ا

امین

@2733340258 · ۸۷ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

a
amin joon ۱۳ سال پیش
جوک

امروز خونه مامان بزرگم افطاری دعوت بودیم، پسرخاله مدل 84 ام کنارم نشسته بود.
داشتن سفره رو جمع می کردن دیدم غذاهاشو نصفه گذاشته. یه خورده سوپ خورده بود و نصف بشقاب برنجشو هم نخورده بود. این اخری هم یه قاشق از فرنی خورده بود.درکل همه چیو نیم خور کرده بود!
بهش میگم چرا غذاتو کامل نمی خوری؟
میگه: امروز چند شنبه است؟
من: سه شنبه چطور مگه؟
اون: خوب دیگه من فقط تو روزای زوج غذامو کامل میخورم اگه روزای فردم همشو بخورم مث تو چاق میشم!!!!!!
من:-oooooooooo
بقیه فکو فامیل:-))))))))))
اقا به خدا چاق نیستم فقط یه خورده شیکم دارم!
ترور شخصیتی جلوی جمع توسط گودزیلاها تا به کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی حاظر جوابیش و طرح زوج و فردشم تو حلق این فیله!!!!!!!!!!

a
amin joon ۱۳ سال پیش
جوک

آقا از طرف مدرسه یه برنامه افطاری گذاشته بودن، منم رفته بودم برای کمک.
خلاصه نشسته بودم به تک تک بچه ها تماس می گرفتم می گفتم:
امشب از طرف مدرسه ضیافت افطاری برپاشده بیاین فلان مسجد.
قریب به 80% بچه ها می پرسیدند ساعت چند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من:-)))))))
مدیر:-(((((((
معاون:-OOOOOO
یعنی هنو تو کفم. اخه شما بگین افطارو معمولا ساعت چند میخورن آیا؟
لازم به ذکره همه این بچه ها مثلا تیزهوشانن!!!!
دانش آموزان باهوشه داریم ما؟

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

موقع خداحافظی ناخودآگاه به او گفتم:
خیلی بی احساسی........
در جواب یک جمله را گفت و آتشم زد:
همتون موقع خداحافظی همینو میگین.....
لعنتی مگر بجز من............
هیییییییییییییییی...........
نقطه ضعفم را می دانستی و با بی رحمی لهم کردی............
کاش می گذاشتی تصویر آخری که از تو توی ذهنم داشتم خوب می ماند...............

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها تا حالا فکر کردین چه وقتایی بیشتر احساس تنهایی میکنین؟
- وقتایی که یاد خاطرات خوش گذشته می افتین؟
- وقتایی که باد اونی می افتین که بود و الان نیست؟
- وقتایی که دوروبرتون شلوغه ولی یک نفرو پیدا نمیکنین برای در و دل؟
-یا شایدم وقتایی که ....................
نه نه نه
ادم وقتایی خیلی احساس تنهایی می کنه که خدارو فراموش میکنه.............
بچه ها!
نشه حالا که ادما مارو تنها گذاشتن با خدا غریبه بشیم؟
یادتون نره که ارامش واقعی پیش خداست..........
امتحانش مجانیه.................

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

یادش بخیر...
چه زود گذشت آن شبی که گفتی: دوستت دارم...
و من ساده چه زود باور کردم، چه زود دلبستم و چه زود عاشق شدم...
نمیدانستم که معنی این جمله را نمیدانی...
نمیدانستم که فقط برای دلخوشی من این را به زبان آوردی...
آخر چرا؟
چرا قلبم را به قلبت پیوند زدی و بعد ناجوانمردانه قلبت را جدا کردی...
مگر نمیدانستی قلبم ضعیف است، پراز احساس است، زود میشکند؟
چطور دلت آمد؟

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

یاد گرفتم که پایان همه ی دلبستگی ها دلتنگیست...
یاد گرفتم همیشه همان کسی دلت را میشکند که تو پیش تر قلبت را نزد او به امانت گزارده بودی...
یاد گرفتم احساساتم را بروز ندهم و جلوی همه عادی برخورد کنم تا مبادا کسی از راز دلم با خبر شود، تا مبادا کسی مرا به بخاطر احساساتی بودنم سرزنش کند...
آری.......................
تو با رفتنت این هارا به من آموختی.....

