س

سعيد

@Saeid seVen · ۷۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۲ رأی)

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه رها در قفس‏*‏‏*‏‏*
سلام دوست عزيز (كه اسمتون رو هم نميدونم‏!‏‏)
نكته اول: اسم من سعيد هست؛ نه مجيد‏!‏‏!‏‏!
نكته دوم: شرمنده كه دفعه اول جواب ندادم؛ پستتون رو نديده بود�
حالا جواب سؤال هاتون:
راننده ماشين فرمانده ها و افراد تراز اول پادگان معمولا دو تا خصوصيت دارند: 1‏_گواهينامه 2‏_پارتي
فرقي هم نداره سرباز خاص باشه يا معمولي؛ فقط بايد دو تا خصوصيت بالا رو داشته باشه (مثلا تو پادگان خودمون؛ يه سرباز صفر راننده سرهنگه‏)
دقيقا نميشه گفت پست مهميه يا نه...خوبي و بدي هاي خودش رو داره مثلا بدي هاش اينه كه مدام زير نظر افراد تراز اول هستي؛ پس بايد مراقب رفتارت و ظاهرت باشي؛ مدام بايد موهاتو كوتاه كني؛ گوشي نميتوني ببري؛ وجهه ات جلو بقيه خراب ميشه (چون همه ميگن فلاني حتما آدم زير آب زنيه كه شده راننده سرهنگ‏)‏ و هزارتا چيز ديگه...
البته خوبي هاي خاص خودش هم داره ولي من شخصا ترجيه ميدم تو اين پست نباش�
اگر يه نفر بخواد منشي سر دفتر دار بشه؛ بايد اعصاب فولادين داشته باشه‏!‏ يني منشي پادگانمون دوست خود منه؛ وقتي 5 دقيقه ميرم پيشش ديونه ميشم‏!
كوتاه كردن مو هم ربطي به سمت طرف نداره؛ بلكه به درجه مربوط ميشه. مثلا سرباز صفرها بايد موهاشون رو با نمره 4 بزنن؛ گروهبان ها با 20 و به همين ترتيب تا آخر. هر چه درجه بيشتر باشه؛ مو هم بلندتره
و در جواب به آخرين سؤالتون كه پرسيدي: "كسي كه هر دوي اينا رو داشته باشه بچه زرنگيه؟‏"‏ بايد بگم كه هر كس هر دوي اينا رو باهم داشته باشه؛ بچه خالي بنديه‏!‏‏!‏ چون امكان نداره يه نفر هم راننده باشه هم منشي...
بجز اينكه يه مدت از خدمتش راننده بوده؛ يه مدت منشي.
كه من به اين افراد ميگم "آسپرين‏"‏ (آخه دنبال سردرد ميگردند‏!‏‏!‏‏)
در كل به نظر من هيچكدوم از اينا خوب نيستند؛ يني بايد بگم هر دو تاش سخت هستند و اعصاب قوي اي ميخوان‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يادش بخير...
يادم نمياد كلاس چندم بودم؛ يه درس تو كتاب ادبياتمون داشتيم كه قسمتي از داستان "بينوايان‏"‏ بود
عاقا معلممون هم به بچه ها گفته بود نفري يه صفحه بلند بخونيد بريد جلو؛ كه من يهو متوجه شدم بغل دستيم خواب خوابه...
يواش كتابشو از زير دستش کشيدم بيرون و با نظرافت؛ بالاي هر جاي درس نوشته بود "كوزت‏"‏ (نام يكي از شخصيت هاي داستان‏)‏ يه خط كوچيك كشيدم جوري كه حرف "ك‏"‏ تبديل بشه به "گ‏"‏...‏!‏‏!
عاقا بچه ها خوندن و خوندن تا رسيد به من؛ منم خوندم و نوبت بغل دستيم شد... يكي با آرنج زدم به پهلوش و گفتم: "اوهوي...فلاني؛ بخون‏"
اين بدبخت هم شروع كرد به خوندن. يكي دو خطي خوند؛ بعد يهو گفت "گوزت‏"‏ !
زززااارررت همه زدند زير خنده‏!
يه نگاه به جمعيت انداخت و دوباره شروع كرد به خوندن. دوباره چند خطي خوند؛ يهو گفت "گوزت‏"
دوباره زززااارررتتت همه زدند زير خنده...
خواست به معلم بگه "اينا چشونه ميخندن؟!‏‏"‏ كه ديد معلم بدبخت داره اشك زير چشماشو پاك ميكنه از بس كه خنديده‏!‏‏!
حالا نكته خنده دارش اينه كه دوباره چند خط خوند؛ يهو گفت "گوزت‏"‏ !!!

