک رو نوشتم؟
خلاقیتم تو حلقتون(بکوب لایکو تا خفه نشی یه وخ،خلاقیت.
من خیلی گندس تو حلقتون جا نمیشه)

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

مریض بودم و آب دماغم در مدرسه روان بود و دستمال کاغزی ام نداشتم(خدا نصیب هیچ احدی نکنه)
حس پزشکیم گل کرد.یه چیزایی درباره برگ اکالیپتوس شنیده بودم.یه برگ از درخت کندم شستم گذاشتم تو دماغم و یه دسمال کاغذی غرض کردم و چپوندم تو دماغم و شالمو پیچیدم دور. سرم تا ضایع نشم.
چشتون روز بد نبینه،حدود چل پنجا تا عطسه پشت سر هم زدم و رفتم سر کلاس!
عطسه ها همچنان ادامه داشت و آب مماخم نه تنها قط نشدچند برابرم شدو ابروم رو سر کلاس برد!
این بود نتیجه ی خود درمانی!
بوخوراکالیپتوس:0_0
.
.
تازه وقتیم که رفتم دکتر،قبلش خواهرم گفت نرو دکتر میمیری!آبجیا برن دکتر میمیرن!
یکی بیاد بگه من از دست این گودزیلا خودمو بکشم یا دماغم؟
علت مرگم کدوم ثبت میشه عایا؟

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

مورد داشتیم طرف خواسته داستان بنویسه، نوشته:
روزی تاجری سوار بر شترش بود که ناگهان شترش گم شد.
مرد قسم خورد که اگر شترش پیدا شد،ان را به یک دینار بفروشد که ناگهان شترش پیدا شد!
مدیونید اگه فک کنید رفیق من بوده...
.
.
.
.
.
.
چیه میای پایین؟
نکته رو نگرفتی؟
چه قد خنگی!
بابا!سوار شترش بوده شترش گم شده! فهمیدی یا بیشترتلاش کنم؟

p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

دیشب اشکنه داشتی�
خواستم بخور�
قاشق نداشتیم.
خواستم بخواب�
بالش نداشتی�
دیشب رفیق�
دست کرد توجیب�
یه هزاری ورداش
هیچی نگفتم.
دوهزاری ورداش
هیچی نگفت�
پنج هزاری ورداش
زدم تو گوشش
گوشش خون اومد
بردمش دکتر
دکتر بهش دوا داد
یه کیلو آب انار داد
آب انارو خورد
فرداشبش مرد
آشغالی اومد
جنازشو برد
حقشه بیشور عوضی تا اون باشه پررو بازی درنیاره