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

اخ که چه دردناک است شب...
سکوتش فریاد و ناله هایم را خفه می کند و تاریکی هایش مرا دربر می گیرد و من حس می کنم طعم تلخ تنهایی را...
شب ها سراسر درد است...
شب ها پر از خاطره ی فراموش نشدنی است...
یعنی می شود روزگاری برسد که در آن شب ها مایه آرامش من باشد؟
....................خدایا........................اندکی آرامش.....................................

a
amin joon ۱۳ سال پیش
جوک

اقا امروز کارنامه مو گرفتم از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم نمرات نهاییم (اره سوم دبیرستانم)واقعا عالی شده بود ولی میانترمام......
خودتون قضاوت کنین:
حسابان: مستمر14 نهایی 19.75
هندسه: مستمر12 نهایی 18.75
جبر: مستمر13.5 نهایی 19
عربی: مستمر 15 نهایی 20
اینا تابلوهاش بود وگرنه بقیه درساهم نهایی هارو بیشتر از مستمر گرفته بود�
خلاصه بعداز دیدن نمره های درخشانم افکار پلیدی به سرم زد و رفتم تو دفتر معلما شروع کردم از همون اول به دبیر هندسه مون گفتم: اغا فکر میکنین من نهایی رو چند گرفته باشم؟
گفت: مگه نیفتادی؟
گفتم: دم شماگرم شدم18.75
قیافش:-OOOOOOOOOOOOOOO
دبیر حسابان: فکر نکنم بیشتر از 12 گرفته باشی
قیافش بعداز شنیدن نمرم:-OOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
خلاصه تک تک معلما دهنشون وا مونده بود از نمره هام!
اومدم که برم بیرون که معاون پرورشی مون گفت: واقعا تلاشت تحسین برانگیزه جاداره یه دست براش یزنی�
معلم هایی که هیچ دل خوشی از دست من نداشتن مجبور شدن برام دست بزنن قیافشون خیلی دیدنی بود هیچ کدومشون چشم دیدن موفقیت منو نداشتن با اون مستمر دادنشون!
یعنی خستگی یک سال تحصیلی از تنم خارج شد.....
بعداز شنیدن اون همه سرکوفت بالاخره کاری کردم که همشون برام دست یزنن....
دانش آموز اذیت کن شب امتحانیه که معلمام دارن آیا؟

a
amin joon ۱۳ سال پیش
جوک

این خاطرم برای سال دوم دبیرستانه با این که رشتم ریاضیه اون موقع جغرافیم داشتیم.
یه روز سر کلاس جغرافی طبق معمول دست به سینه نشسته بودیم حرفای اقا رو گوش میدادیم.درس اونروز هم درباره ی رودهای اروپا بود.
خلاصه بعد از 40_50 دقیقه یکسره درس دادن گفت:
درس تموم شد کسی سوالی نداره؟
یکی از بچه ها که از همون اول خواب بود گفت: آقا این رودخانه ی راین دقیقا از کجای ایران میگذره؟
کلاس منفجر شد. با این سوالش یعنی اصلا یک کلمه از حرفای دبیرو گوش نمیداد!
برگشتم گفتم: راین توی اروپائه از خواب بودی؟
گفت: مگه یادتون نیست که یه فیلمی بود به نام از کرخه تا راین؟ خوب کرخه که تو ایرانه پس راین هم باید تو ایران باشه دیگه!!!
یعنی استدالالش تو حلقم!!!من که اینقد خندیده بودم کبود شده بودم. بقیه هم حال و روزشون بهتر از من نبود!
حالا جالبیش اینجاس که دبیر احمقمون به جای اینکه به اون که خواب بوده و گوش نمیداده منفی بده به ماهایی که خندیده بودیم منفی داد!
وقتی هم اعتراض کردیم گفت:
شما هم نظم کلاسو بهم ریختین هم اونو مسخره کردین اصلا کی به شما اجازه داده سر کلاس من بخندین خوب بچه سوال پرسیده دیگه.
شما خودتونو بزارین جای من ببینین اون لحظه میتونستین جلوی خندتوتو بگیرین یا نه.....................
قضاوت با خودتون............................

