س

سعيد

@Saeid seVen · ۷۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۲ رأی)

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
مكالمه اس ام اسي من و مادرم:
مامانم: "شام چي خوردي؟ ما ظهر ماكاروني داشتيم؛ جاتو خيلي سبز كردم‏"
من: "كتلت؛ چه جوري جامو سبز كردي؟ با اسپري رنگ؟‏!‏‏"
مامانم: "نه؛ رنگ نداشتيم ولي به جاش يه پوست هندونه گذاشتم...‏"
من: )-:
.
حالا من چند تا سؤال از شما دارم:
1‏)‏ آيا ميشود با "پوست هندوانه‏"‏ همزاد پنداري كرد؟
2‏)‏ براي "سبز كردن جاي‏"‏ يك انسان بالغ به چه مقدار "پوست هندوانه‏"‏ در واحد كيلوگرم نياز است؟
3‏)‏ آيا ريختن زباله در جنگل كار خوبيست؟‏!‏‏!‏‏!‏‏!
4‏)‏ به نظر شما نام خانوادگي "پترس‏" ؛ "فداكار‏"‏ بود؟‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏
5‏)‏ "لطف علي خان‏"‏ كه بود و چرا؟‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
طالع بيني (طالع دماغ‏‏!‏)‏ ماه هاي سال: (صرفا جهت خنده‏)
فروردين: آدماي گلي هستند؛ ولي هر گلي بلاخره پژمرده ميشه‏!
ارديبهشت: دست هاشون پاكه پاكه؛ با اينكه ميدونند "پول چرك كف دسته‏"‏ !
خرداد: يا روز ميميرند يا شب‏‏!‏
تير: ميخوان حقشون رو بگيرند؛ با اينكه ميدونند "مرگ حقه‏"‏ !
‏*‏‏*‏‏*مرداد‏*‏‏*‏‏*‏: عمرشون خيلي طولانيه؛ البته همراه با سلامتي و خوشي؛ به زودي پول زيادي به دستشون ميرسه (انشاالله‏)‏ و با ماشين 800 ميليون تومنيشون يه سفر به كيش ميرند (به كوري چشم حسود‏!‏‏)؛ بهتره ديگه از همسر آينده شون نگم که مثل خودشون از همه نظر بي همتاست...
شهريور: از اون آدمايي هستند كه هر وقت "شير يا خط‏"‏ ميندازند؛ سكه از بغل رو زمين مي ايسته‏!
مهر: به مردم خيلي كمك ميكنند ولي خيلي زود پير ميشن‏!‏ چون به هر كس كه كمك ميكنن؛ طرف بهشون ميگه: "الهي پير شي‏"‏ !
آبان: حقيقتا عاشق پيشه هستند؛ با اينكه ميدونند كه آخرش شكست عشقي ميخورند‏!‏ چون يا كار به جدايي و طلاق و خودكشي ميكشه؛ يا بلاخره يه روز يا خودشون ميميرند يا همسرشون‏!
آذر: الان دارن اين خط رو ميخونن تا بدونند درباره اونا ميخوام چي بگم؛ ولي نميگم تا تو كفش بمونند‏!
دي: خيلي با نمكند؛ يني خخخيييلللييي ها ... اينقدر كه ديگه شورشو در اوردند‏!
بهمن: اگر يه بسته دوهزار تومني بشمارند؛ 250 تومن كم ميارن‏!‏‏!
اسفند: خيلي حوصله دارن؛ چون با اينكه فهميدن اين پست سركاريه؛ نشستن تا اينجاشو خوندن تا به طالع بيني اسفند ماه برسند‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز ميخوام يه ترفند كامپيوتر يادتون بدم:
حتما تا حالا همتون ديديد كه پايين سايت نوشته: "بزنم به تخته؛ بزنم به تخته؛ رنگ و روت وا شده؛ شاد و شنگول شده‏..."
‏_‏ بريد تو قسمت "folder options" كامپيوترتون...
‏_بعدش بريد تو قسمت "Viewe" ...
‏_‏ بعد گزينه "Do'nt show hidden files" رو به "show hidden files" تغيير بديد..
‏_حالا دوباره بياين و پايين سايت بخونيد...
ميبينيد نوشته:
‏"بزنم به تخته؛ بزنم به تخته؛ رنگ و روت وا شده؛ شاد و شنگول شده...
مگه تو هنوز زنده اي؟؟‏!
خخخخخخخ‏"‏‏
بهم مديونيد اگه فكر كنيد سركارتون گذاشتم‏!‏...
خخخخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ميگما؛ مگه هنوز نسل اين آدمايي كه وقتي دارن با پلي استيشن (يا ايكس باكس يا گيم پد كامپيوتر‏)‏ بازي اتومبيل سواري ميكنن و سر هر پيچ دسته بازي (گيم پد‏)‏ رو مثل فرمون ماشين ميچرخونن؛ منقرض نشده؟‏!
هان؟

