** سعید تنها **
دختر خانوما...
من یه پسرم..همجنسامو میشناسم...
خیلی کم پیش میاد ی پسر عاشق بشه..
اگه ی روزی کسی بهتون ابراز علاقه کرد و اگه عشقش بهتون ثابت شد..اونو پس نزنین..
بخدا دارم میگم ی همچین موجودی خیلی کم پیدا میشه..از دست ندینش...
@SB,bs · ۱۱۹۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۲۳۱ رأی)
** سعید تنها **
دختر خانوما...
من یه پسرم..همجنسامو میشناسم...
خیلی کم پیش میاد ی پسر عاشق بشه..
اگه ی روزی کسی بهتون ابراز علاقه کرد و اگه عشقش بهتون ثابت شد..اونو پس نزنین..
بخدا دارم میگم ی همچین موجودی خیلی کم پیدا میشه..از دست ندینش...
** سعید تنها **
ی پسرعاشق هیچوقت نباید ب هیچ دختری جز عشقش نگا کنه
همیشه باید سربه زیر باشه و سرشوفقط واسه دیدن عشقش بالابیاره
وقتی عشقشو میبینه،باید ب همه عکس العملاش توجه کنه تا بعدا اونارو یادبگیره
وقتی ی دختر بش پی ام میده نباید ج بده
وقتی ی دخترخوشگلتر از عشقش میبینه خیلی شیکو مجلسی بایدبره بش بگه،هرچیم باشی چرک پای عشقمم نیستی (البته اگه عشقتون چرک پا نداشت ازچرک دست میتونین استفاده کنین ^_^
** سعید تنها **
دوباره دیدمش..
دوباره اون نامردو دیدیدم..
قیافش چقد شکسته شده بود..
هعییییییی اون بی معرفت ی روزی دنیام بود..
دلم گرفته..
دست خودم نیس..
داشت فراموش میشدا
** سعید تنها **
وقتی حواسم نیس..متوجه میشم ک داری نگام میکنی..سرمو برمیگردونم طرفت..نگات میکنم..
یخورده ک همدیگه رو نگا میکنیم،،تو خجالت میکشی..کم میاری و روتو برمیگردونی..ولی من همچنان دارم نگات میکنم..توأم میدونی ک دارم نگات میکنم..از جات تکون نمیخوری و بهم اجازه میدی ک نگات کنم..
خلاصه من با این نگاهای یواشکی،زندگی میکنم..
** سعید تنها **
زندگی قشنگه...
وقتی میبینم تو این گرما واسه یه فاصله کوتاه چادر سرت میکنی و مثه بزرگترا تو خیابون راه میری،دلم میخواد جلوتو بگیرم،از ته دل و با تمام وجود بهت بگم " دوستت دارم خانوم کوچولوی من...
کاره دلو باش...
تا 5 ماه پیش اصن نمیشناختمش..
تا 4 ماه پیش بی توجه از کنارش رد میشدم..
تا 3 ماه پیش فقط ازش خوشم میومد (مثه ی آدم عادی)
تا 2 ماه پیش ب دوستام میگفتم خیلی ازش خوشم میاد (یجورایی دلم میخواست داشته باشمش)
تا 1 ماه پیش اگه یه روز نمیدیدمش دلم بدجور میگرفت (عشقو تو وجودم حس میکردم)
اما الان همه چی فرق کرده..
الان اگه بم بگه بمیر،میمیرم..
واسه داشتنش هرکاری میکنم..حتی با قسمت هم میجنگم..
** سعید تنها **
شب و روزای تکراری...
نفسای کند و عمیق...
نا امید از آینده...
خسته از دیروز...
بیخیال امروز...
ترس از فردا...
یه بغض کهنه...
یه جسم داغون...
یه روح زندونی...
یه مغز إرور...
یه اعصاب خط خطی...
یه گوشی...
یه هندزفری...
شب بیداری...
آهنگای تکراری...
آره...
این بود جوونی...
این بود عاشقی...
** سعید تنها **
تموم زندگیم اینه
خیالت از سرم دوره
یه مردم میشکنه بغضش
یه وقتایی ک مجبوره
"بهزاد پکس"
** سعید تنها **
ویژه " Daryaa "
وقتی تو یه جمعی..وقتی تو جاهای شلوغی..حتی اگه یادشم بیفتی نمیتونی گریه کنی..
