من و اون ۱۲ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
وقتی زلیخارو میبینم ک این همه راهو پیاده میره تا یوسفو ببینه،یاد خودم میفتم..
یاده اون روزا ک تاساعت 1شب توخیابون پرسه میزدم تاشاید ی لحظه بتونم ببینمش
هرشب با پا درد میخوابیدم..
هه
ب من لقب شبگرد داده بودن..
تمشک : فعلازوده واسه یاحق گفتن.وقتی میگم یاحق ک حداقل یادش یخورده کمرنگتر بشه.امیدوارم حامدم کم نیاره و همینطوری ادامه بده
راستی دم اونایی ک اینجاپست خنده دار میذارن گرم..مرسی

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.