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
واااايييي كه مرخصي چقدر خوش ميگذره...
روز اول مرخصيم با چند تا از بچه ها برنامه چيديم كه بريم تفريح؛ بعد رفتيم دو تا يك و نيم ليتري عرق؛ با چهار پاكت سيگار و يه دونه قليون و يه خورده تنقلات خريديم و زديم به جاده...
جاتون سبز؛ همين كه رسيدم دو تا شيشه عرق رو خورديم...
آي آي آي...چه حالي داد...تا حالا عرق به اين خوشمزگي نخورده بودم...
نميدونم عرق "بيد مشك‏"‏ بود؛ "بهار نارنج‏"‏ بود؛ "شاتره‏"‏ بود؛ چي چي بود؟!‏‏!‏‏!‏ ^_^
ولي خيلي حال داد...
بعدشم براي نشان دادن عقيده مون در مورد "لزوم عدم استعمال دخانيات‏"‏ ؛ شيشه قليون رو شكستيم و سيگار ها رو آتيش زديم... ^_^
چي؟؟؟
فكر كرديد...؟
برو...برو از خدا بترس بچه؛ ما اهل اين چيزا نيستيم..‏.

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از ضدحال هايي كه اميدوارم ديگه تكرار نشه اينه كه...
بشيني بند پوتينت رو از سي تا سوراخش در بياري...
بعد پوتينت رو واكس بزني...
بعدش جورابتو پات كني...
بعد پوتينت رو پات كني...
بعدش با زحمت بندشو از تو سي تا سوراخش رد كني...
بعد بندشو محكم گره بزني كه بري...
يهو كف پات؛ شروع به خارش بكنه‏!‏‏!‏‏!
.
حالا تصور كنيد هي پاتون رو محكم ميكوبيد به زمين تا اين حس خارش برطرف بشه؛ ولي انگار كه نه انگار...
بعدش با اينكه حال نداريد؛ ميخوايد پوتينتون رو بيرون بياريد و پاتون رو بخارونيد كه متوجه ميشيد گره كور خورده‏!‏‏!‏‏!
آخه من سرم رو به كدوم ديوار بكوبم كه بتونش سفت تر باشه؟‏!‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
تق...تق...تق...