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*‏اندر احوالات من‏*‏‏*‏‏*‏
‏(مكالمه اس ام اسي من و مادرم‏)
مامانم‏: وقتي بچه بودي غذا نميخوردي؛ غذات رو خودم خوب ميجويدم؛ له له كه شد به زور ميكردم تو دهنت...
من ¤‏_‏¤ : چچچييي؟ حالا بزار برگردم؛ اگه تو غذات تف نكردم‏!‏ حالا ببين...
مامانم: شنيدي؟ غضنفر هرچي ميگه ازدرددلش ميگه!
خخخخ غذاي تفي خور
من: خودتي خودتي خودتي خودتي خودتي خودتي...
مامانم: تازه يه چيز جالبتر بهت بگم؛ وقتي غذا رو تو دهنت نگه ميداشتي؛ با انگشت ميزدم پشتش حالت تهوع بهت دست ميداد مجبور ميشدي قورتش بدي ^_^
----------------------
من 0‏_‏0 هااان؟؟‏!‏‏!‏‏!‏...دوستان من چند دقيقه سكوت ميكن�
‏(به جون خودم عينا كپي-پيست كردم‏)‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
آبجي عزيزم Raya: پست هاي تبريك تولد كه گذاشتي خيلي خوب بود؛ ممنون...راستي قرار شد يه شعر براي من بگي؛ چي شد پس؟‏!
ميم مثل...: سلام آبجي گلم (كه اسمت رو هم نميدونم‏!‏‏)‏...خوبيد شما؟...ببخشيد؛ شرمنده اگه يه وقت از طرف ما كوتاهي اي شده
نرمين: چرا خبري ازت نيست؟‏!‏ حال آرتميس كوچولو چطوره؟...اگه اين پست رو خوندي لطفا زود جواب بده
ميلاد_بچه يتيم: سلام؛ حالت خوبه؟ ما دوستت داريم داداش ولي به نظر من اگه اين اسمتو عوض كني بهتره
جيرجيرك انديمشكي: پيرمرد زشته بيا برو خدمت.‏..خخخخخ
دماغ عملي: ممررسسسييیيي...شما خيلي لطف داريد...من عاشق اسمتون هستم؛ اسمت رو كه ميبينم هر بار خنده ام ميگيره‏!
عاطفه: انشاالله كه رشته اي كه دوست داري و قبول بشي
حديثه: من يكي دو سال پيش (اون موقع ها كه محدوديت ارسال وجود نداشت‏)‏ با 4جوك آشنا شدم؛ اون وقت ها هم عضو بودم (با نام كاربري SaeiD.se7en‏)‏ بعد از يه مدتي ديگه نتونستم بيام تا اينكه دو ماه پيش دوباره اومدم و عضو شد�
سونيا: خيلي ممنون...البته سربازي هم اونجوري كه بعضيا ميگن سخت نيست
آبجي A1one: هم استاني...شما كدوم شهر استان فارس هستيد؟ شما هم متولد مرداد ماهي؟ شرمنده اگه جواب پستتون رو ندادم؛ حتما نديدمش‏!
آبجي N@F@S: بعله كه ميتونيد؛ من اسمم سعيد؛ بچه كازرون؛ استان فارس؛ متولد مرداد 72 هستم.
آبجي sepide*72: چشم؛ شما برو مشخص كن ببين كسريي؛ چيزي بهت تعلق نميگيره؟ بعد به من بگو تا بدونم چند ماه به جاي شما از خدمت استفاده كنم‏!‏‏!‏ خخخخ
آبجي rah21: چرا ميگي شوهر سابق؟‏!‏ خدايي نكرده اتفاقي براشون افتاده؟ ميتونم بپرسم شما چند سالتونه؟
نيوتن...: كجايي؟ خبري ازت نيست
سينا مشهد: نگران نباش داداش؛ چند روز ديگه رفتم مرخصي خودم رو تا آخر فصل هشتم آپ ميكنم. (البته چند تا فيلم و سريال ديگه هم بايد آپ بشه‏)
سلطان تنهايي: معلوم نيست كجا منتقل ميشم؛ بايد برم ببينم برگ مأموريتم رو براي كجا ميزنند‏!

