p
princess.FB ۱۰ سال پیش
جوک

مریض بودم و آب دماغم در مدرسه روان بود و دستمال کاغزی ام نداشتم(خدا نصیب هیچ احدی نکنه)
حس پزشکیم گل کرد.یه چیزایی درباره برگ اکالیپتوس شنیده بودم.یه برگ از درخت کندم شستم گذاشتم تو دماغم و یه دسمال کاغذی غرض کردم و چپوندم تو دماغم و شالمو پیچیدم دور. سرم تا ضایع نشم.
چشتون روز بد نبینه،حدود چل پنجا تا عطسه پشت سر هم زدم و رفتم سر کلاس!
عطسه ها همچنان ادامه داشت و آب مماخم نه تنها قط نشدچند برابرم شدو ابروم رو سر کلاس برد!
این بود نتیجه ی خود درمانی!
بوخوراکالیپتوس:0_0
.
.
تازه وقتیم که رفتم دکتر،قبلش خواهرم گفت نرو دکتر میمیری!آبجیا برن دکتر میمیرن!
یکی بیاد بگه من از دست این گودزیلا خودمو بکشم یا دماغم؟
علت مرگم کدوم ثبت میشه عایا؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.