اين يه پست شيك و مشته/رو ريتم شيش و هشته‏!
برو بشين پاي درس و مشقت/اگه 4جوكو شخم زدي بچه‏!‏‏!‏‏!
خخخخخخخ
سلام به همگي؛ چند روزي نبودم؛ چند روز ديگه هم نخواهم بود‏!‏ ولي امروز نشستم پاتوق رو؛ زير و رو كردم...
اينم از جواب دوستاني كه براي من پست گذاشته بودند:
سنجاقك طلايي: من اهل استان فارس؛ شهر كازرون
آبجي Raya: نگران نباش؛ برميگردم؛ منتظر شعرات هم هست�
سينا مشهد: ميگم تو جهيزيه ات آمادست...نچ...چي دارم ميگم؟...عزيزم؛ خوبي عايا؟ سر حالي عايا؟ دماغت چاقه عايا؟ تو هم موافقي كه 14 شاخه گل سرخ براي مهريه كافيه عايا؟‏‏!‏‏!‏!‏ الان بايد بنويسم "خخخخخخخ‏"‏ عايا؟
داداش El jefectio: سلام داش؛ عيب نداره من همسر آينده ام؛ هم همراه خودمون بيارم اسپانيا؟ هان؟ ميپرسي كي؟... خب ***سينا مشهد‏*‏‏*‏‏*‏ ديگه‏!‏‏!‏ خخخخخ
سينا مشهد: اينم از ماه عسلمون؛ عسيسم‏!‏ وقتشه ديگه اسم كاربريتو بزاري "سينا اسپانيا‏!‏‏"
جي جي وروجك: به طرف ميگن اگه كوسه بيوفته دنبالت چيكار ميكني؟ ميگه: ميرم بالاي درخت‏!‏ بهش ميگن: خدا زده وسط دريا كه درخت نيست؛ ميگه: مجبورم‏!‏ ميفهمي؟...منم مجبورم هر روز ظهر كته بخورم‏!‏ ميفهمي؟
مرمري خانم‏*الهه ناز: "جييييييغ؛ داااااااد؛ فريااااااااد‏"‏ براي چي؟‏! نكنه منظورت همون "بابا آب داد‏"‏ خودمونه؟ هان؟
امير علي: داداش اسم كاربريت رو نتونستم بنويسم‏!‏ :-‏(‏ ولي خوشحالم كه شما هم بسيار اهل فيلمي
آبجي .::atefeh::. خوفم؛ مرسي...9 ماه ديگه سربازيم تمومه
تشكر ويژه از دوستان خوبم Bahar khano0om - mr Doosti - abas_m223 - eshgh - elham 143m - FTM 74 - Violet - Ar m iN - Sanaz71 - مرضيه (دلشكسته‏)‏ - *گل قالي‏*‏ - رامسررر - جي جي وروجك
اميدوارم كسي جا نمونده باشه...
تا بعد؛ خدانگهدار...

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*
داش abas_m223: شرمنده داداش؛ بخاطر من برنامه صندلي داغ اين هفته به كل قاطي پاتي شد‏!‏‏!‏...اگه موافق باشي اين هفته "محمد رسول‏"‏ و "نگين‏"‏ خانم و آقا "طاها‏"‏ ي گل؛ مهمون صندلي داغ باشند؛ هفته بعد من...
صادق_بچه جاده سرخس: ما خاك پاتيم رفيق؛ يه وقت واكس نزني فنا شيم‏!‏‏!
داش El jefecito: اسپانيا؟‏...عاليه؛ شنيدم غذاهاي خوبي داره
داش Ar m iN: شكست نفسي ميفرماييد؛ پستهاي شما خيلي هم عاليه...داداش حالا كه داري زحمت ميكشي پلو مياري؛ يه دست چلو كباب هم بيار...راستي نوشابه يادت نره...پپسي بگير؛ پپسي‏!‏‏!
چكاوك: بعله؛ البته همه بهم ميگن آدم خوش تعريفي هستم؛ يعني بلدم چيزا رو خوب و خنده دار تعريف کنم...پشه رو هم قورت دادم : ( ؛ مگه چاره ديگه اي هم داشتم؟‏!‏‏!
يه پسر جيگردار: سيخي شيش هزااااااار؟...چه خبره؟ مگه سر گردنه ست؟...چار ماه اينجا بودم؛ لامصب برام مثل يه هفته گذشت
‏---------
سينا مشهد
‏(داد بزن و بخونش) چه طور جرأت ميكني؟ هان؟...چطور جرأت ميكني به من توهين كني؟...هان؟...چطور جرأت ميكني به من بگي "برو واكينگ دد ببين؛ زامبييه‏‏"؟ ... هان؟
انگار حاليت نيست با كي طرفي؟
من قسمت به قسمت سريال هاي the walking dead - supernatural - spartacus - game of thrones - lost - the vampire diarys - camelot - arrow - grime - nikita - فرار از زندان و چندين عنوان ديگه كه الان حضور ذهن ندارم و اسمشون رو يادم نمياد؛ از حفظم...
تازه ديدن سريال هاي vikings - defiance - hanibal و چندين عنوان ديگه در دستور كار سال 92 قرار داره...
اوه اوه اوه اوه...فيلم كه ديگه نگو‏!
ميخواي بهت بگم چه فيلمي؛ در چه تاریخي از سال 2015 اكران ميشه؟ بگم پرفروش ترين فيلم اين هفته از نظر box office چه فيلمي بوده؟ بگم...؟
لا اله الا الله...برو...برو از خدا بترس‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز صد و ششمين روزيه كه تو پادگانم و حتي يه مرخصي 24 ساعته نرفتم...
15 روز ديگه؛ دقيقا ميشه يك سوم سال؛ كه من خونه نرفتم...
اون وقت زنگ زدم به مامانم؛ بهش ميگم: "قربونت بشم؛ حالا بعد از چهار ماه دوري وقتي كه برگردم خونه؛ اولين حرفي كه بهم ميزني چيه؟‏"
اونم برگشته ميگه: "عليك سلام...اين جواب سلاميه كه ميكني!‏‏"