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يادمه زمان طفوليت؛ اون موقع كه رپ فارسي تازه مد شده بود و هنوز كسي درست با اين سبك آشنا نبود؛ با بچه هاي محله مون يه بازي ميكرديم كه هر كس ميباخت به عنوان مجازات براش اسم هاي خنده دار انتخاب ميكرديم و تا آخر بازي هم با اون اسم صداش ميزديم... (اسم هايي از قبيل: سوسك دستشويي؛ سالاد اسهال و...‏)
بعدش روال بازي هم اينجور بود که اگه يكي ميباخت؛ بقيه دور هم جمع ميشدن و يه اسم براش انتخاب ميكردن ولي به طرف نميگفتند چه اسمي انتخاب كردند. بعد يهو وسط بازي با اون اسم صداش ميکردند...
تا اينكه يه روز يكي پيشنهاد داد كه از اسم خواننده ها استفاده كنيم. عاقا از بد روزگار همون روز من اولين كسي بودم كه باختم‏!‏‏!
عاقا كميته داوري دور هم جمع شدند و براي من يه اسم انتخاب كردند؛ بعد يه 10 دقيقه اي گذشت؛ يهو يكي داد زد "ساسي مانكن؛ بيا توپ رو بگير‏!‏‏"‏ و همه "هر هر‏‏"‏ زدند زير خنده...‏(طبق معمول‏)
منم رفتم توپ رو گرفتم و محكم زدم زمين و گفتم: "اصلا من ديگه بازي نميكنم...شما داريد جر ميزنيد‏!‏...قرار شد اسم خواننده انتخاب كنيم؛ سوسيس مانكن چيه ديگه؟‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏"
خخخخخخخ
البته اينم بگم بجز هموني كه اين اسم رو انتخاب كرد؛ كس ديگه اي نميدونست "ساسي مانكن‏"‏ كيه يا چيه‏!‏‏!
بععله همچين آدمايي بوديم ما...

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه صندلي داغ‏*‏‏*‏‏*
‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*لابستر‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*
حبيبي؛ چون كه ميخواي كنكور بدي سؤال چهارگزينه اي ازت ميپرسم‏!‏ ^_^
ميخواي براي چند هفته بري يه جايي وسط جنگل؛ كه به هيچ تكنولوژي دسترسي نداري. وسايل مورد نيازت (آب؛ غذا؛ پتو؛ چراغ قوه؛ كبريت؛ باطري و ...‏)‏ رو برداشتي و توي كوله پشتيت فقط براي يه وسيله ديگه جا داري. كدوم يكي ار وسايل زير رو برميداري؟
1‏)‏ لپ تاپ (كه به اينترنت وصل ميشه‏)
2‏)‏ موبايل (كه به اينترنت وصل نميشه؛ ترجيحا 1100)
3‏) كتاب تست زني مخصوص كنكور
4‏)‏ PSP

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
يكي از لذت هاي كه ديگه تكرار نميشه...
اينه كه يه بار ديگه...
فقط يه بار ديگه...
بتونم دستم رو بكشم تو موهام‏!‏ آخه...
قبل از اينكه بيام خدمت؛ خيلي به موهام ميرسيدم. همچنين عادت داشتم هر چند وقت يه بار دست راستمو روي سرم ميكشيدم و با انگشتام؛ جلوي موهامو مي دادم بالا...
حالا نكته خنده دارش اينجاست كه تا دو مااااه بعد از اينكه سرباز شده بودم و كله ام رو كچل كرده بودم؛ هنوز اين عادت رو داشتم‏!‏ و هر بار هم كه دست ميكشيدم روي سرم و يهو يادم مي اومد موهاي عزيزم نيست؛ آنچنان ضدحالي ميخوردم كه نگو...
(هر كس گفت اين جمله اولي؛ شبيه جمله كيه؟ خخخخخ‏)‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه صندلي داغ‏*‏‏*‏‏*
‏*‏‏*‏‏‏*‏‏*‏abas_m223‏*‏‏*‏‏*‏‏*
سؤال من از شما اينه كه شما كه از جيب شلوار كرديت دوغ گاز دار بيرون مياد...
دسته گل بيرون مياد...
مسلسل بيرون مياد...
اتاق عمل با دكتر قلب بيرون مياد...
عايا يه "كارت پايان خدمت‏"‏ فينگيلي بيرون نمياد؛ كه بدي من بدبخت برم پي زندگيم؟؟؟
خخخخخخخ...شوخي كردم ‏^‏‏_‏‏^‏
سؤال من اينه:
‏"‏به نظر شما 10 كاربر برتر سايت كيا هستن؟‏"‏
يكمي سخته؛ نه؟؟؟