هیچوقت با خودت خلوت نکن..همیشه تو جمع باش..
راستش اینجوری حالت خوب نمیشه..باید بری سراغ یکی دیگه..یکی ک مطمئن باشی همیشه پشتت وایساده..
اگه بری سراغ یکی دیگه بخوای نخوای نفر قبلی از ذهنت کمرنگ میشه
حواست باشه دوباره انتخابت اشتباه نباشه.چون دردت دوبرابر میشه..
یکم فک کن ب همین نتیجه میرسی
** سعید تنها **
از یجایی ب بعد...
دیگه اشک از چشات بیرون نمیاد..
فقط بغض میکنی و ذل میزنی یجا...
نه اینکه نخوایا..بخاطر اینکه قبلا اشکاتو ریختی و دیگه اشکی برات نمونده ک بخوای بریزی..
خدایی خیلی سخته ها..مخصوصا وقتی ک مرد باشی و نتونی گریه کنی..
این روزا بدترین اتفاقا هم ک برام بیفته اشکمو درنمیاره..
این خودش یه درد خیلی بزرگه..
خیلی بزرگ..
لایک = صفره صفر...
** سعید تنها **
وقتی زلیخارو میبینم ک این همه راهو پیاده میره تا یوسفو ببینه،یاد خودم میفتم..
یاده اون روزا ک تاساعت 1شب توخیابون پرسه میزدم تاشاید ی لحظه بتونم ببینمش
هرشب با پا درد میخوابیدم..
هه
ب من لقب شبگرد داده بودن..
تمشک : فعلازوده واسه یاحق گفتن.وقتی میگم یاحق ک حداقل یادش یخورده کمرنگتر بشه.امیدوارم حامدم کم نیاره و همینطوری ادامه بده
راستی دم اونایی ک اینجاپست خنده دار میذارن گرم..مرسی
** سعید تنها **
میدونین بیشتر از چیه این زمونه بدم میاد؟؟؟
اینکه دیگه هیشکی واسه عاشقی کردن با کسی دوس نمیشه..همه واسه لاس زدن یا برطرف کردن نیازاشون دوس میشن..
خیلی وقتا میون همین لاس زدنا بهش وابسته میشی..چشاتو ک باز کنی میبینی نمیتونی ازش جدا شی..اما اون واسه سرگرمی باهاته..بخاطر همینیه ک عشقای امروز "یکطرفه" هستن..
بچه ها من نگرانه مجتبام.دوروزه هرچی بش میگم حرفمو گوش نمیکنه.شما یچیزی بش بگین.
** سعید تنها **
واسه شروع فراموشی...
اول رمز فورجوک,فیسبوک,کلوب و نیمبازمو عوض میکنم...
هر 4تا شماره ای ک ازش دارمو پاک میکنم..
ازاین ب بعد هروقت از جلو خونشون رد شدم دیگه ب پنجرشون نگا نمیکنم..هروقت دیدمش بیخیال و بدون هیچ عکس العملی از کنارش رد میشم..
سعی میکنم شبا زودتر بخوابم..اگه هم بیدار موندم خودمو با یه چیزی سرگرم میکنم ک یوقت فکرم نره سمتش..
راستش بجه ها...یه اتفاق خوب داره تو زندگیم میفته ک بعدا کم کم بهتون میگم..از همون اتفاقایی ک واسه مسیحا افتاد..ولی اول ب امید خدا و ب کمک شما باید عشق اولمو فراموش کنم..
گل یاس : ابجی, من اگه ب اون چیزایی ک گفتی فک نمیکردم الان حالم خیلی بدتر از اینا میشد..مرسی از دعاهات..منم بیادتم..ایشالا خیلی زود همه چی درست میشه..
** سعید تنها **
ساعت 3:18
میدونین دارم ب چی فک میکنم؟؟
ب اینکه اون الان توبغل شوهرش خوابیده و من...