من: : (
اون: "ناراحت شدي؟‏"
من: "پ ن پ؛ دارم از خوشحالي جفتك مي اندازم‏!‏‏"
اون: "حالا تو اولين كاري كه ميكني چيه؟‏"
من: "ميرم دكمه سه راهه ي كامپيوتر رو ميزنم؛ بعد تا چراغش سبز شه ميام ميگم سلام‏!‏‏!‏‏"
اون: : (
من: "ناراحت شدي؟‏"
اون: "پ ن پ؛ دارم از خوشحالي جفتك مي اندازم‏!‏‏".
بعدش هر دوتامون: D :
آخه فك و فاميله كه ما داريم؟

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه همه 4جوكي ها‏*‏‏*‏‏*
از همون روزي كه سايت بسته شد (چند روز پيش‏)‏ من يه مشكلي برام پيش اومد؛ كه ديگه نميتونستم بيام 4جوك...
از طرفي هم نميتونستم بدون خداحافظي از پيشتون برم؛ پس تصميم گرفتم صبر كنم تا سايت دوباره باز بشه و پست آخرم رو بزارم...
الان كه دارم اينو مينويسم؛ سه شنبه ساعت 23:00 شب هست. اومده بودم ببينم پست آخرم منتشر شده يا نه كه متوجه شدم مهمان اين هفته صندلي داغ منم‏!‏‏!

به خاطر اينكه داش عباس گل به من لطف داشتن؛ و به خاطر اينكه دوست ندارم روال كار صندلي داغ خراب بشه تصميم گرفتم چند روز ديگه هم مهمونتون باشم...
‏*‏‏‏*‏‏*نكته مهم‏*‏‏*‏‏*
فقط خواهش ميكنم سؤالاتون رو تا پنجشنبه بپرسيد؛ تا من جمعه بتونم بهشون جواب بد�
------------
داش abas_m223: از شما هم تشكر ويژه ميكنم كه منو دعوت كرديد