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از فانتزي هاي معكوسم اينه كه يه كليد بزرگ بردارم؛ برم محله پولدار نشين شهرمون روي همه ماشيناشون (مخصوصا پرايدا‏!‏‏)‏ خط بندازم‏!‏‏!
يني خط خطي كنما...
البته دوستان توجه داشته باشيد يه وقت بدآموزي نشه؛ نريد يه وقت ماشين هاي مردم رو خط خطي كنيدا...اين فقط يه فانتزيه‏...تو واقعيت كه كمتر از بمب نيتروژني فايده اي نداره...
خخخخخخخخخ

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
‏*‏‏**ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*‏
ابجي violet: واقعا شگفت زده ام كردي...يني پست مال يك ماه پيش كه من خودم هم يادم رفته بود رو هنوز يادته؟‏!‏‏!‏...داري مشكوك ميزنيا‏!‏‏!‏(براي اينكه بفهمي چرا ميگم مشكوك ميزني پست 69028 رو بخون‏)‏...ولي مرسي كه به فكرمي
محمد رسول: ممنون داداش...سلام منو به برادرت برسون
مهدي 100%مخ: خدا صبرت بده...تا دو روز پيش فكر ميكردم بدترين روز مادر امسال براي من بوده (آخه منم چندتا بدبياري داشتم‏)‏ ولي مثل اينكه اشتباه ميكردم‏!‏‏!
داش abas_m223: ميبيني چه آتيشي انداختي به جون 4جوك با اين پستات‏!‏...خردادي ها قيام كردند...خخخخخ راستي اين ايده صندلي داغ هم خيلي باحاله؛ منم پايه ام (البته اگه دوستان موافق باشند‏)‏...من يه پيشنهاد هم دارم؛+++پيشنهاد من اينه كه+++بعد از اينكه همه سؤالاشون رو پرسيدند و كسي كه روي صندلي داغ نشسته هم جواباشون رو داد؛ اون كسي كه روي صندلي داغ نشسته يكي از سؤال هايي كه دوستان ازش پرسيدند رو به عنوان سؤال برتر انتخاب كنه. اينطوري هم جذابتر ميشه هم كيفيت سؤال ها بالا ميره.
‏*ابجي‏*‏ سلطان تنهايي: معذرت ميخوام بابت اون اشتباه لپي؛ من الان طرفاي داراب خدمت ميكنم ولي تا چند روز ديگه منتقل ميشم.
مرمري خانم‏*الهه ناز: به قول ما ارتشي ها "سسسپپپاااسسس جناب‏!‏‏"‏ (تشكر نظامي بودا...فقط وقتي ميخواي بخونيش داد بزن‏!‏‏)
داداش mohamad و maman_pedram: حال مادرتون چطوره؟ بهتر شدن انشاالله؟
آلوچه: شما باقالي هم بفرستي من راضيم...از قديم گفتن "هر چه از دوست آيد؛ خوش آيد‏"‏ ولي حواست باشه از هر دستي كه بدي از همون دس ... حالا دس دس‏!‏‏!‏‏!‏ خخخخخ
جي جي وروجك: خيلي خيلي خيلي خيلي...‏(دو ساعت بعد‏!‏‏)‏ خيلي خيلي ممنون؛ شما خيلي خيلي خيلي...‏(دو ساعت بعد‏!‏‏)‏ خيلي لطف داريد
آبجي quean of night: اول كه مرسي؛ شما لطف داريد...دوم؛ ابجي گلم اسم كاربري من "هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏"‏ ست؛ نه "هر روز كته‏"‏...‏(كاربر سوتي بگير كه داريم؟‏‏!‏)
صادق_بچه جاده سرخس: ميدوني آخرين كسي كه با تيپ من شوخي كرد چه بلايي به سرش اومد؟ هان؟ ميدوني؟...آخرين نفر تو بودي كه هيچ بلايي هم به سرش نيومد‏!‏ خخخخ تازه ما ارادت خاصي هم به شما داري�
سينا مشهد: داداش مثل اينكه خيلي نشستي سريال سوپرنچرال نگاه كردي‏!‏...اين سه ماهي كه من خدمت بودم و نرسيدم فصل 8 رو نگاه كنم نكنه آدم فضايي ها حمله كردند زمين...آخه تنها در زمين داره كم كم فضايي ميشه‏!‏ (ولي خيلي باحاله؛ ادامه بده‏)
مگس بيباك: هم از فانتزيت خوشم اومد؛ هم از نام كاربريت؛ دمت گر�
لابستر: حبيبي...حبيبي...فانتزي هات خيلي توپن...ادامه بده
-----------
‏*‏‏*‏‏*همه اعضاي 4جوك‏*‏‏*‏‏*
شرمنده كه طولاني شد؛ بخدا خيلي وقت گذاشتم كه بنويسمش. فقط 4 ساعت روي جواب "جي جي وروجك‏"‏ كار ميكردم‏!‏ باور نميكنيد بريد بالا بخونيدش‏!‏‏!‏...خخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه روز معلم‏*‏‏*‏‏*
يادش بخير...
بچه كه بوديم...
روز معلم كه ميشد...
چند تا تخم مرغ مي اورديم و يه سوراخ ريز؛ تهش با قاشق درست ميكرديم...
بعدش توي تخم مرغه رو قشنگ مي شستيم و خرده هاي كاغذ رنگي داخلش ميريختيم...
بعد تهش رو چسب ميزديم و با خودمون ميبرديم مدرسه...
وقتي معلم وارد كلاس ميشد تخم مرغ حاوي كاغذ رنگي رو محكم ميزديم تو سقف؛ بالاي سر معلم...
من بهش ميگفتم "بمب كاغذ رنگي‏"‏...
اين سنت پسنديده ادامه داشت تا زماني كه...
من يه بار به جاي "تخم مرغ پر شده با كاغذ رنگي‏"‏ ؛ "تخم مرغ سالم‏"‏ با خودم بردم مدرسه‏!‏‏!
خخخخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
آموزش ضدحال زدن به دوستان: (اين قسمت واليبال‏)
صددرصد تضميني و تست شده:
روش اول: وقتي توپ تو دست شماست و ميخوايد اونو به تيم مقابل بديد كه سرويس بزنه؛ دور از چشم بقيه؛ يواشكي يه نفس عميق بكشيد و "خخخاااتتتففف"‏... يه تف آبدار بندازيد رو توپ و بعدش با احترام تقديم تيم مقابل كنيد... (توجه مخفي بودن تف هنگام تقديم توپ ضروريست‏)
روش دوم: وقتي كه يه ست بازي تموم شد و دو تيم خواستند زمين هاشون رو عوض كنند؛ (كه معمولا هم همه از زير تور رد ميشن‏)‏ يهو تور رو بكشيد پايين؛ مطمئن باشيد حداقل دو سه تا كله تو تور گير ميكنه...
روش سوم: وقتي دوستتون اون ور توره و حواسش به شما نيست؛ يهو اسمشو صدا بزنين و با تمام قدرت توپ رو به سمت صورتش پرتاب كنيد؛ جوري كه توپ بخوره به تور...ولي خب طرف از ترس مثل آفتاب پرست رنگ عوض ميكنه‏!
روش چهارم: وقتي توپ افتاده بيرون و يكي رفته توپ رو بياره؛ و در همين حين يكي از دوستاتون پشتش به طرفه؛ يهو داد بزنيد "سرت...سرت...سرت رو بپا‏"‏ و مطمئن باشيد دوستتون جوري جاخالي ميده و سنگر ميگيره انگار "خمپاره‏"‏ ميخواد بيوفته زمين‏!
‏(توجه: بعد از انجام دادن اين شوخي ها سريعا محل را با دو ترك كنيد؛ زيرا با دمپايي ابري خيس شما را دنبال خواهند كرد‏!)
دمپايي ابري خيس خوردم كه ميگما...‏ ^_^

