من و اون ۱۲ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
از یجایی ب بعد...
دیگه اشک از چشات بیرون نمیاد..
فقط بغض میکنی و ذل میزنی یجا...
نه اینکه نخوایا..بخاطر اینکه قبلا اشکاتو ریختی و دیگه اشکی برات نمونده ک بخوای بریزی..
خدایی خیلی سخته ها..مخصوصا وقتی ک مرد باشی و نتونی گریه کنی..
این روزا بدترین اتفاقا هم ک برام بیفته اشکمو درنمیاره..
این خودش یه درد خیلی بزرگه..
خیلی بزرگ..
لایک = صفره صفر...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.