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه همه اعضاي 4جوك‏*‏‏*‏‏*
‏*‏‏*‏‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏‏*آخرين پست‏*‏‏*‏‏*‏‏‏*‏‏*‏‏*‏
سلام به همگي‏...
اين دو-سه ماهي كه تو 4جوك بودم؛ خيلي خوب بود؛ خيلي خوش گذشت ولي هر چيزي كه شروعي داره؛ پاياني هم داره...
متأسفانه من يه مشكلي برام پيش اومده كه تا چند وقت ديگه نميتونم بيام و بهتون سر بزنم‏!‏ :‏ (
ولي قول ميدم هر چه زودتر برگردم؛ آخه هنوز كلي خاطره خنده دار مونده كه براتون تعريف نكردم ^_^
و...آخرين نصيحت من به دوستان 4جوكي...
‏"‏ از گذشته درس بگيريد؛ به آينده فكر كنيد؛ ولي در زمان حال زندگي كنيد...
دنيا ارزش نداره كه بخوايد در حسرت گذشته و خيال آينده عمر خودتون رو تلف كنيد‏"
‏(اين جمله ها از خودم بودا...حال كرديد؟‏!‏‏!‏‏!‏...خخخخخ‏)
اميدوارم در تمام مراحل زدگي موفق و پيروز باشيد ... يا حق... خدا نگهدار
دوست دار شما "سعيد‏"‏...

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*
كاربر گرامي farn.74: خيلي ممنون؛ اميدوارم شما هم توي تمام مراحل زندگيتون موفق باشيد
داش mostafa09: ممنون بابت فانتزيت؛ خيلي خوب بود
آبجي .::atefe::. : بهترين و بزرگترين تجربه زندگيم وقتيه كه باعث ميشم؛ يه لبخند -هر چند كوتاه- روي لب يه نفر بشينه. واقعا لذت ميبرم...
آبجي Raya: رايا...رايا...رايا...شعرت محشر بود؛ خيلي خوشم اومد؛ اصن فوران استعداد بود...منتظر شعراي بعديت هست�
آبجي مرمري خانم‏*الهه ناز: حالا من گفتم داد بزن؛ ولي منظورم اين نبود كه داد بزن‏!‏ منظورم اين بود كه تو دلت داد بزن‏!‏‏!‏‏!‏ حالا اگه فهميدي منظورم از داد بزن؛ كدوم داد بزن بود؛ داد بزن بگو "هوا گرمه؛ منو باد بزن‏/يواشكي تو دلت فرياد بزن‏"‏ !‏‏!‏‏!
داش El Jefectio: داداش معني اسم هاي اعضاي 4جوك كه نوشتي معركه بود؛ دمت گر�
جي جي وروجك: سناريو اي كه برات نوشته بودم؛ تقريبا تموم بود كه يهو يه مشكلي پيش اومد مجبور شدم همش رو پاك كنم‏!‏‏!‏ (مشكله هم اينه كه تا ديروز فكر ميكردم شما پسري! ولي الان 24 ساعته يقين پيدا كردم كه دختري‏!‏‏!‏‏!‏)
امير بچه يتيم: سلام؛ چطوره اسم كاربريت رو بزاري "پسر شجاع‏"‏ ؟؟؟
آبجي Violet: چطوري سابقا همكار؟...يادش بخير؛ اون يه سالي كه تو دفتر خدماتي كار ميكردم؛ يكي از بهترين دوران زندگيم بود...هعععيي
يه پسر جيگردار: سلام داش...شما بودي كه ميگفتي جيگر داري؟...هان؟...سيخي چنده؟!‏...دو سيخ برا ما بزن...خخخخخ (صرفا جهت شوخي بودا...‏)
رها در قفس: مرضيه؛ ازش بپرس ببين هر دوتاش رو با هم بوده يا نه؟ اگه گفت با هم بوده؛ احتمال 99/99% داره دروغ ميگه
منفي بي نهايت: بلاخره نگفتي معني اسمت چيه؟
باب اسفنجي: ممنون؛ لطف داري
سلام ويژه ويژه به آبجي ***مرضيه‏*‏‏*‏‏*
----------
‏*‏‏*‏‏*ويژه خانم صادقي‏*‏‏*‏‏*
خدا خيرت بده خانم صادقي؛ تو كه زدي منو به كل از زندگي نا اميد كردي‏!‏‏!
آخه اين چيستاني كه شما مثل آب خوردن جوابشو دادي؛ من بدبخت داشتم چهار ساعت تو ويكي پديا و گوگل و بقيه سايت ها دنبال جوابش ميگشتم‏!‏ (چند روز پيش يكي ازم پرسيده بود؛ قضيه رو كم كني بود‏)
يني يه تحقيق در اوردم در حد پايان نامه دانشگاه‏!‏‏!‏ بعد نشستم برا طرف صدتا دليل و برهان اوردم كه "آره؛ بعد از سه سال خرگوش فلان ميشه و به امان ميشه و ...‏"‏ آخرش كه طرف برگشت گفت "ميره تو چهار سالگي براش تولد ميگيرن‏"‏ من دوچار بيماري "خود افق محوي‏"‏ شدم؛ آخه چرا اين كارا رو با جوون مردم ميكنيد؟
.
دوستان از اين ماجرا چه نتيجه اي ميگيريد؟
اينكه سايت 4جوك براي تحقيق بهتر از ويكي پدياست؟...نچ
نتيجه ميگيريم كه خوردن حداقل يك ليوان شير در روز از بيماري پوكي استخان جلوگيري ميكنه‏!‏‏!‏ بععله