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
اين روزا مردم چي بي جنبه شدن...
فرمانده ام اومده به من گفته برو به فلاني و فلاني و فلاني و... (اسم 5-6 نفر رو گفت‏)‏ بگو كلاه آهني بزارن رو سرشون و بيان همينجور جلو ميله پرچم خبردار وايسن (براي تنبيه‏)
منم گفتم...
بعد از دو ساعت كه مثل چوب خشك خبردار وايسادن؛ يكيشون (كه آشپز پادگانمونه‏)‏ با هزار ترس و لرز؛ اومده به فرمانده مون ميگه: "من برم دور شام؟...غذا دير شد‏"
فرمانده مون هم يه نگاه عاقل اندر سفيه بهش انداخت و با لحني آروم و ترحم انگيز گفت: "خب برو‏!‏...من چه كار به كار تو دارم؟‏!‏‏"
.
بدبخت تازه فهميده من الكي بهش گفتم بره خبردار وايسه...‏(خخخخ‏)
هيچي ديگه؛ اون دوستم كه باهام قهر بود آشتي كرد حالا اين قهر كرده‏!‏...اصلا دنياي بدي شده؛ مردم ديگه جنبه شوخي ندارن...
نچ...دوباره پاچه خواري شروع شد
‏"عششق من
من توي هر كوچه بياد تو خوندم‏/مگه ميشه بي تو باشم؟ نميتون�
فكرت نباشم؛ اگه تركم كني من بي تو تنهام...
عشششق من...‏"‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
اعتراف نامه:
سلام؛ يادتون مياد بهتون گفتم من آدم ساده اي هستم؟...
بايد اعتراف كنم كه دروغ گفتم...
راستش برام خيلي سخته كه حقيقتو بگم...
ولي چون اينجا همه با هم صميمي هستند؛ پس منم راستشو ميگم...
حقيقت اينه كه من اصلا ساده نيستم...
من سركه نمكيم...‏!‏‏!
خخخخخخ...دوباره سركار رفتيد؟...ببينين من چطور براي ملت اشتغال زايي ميكنم...
بعد بگيد بي كاري تو اجتماع بي داد ميكنه...‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
تصور كنيد كه داريد تو خيابون قدم ميزنيد كه يهو ميرسيد به يه مجتمع تجاري شيك. يهو يه ماشين بنز آخرين مدل جلو در مجتمع مي ايسته؛ بعد يه خانم اندامي خوشكل با مانتو قرمز و كفش پاشنه 7 سانت از ماشين پياده ميشه. بعدش شما از باغچه بغل خيابون يه گل ميكنيد و ميريد جلو به خانمه ميگيد: "سلام؛ اين براي شماست‏"
اونم ميگه: " اييششش...برو گمشو...نكبت...‏"‏ بعدش هم پشتشو ميكنه به شما؛ سرشو ميگيره بالا و با قدم هاي محكم از شما دور ميشه...
يادتون مياد تو پستهاي قبلي گفتم يه گربه بوده اومده تو آشپزخونه؟ اين بيشرف؛ چند بار ديگه هم اين كار رو كرده تا اينكه چند روز پيش با يكي از بچه ها تصميم گرفتيم بگيريمش. اومديم يه تله گربه درست كرديم؛ بعد هم از گوشتي كه خودمون ميخوريم گذاشتيم توش به عنوان طعمه...
عاقا دو ساعت منتظر نشستيم تا گربه هه اومد؛ با خودمون گفتيم "بعله؛ ديگه گرفتيمش‏"‏ ولي در كمال ناباوري ديديم كه گربه اول يكم گوشتها رو بو كرد؛ بعدش پشتشو كرد به ما و سرشو گرفت بالا و با قدم هاي محكم از ما و تله دور شد...‏!‏‏!
فكر كنم تو دلش هم بهمون گفت: " اييششش...بريد گم شيد...نكبت ها...‏"
حالا من نميدونم كيفيت گوشتي كه ما ميخوريم اينقدر پايينه يا اين گربه؛ گربه ي ملكه ويكتوريا بوده؟؟؟‏!‏‏!‏‏!
واقعا برام سؤال شده...

ه
پیام

‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*اختصاصي sanaz71*****
پستي كه گذاشتي واقعا قلبم رو به درد اورد. واقعا خيلي سخته...
ولي بايد اعتراف كنم كه به اين همه جرأت و شهامتت حسوديم ميشه...
به اين استقامت و روحيه ي جنگنده ات...
به اينكه تونستي تو اين همه سال كمر مشكلاتت رو به خاك بزني...
تو و امثال تو؛ آدم هاي بزرگي هستند...
‏-------------------
‏*‏‏*‏‏*نصيحت من به همه‏*‏‏*‏‏*
‏"‏ از چيزهاي كوچك زندگيتان لذت ببريد...همين‏!‏ "