و من طبق معمول حسرت گرفتن دستاش ب دلم مونده
راستش بچه ها...اون الان دیگه شوهر داره..فک کردن بهش جزعذاب و گناه چیز دیگه ای نداره
خسته شدم ازاین شب بیداری های پر از درد
میخوام فراموشش کنم..کمکم کنین..
یکی نیس بهم بگه اخه بزغاله اون ک ازدواج کرده،حتی سالی یبارم بهت فک نمیکنه.مگه مرض داری بهش فک میکنی؟؟
** سعید تنها **
عشقم یکطرفه بود اما...
حتی ی بارم ب خودم جرئت نمیدادم ک ب دختردیگه ای حتی نگاهم بکنم.
دوره گناهو همه جوره خط کشیده بود�
گناه ک میکردم،کلی ب خودم فحش میدادم کلی خودمو نفرین میکردم ک چرااینکارو کردم.اخه همیشه همه جاحضورشو حس میکردم و فک میکردم اگه گناه کنم اون میبینه
خلاصه شده بود خدای من..
راستش بچه ها یوقتایی خودمم باورم نمیشه ک اینقد عاشقش بودم..
دخترتنها :خواهرگلم مرسی از دعاهات
** سعید تنها **
سوختم...
اون لحظه ک ب دوستم گفتم امشب حالم خوش نیس..
جواب داد : من ی بارم ندیدم تو حالت خوب باشه سعید..
میدونین بچه ها؟؟
دیگه خسته شدم از کنایه..
خسته شدم از نصیحت..
خسته شدم از شبای تلخم..
خسته شدم از تنهایی..
خسته شدم از زندگیم..
بخدا یه شب نشده ک حالم خوب باشه..
هرشب میشینم ی گوشه ب گذشتم فک میکنم..
واقعا چرا باید سرنوشتم این میشد؟
اخه چرا حالم خوب نمیشه؟
بابا 2سال گذشت :((((
** سعید تنها **
عاشق ک باشی...
حتی اگه واسه هزارمین بارم ببینیش،،دست و پاچه میشی...
لابستر : کجایی داش حبیب؟؟خعلی وقته اسمتو نمیبینیم
** سعید تنها **
ادم عاشق همیشه دلواپسه..
ادم عاشق،هروقت عشقش میره جایی،تو دلش کلی براش دعامیکنه ک خدا مواظبش باشه
وقتی میخوادبخوابه ب این فک میکنه ک نکنه عشقم امشب نتونه خوب بخوابه
وقتی عشقش داره کارمیکنه،ی حس بدی بهش دست میده،احساس میکنه ضعیف ترین ادم دنیاس ک نمیتونه ب عشقش کمک کنه
ادم عاشق وقتی با عشقش سوارماشین یا موتور میشه،مثه ادم رانندگی میکنه،حواسش ب همه جا هست ک خدایی نکرده اتفاق بدی نیفته
** سعید تنها **
یکی از فانتزیام اینه ک..
من و عشقم و یکی از بچه های تنهایی با عشقش (ترجیحا مجتبی) باهم بریم مسافرت..چار نفری کلی باهم بگردیم و خوش بگذرونیم..موقع برگشتن تو یه خیابون خلوت من و مجتبی باهم مسابقه بذاریم..عشقمون بغلمون نشسته باشه..ماهم واسه جلب توجه خودمونو جر بدیم و با اخرین سرعت باهم رقابت کنیم..اخرم باهمدیگه ب خط پایان برسیم و ازاینکه جلو عشقمون ضایع نشدیم خر کیف بشیم ^_^
اوره دیگه
** سعید تنها **
کمتر از 10دقیقه مونده بود ب تحویل سال
سفره هفت سین ما کامل نبود
منو خواهرم رفتم سیم ظرف شویی،سینی،سکه،سبد،سبزه،سره قندون و سیب رو برداشتیم گذاشتیم سر سفره..خداییش اولش خیلی خندیدیم،طوریکه از چشام داشت اشک میومد 1دقیقه مونده بود ب تحویل سال،میون خندهای بلندم یهو بغض تمام وجودموگرفت
بغضم اونقد زیاد بود ک نتونستم جلو خودمو بگیر�
باز از چشام اشک اومد
اما این دیگه اشک خنده نبود
گریه بود