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
من بعضي وقت ها گوشيم و ميدم به بقيه سربازها تا باهاش زنگ بزنن خونشون؛ بعضي وقت ها هم پيش مياد خانواده سربازها زنگ ميزنن به گوشيم و ميگن با فلاني كار دارن؛ منم گوشي رو ميدم به طرف تا با خانوادش حرف بزنه...
تا اينكه ديروز يكي زنگ زد به گوشيم منم گوشي رو جواب دادم گفتم: "الو...بفرماييد‏"‏ ؛ اونم برگشته ميگه: "سلام؛ با حميد كار داشتم‏"
من: "حميد كي؟‏"
اون: "من چه كاره ام؟‏"
من: "يعني چي تو چه كاره اي؟...تو زنگ زدي به خط من...بيشرف؛ مگه تنت ميخاره كه مزاحم ميشي؟...هان؟...مرديكه بوووق بييپ؛ بوق بوق‏"
.
متأسفانه امروز فهميدم فاميلي يكي از سرباز جديدا "چه كاره‏"‏ ست‏!‏‏!‏‏!‏ و اون يارو اي كه زنگ زده پدرش بوده‏!‏‏!‏‏!‏
سپس پي بردم به سوتي بزرگي كه دادم‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز صبح متوجه شدم كه اصلا هيچي پول ندارم (حتي يك ريال‏‏!‏)‏ خلاصه تصميم گرفتم برم بانك و يه مقدار پول از كارتم بكشم. بعد از چهل و پنج دقيقه پاچه خواري تونستم افسر نگهبان رو راضي كنم كه بزاره با موتور سيكلت برم بانك.
بعدش اومدم موتور رو روشن كنم كه ديدم لامصب بنزين نداره‏!‏ با يه بدبختي ١ ليتر بنزين جور كردم و راه افتادم.
بعد از ٢٠ دقيقه رانندگي رسيدم بانك و ديدم صفي كه جلو عابر بانكه؛ از صف نونوايي هم بدتره‏!‏‏!‏ (يني از صف گاز هم بدتر بود‏!‏)
خلاصه صبر كردم تا نوبتم شد؛ با هزار اميد و آرزو كارتم رو كردم تو دستگاه عابر بانك...
كه يهو اين پيام اومد:
‏"از دادن خدمات به اين كارت معذوريم؛ لطفا كارت خود را برداريد‏"
يني از صدتا فحش برام بدتر بود؛ همش فكر ميكنم دستگاهه با يه لحن خشني اين حرف رو بهم زد‏!‏‏!
تازه اين همش نيست؛ تو راه برگشت همينجور كه سوار موتور بودم و داشتم به دستگاهه فحش ميدادم؛ يه پشه لامصب فرصت رو غنيمت شمورد و با تمام توان رفت تو حلقم‏!‏‏!‏‏!‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه صندلي داغ‏*‏‏*‏‏*
‏*‏‏*‏‏‏*‏‏*‏*خانم صادقي‏*‏‏*‏‏*‏‏‏*‏*
سلام؛
خانم صادقي اول از همه يه تشكر ويژه از شما و همكاران محترمتون ميكنم.
بعدش من امروز ميخوام بجاي سؤال يه چيستان مطرح كنم:
‏"خرگوش بعد از سه سالگي چيكار ميكنه؟‏"
‏(جوابشم خيلي ساده ست‏)‏
-------------------------------------------------------
سلام ممنون، ميره 4 سالگي واسش تولد ميگيرن.