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*
آبجي Raya: ميخواي براي منم شعر بگي؟...ببينيم و تعريف كنيم...راستي تولدتم مبارک
آبجي kiana 7773: اينم فكر بدي نيستا...شايد اين خاطراتم رو كردم يه كتاب...اسمش هم ميزارم "آشخورها‏!‏‏!‏‏"
نيوتن...: هعععي...چه بگم مشتي؟...خواستم پادگان امام سجاد گزينش كنم ولي نشد‏!‏...حالا هم خداروشكر؛ راضي�
شايانsh_m0: ما چاكرتيم داداش...
آبجي sepide*72: اينطور كه معلومه خيلي از دخترا دلشون ميخواد برن سربازي‏!‏‏!‏...والا من تا حالا نميدونستم سربازي اينقدر خوبه‏!‏‏!‏‏!
شيدا بانو: بابا بده ما هم يه دور با پرايدت بزنيم...خخخخخخ
آلوچه: فروغ بابا...آلوچه بده بابا...خخخخ
كاش...: انشاالله امير رضا خان هم بسلامتي عملش رو پشت سر ميزاره و دوباره برميگرده پيشمون...
سارا_درگير: اگه داري اين پست رو ميخوني بدون كه به احتمال قوي كنكور كارشناسي قبول نميشي‏!‏‏!‏...آخه دختر خوب؛ كسي كه كنكور داره بايد بشينه درس بخونه؛ نه اينكه بشينه تو اينترنت جوك بخونه‏...خخخخخ
داداش El Jefecito: باشه؛ پس شماره حساب بهت ميدم هزينه ساخت پاسگاه رو بريز به حسابم...‏(‏بهم مديوني اگه فكر كني ميخوام پول ها رو بردارم و فرار كنم خارج‏!‏‏)‏ راستي ممنون به خاطر پستهاي باحالت
آبجي/داداش گلم Rang@Rang: من دزدكي با خودم گوشي اوردم...يه جمله هست كه ميگه "هر وقت مشكلي باشه؛ راه حلشم هست‏"
آبجي.::atefeh::. : مرسي؛ شما به من لطف داريد...احتمالا خودتون تا الان فهميديد كه من پسرم. اسمم هم سعيد؛ متولد مرداد 72 هست�
آبجي kimia: برو تو قسمت كنترل پنل؛ بعد برو تو ليست جك هاي ارسالي...
آبجي Violet: نه متأسفانه...من از بهمن ماه تا الان خونه نرفتم (يني ميشه بهمن؛ اسفند؛ فروردين؛ ارديبهشت‏)‏...اگه خدا بخواد تو همين چند روز آينده ميخوام بر�
تشكر ويژه ويژه از كاربران ***باب اسفنجي‏*‏‏*‏‏*‏ و ***بهار58‏*‏‏*‏‏*
سلام ويژه به ***نازلار‏*‏‏*‏‏*غروب‏*‏‏**دلكنده‏‏‏*‏‏*‏‏*‏
‏*‏*‏‏*‏DAVID LUIZ***maman_pedram***

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
قسمتي از داستان زندگي خودم:
(ويژه براي sogoli)
اول اينو بگم كه سوگلي جان؛ معذرت ميخوام كه دير جواب دادم (آخه اولش پستت رو نديده بودم‏)
من چون تو مدرسه خيلي بچه شيطوني بودم؛ چهار سال دبيرستانم رو تو چهار مدرسه مختلف گذروندم‏!
هميشه از مدرسه فرار ميكردم؛ هيچوقت درس نميخوندم؛ لباس فرم؟...چيه؟خوردنيه؟‏! و ...
با اين وجود هميشه درسم خوب بود
و بجز درس شيمي پيش دانشگاهي؛ ديگه هيچوقت هيچ امتحاني رو شهريور ماه ندادم (نيوفتادم‏)
دو بار كنكور داد�
بار اول_‏ دانشگاه دولتي رشته مهندسي كشاورزي قبول شدم (ولي چون علاقه نداشتم؛ نرفتم‏)
بار دوم_وسط آموزشي بودم كه كنكور دادم؛ اينبار هم چيز به درد بخوري قبول نشدم و تصميم گرفتم خدمتم رو تموم كنم...
‏(اينم بگم كه هر دو بارش درس نخونده ي نخونده كنكور دادم‏!‏‏!‏‏... يني حتي يه صفحه‏!‏‏)
البته ميخوام بعد از اينكه سربازيم تموم شد ادامه تحصيل بدم؛ اونم تو يه رشته درست حسابي