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

تنهایی یعنی به ده تا از بهترین دوستات پیام میدی هیچ کدوم جواب نمیدن.
از اونا که ناامیدشدی به مخاطب خاصت پیام میدی شاید اون دلش برات شوخت،یه خورده وقت گذاشت پای دردودلت نشست ولی....
ولی بازم تو می مونی و تنهایی چون اونم مثل بقیه حوصلتو نداره.....
ای خدااااااااااااااااااااااااااااا
دوباره من موندمو خودت .........
هرکی بجز خدا و بخش تنهایی 4جوک همدمی نداره لایک کنه...............

a
amin joon ۱۳ سال پیش
پیام

سلام بچه ها ببخشید این پستم طولانیه خیلی هم خنده دارنیست.
(جواب اون دوستی که براش سوال پیش اومد که خو پس چرا گذاشتی بگم که برای اینکه خودم هنوز تو کف این قضیه ام نمیتونم هضمش کنم. گفتم باهم بجویمش شاید هضم شد)
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
اقا یکی از پسر عمه های مامانم توی تصادف کشته شد،(خدا اموات شمارو هم بیامرزه)، خبرش که به عموی مامانمم رسید بنده خدا سکته کرد و مرد.(بازم خدا اموات شمارو هم بیامرزه)
خلاصه بابا بزرگم برای خواهر زادش و برادرش باهم یه مجلس ختمی گرفت. اقوام از شهر های دور و نزدیک شب خونه ی بابابزرگم جمع بودن. داشتیم شام میخوردیم یه دفعه زنگ درو زدن و یه کارت اوردن. دیدیم که همسایه ی بابابزرگم(پیره مرده، 20 سال باهم همسایه ان)از پله ها افتاده ضربه مغزی شده فوت کرده فردا هم ختمشه.
خلاصه بنده خدا بابا بزرگم خیلی گرفته و ناراحت دوباره نشست سر سفره خیلی سعی میکرد جلو جمع گریه نکنه.دوباره شروع کردیم به غذا خوردن که تلفن زنگ زدو خبر دادن پسر عموی بابابزرگمم فوت کرده(خدا اموات شمارو هم رحمت کنه).
دیگه بنده ی خدا داغون داغون شد. هیشکی هم دستش به غذا نمیرفت. بابابزرگمم لب به گریه بود. داییم برای اینکه فضارو عوض کنه برگشت گفت:
بفرمایید از دهن افتاد،کار دنیاست دیگه یکی میاد یکی میره، امین دایی توهم باید زودتر دست بکار شی داریم مقطوع النسل میشم!!!
من :-O
فک و فامیل:-OOOOOO
بابابزرگم داغدارم:-((((((
لازم به ذکره یک نفر از اون همه ادم حتی یه لبخندم نزد!بنده خدا بابابزرگم دیگه نتونست جلوی گریشو بگیره رفت بیرون زد زیر گریه. داییمم به رنگ ارغوانی در اومد.
دایی زایع وقت نشناس داریم ما؟
فکو فامیل دست به یکی کن برای رفتن به اون دنیاست داریم آیا؟
شادی روح رفتگان صلوات

a
amin joon ۱۳ سال پیش
جوک

اقا من هر دفعه میام تو اتاقم نماز بخونم ، همه ی اهالی خونه یادشون میاد تو اتاق من چیزی لازم دارن و میان هی جلو من رژه میرن!
یه دفعه هم مامانم با جاروبرقی اومده مهرمو با جارو زد رفت زیر تخت! خلاصه تا اخر نماز رو شصتم سجده کردم!!!!!
اخه یکی نیست بگه مادر من، پدر من، این همه ساعت تو شبانه روز عدل همون موقع که من میام وایمیستم به نماز چرا میای اتاق من شروع میکنی به زیرو روکردن اتاق؟خوب برو 5 دقیقه دیگه بیا چی میشه مگه؟
واقعا فکو فامیله داریم؟ نه جان من فکو فامیله؟

a
amin17 ۱۳ سال پیش
جوک

رفته بودیم آزمایشگاه فیزیک برای فصل برق الکترونیک. لازم به ذکره که دبیر فیزیکمون خعلی جدیه اصلا نمیخنده!
خلاصه دبیرمون مولد و گذاشت روی میز خواست بزنه به برق که یکی از این بچه های عتیقه پرسید:
اقا اگه دوشاخه رو از اون طرفی بزنیم به برق چی میشه؟
خلاصه ازمایشگاه رفت رو هوا از این پرسش حکیمانه! خنده این دبیرمونو برای اولین بار توی سال تحصیلی دیدیم!

