من و اون ۱۲ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
شب و روزای تکراری...
نفسای کند و عمیق...
نا امید از آینده...
خسته از دیروز...
بیخیال امروز...
ترس از فردا...
یه بغض کهنه...
یه جسم داغون...
یه روح زندونی...
یه مغز إرور...
یه اعصاب خط خطی...
یه گوشی...
یه هندزفری...
شب بیداری...
آهنگای تکراری...
آره...
این بود جوونی...
این بود عاشقی... ‏

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.