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
هعععي...
يادش بخير اون قديم قديما...
اون موقع كه دبستاني بودم...
يادمه اون موقعها بجز روزاي جمعه؛ هر روز صبح ميرفتم دبستان‏!‏‏!
خخخخخخخخخ
پس چي؟... انتظار داشتيد برم دبيرستان؟؟؟
نه؛ واقعا همچين انتظاري ازم داشتيد؟‏!‏
اين روزا مردم چه انتظاراتي از آدم دارنا...
اصن سطح توقع مردم خيلي بالا رفته‏!‏‏!‏‏!
والا...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از دوستام تعريف ميكرد؛ ميگفت: "وقتي بچه بوده؛ يه روز داشته هندونه ميخورده. بعد كه هندونه تموم ميشه شروع ميكنه به گاز زدن پوست هندونه كه يهو احساس ميكنه از دهنش داره خون مياد‏!
بعد با زبونش ميزنه به دندوناش تا بفهمه چرا دهنش داره خون مياد كه متوجه ميشه يكي ار دندوناش نيست‏!‏‏!
به پوست هندونه كه نگاه ميكنه؛ ميبينه دندونش تو پوست هندونه گير كرده‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏ (دندون شيري بوده‏)
شما ديگه قيافه خانواده شو تو اون لحظه تصور كنيد...
(بازم به جاي اينكه بنويسم "خانواده‏"‏ نوشتم "خوانواده‏"‏...از بچگي اين كلمه كصافت رو ياد نگرفتم‏!‏‏)

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز صبح تو برجك ديده باني نشسته بودم و داشتم با هندسفري آهنگ گوش ميدادم. يهو احساس كردم بيسيم داره منو صدا ميكنه؛ سريع هندسفري رو از گوشم بيرون آوردم ببينم چي ميگه ولي ديگه آخر پيام بود و من فقط شنيدم گفت: "...دريافت شد؟؟‏"
منم يهو حس شوخ طبعيم گل كرد و گفتم: " در يافت نشد؛ ولي پنجره يافت شد‏!‏‏"
عاقا از شانس كج و كوله ما؛ ماشين فرمانده ام هم داشت از اون نزديكي رد ميشد و اين حرف ما رو از بيسيم ماشينش شنيد...
با اجازه تون؛ به صورت كاملا شيك و مجلسي 72 ساعت اضاف خدمت نوش جان كردم‏!
ولي...
ولي عايا اين اتفاق ميتونه روز قشنگ منو خراب كنه؟
نچ...فكر نكنم

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
زماني كه مدرسه ميرفتم؛ كارم فقط اين بود كه به هر بهانه اي شده از مدرسه فرار كنم برم گيم نت‏!‏‏!
يادمه براي اينكه از مدرسه جيم بشم؛ سال سوم دبيرستان ٨ بار رفتم واكسن "هپاتيت_ب‏"‏ زدم‏!
عاقا الان بدنم آنچنان ضد هپاتيت_ب شده كه ويروس هاي هپاتيت هر وقت ميخوان خواب ترسناك ببينن؛ خواب منو ميبينن‏!‏‏!‏ ^_^
وقتي بچه هاشون نميخوابن بهشون ميگن؛ الان سعيد مياد ميخورتتا...
اصن يه وضعي شده...ويروس هاي هپاتيت؛ سه چار تا فيلم ترسناك از روي من ساختن‏!‏‏!
اسم معروف ترينش هم؛ سه گانه ي "ارباب واكسن ها‏"‏ ست‏!‏‏!‏‏!
خخخخخخخ