a
amin17 ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها من تاحالا شعر نگفته بودم ولی از وقتی عاشق شدم.........
اولین شعرمو تقدیم میکنم به عشق اولو اخرم:
شب ها خیال آغوشت، سرمست مستم می کند
بی اختیار خود من، بی پا و دستم می کند
با اینکه تنها همدمم بالشت و رخت خیسم است
اما ز دور لب های تو مستانه مستم می کند

a
amin17 ۱۳ سال پیش
جوک

عجیب ولی واقعی:
امروز نشسته بودم با مامانم صبحانه میخوردم تلوزیونم داشت اخبار میگفت:
براثر برخورد3 اسب در مسابقه چابک سواران انها زخمی شدند و دوتا از انها راهی بیمارستان شدند.
مامانم برگشت پرسید: مسابقه اسب دوانی بوده؟
گفتم: پ ن پ داشتن با اسبا فوتبال بازی میکردن اسبا دیدن عقبن زدن بازیکنای حریفو نفله کردن!
مامانم :-((((
خلاصه بعدازجویدن پنیر و کره و نون و سفره!!! پاشدم برم مدرسه مامانم دوتا سیب گذاشت توپلاستیک بهم داد.
گفتم: اِ دوتاست؟ (اخه هرروز یه دونه می برم)
گفت: پ ن پ 5تاست بقیشو hidden کردم برو تو فولدر آپشنش show رو بزن بیاد!
من :-@@@@@
ماااااااامااااااان ! تو اینا رو از کجا یاد گرفتی؟ نکنه کنار دست من میشینی یادگرفتی؟
برگشته میگه: د ن د از تو که چیزی نمیشه یاد گرفت از همکارم دارم یاد میگیرم!
خلاصه مامانم دست منو از پشت بسته بااین حاظرجوابیاش!
اونروزو اینجوری رفتم مدرسه :-$$$$$$$

a
amin17 ۱۳ سال پیش
جوک

جمعه قبلی رفته بودیم ازمون ازمایشی سنجش.
وسط آزمون یکی از داوطلبا برگشته با صدای بلند میپرسه:
ببخشید آزمونش نمره منفی هم داره؟
قبل از اینکه مراقبه جوابشو بده گفتم: پ ن پ نمره مثبت داره تازه شکولاتم بهت میدن!
دیگه لام نیست قیافه ی بچه ها و مراقبا و وضعیت میزو صندلی های آزمونو تشریح کنم خودتون اشراف کامل دارین دیگه!
اغا اینا میخوان بشن مهندسای مملکت بشن ها ! والا! از من گفتن بود!

a
amin17 ۱۳ سال پیش
پیام

دل نوشته های امین:
چه زیبا بود آن شبی که برای اولین بار گفتی " دوستت دارم" .....
و چه دیدنی بود حال من در آن شب بیاد ماندنی ....
آن شب به وضوح احساس کردم که چیزی در من جوانه زد; چیزی به نام عشق...
و تو تنها کسی بودی که توانستی بذر عشق و محبت را در دل من بکاری...
حالا آن بذر کوچک جوانه زده و تبدیل به نهالی کوچک شده; نهالی که با دستان گرم و چشمان نور بخش تو روز به روز در تمام وجودم رشد میابد.....
و اکنون تو تمام هستیم هستی و بند بند وجودم به تو عشق می ورزد....

a
amin17 ۱۳ سال پیش
پیام

دل نوشته های امین:
ببار ای بارون ببار بر دلم گریه کن خون ببار
بر شب تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون.........
خدایا! دلم باران میخواهد.....
گرد و خاک های دلم بی داد می کند......
می دانم که تنها باران میتواند دل مرا بشوید و پاک کند.....
اما......
اما خدای من; ای خدایی که درد دل مرا بهتر از هر کسی می دانی.......
با زخم دلم چه کنم؟ مرهمی برای آن ها سراغ داری؟
این زخم های عمیق روزی مرا از پا در می آورند...............