س

سعيد

@Saeid seVen · ۷۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۲ رأی)

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
آموزش ضايع كردن دوستان؛ صددرصد تضميني:
اگه ميخواهيد يكي رو جوري ضايع كنيد كه ديگه رشد نكنه؛ اين كار رو انجام بديد:
وقتي طرف رو از دور ديديد؛ بلند بگيد "به به؛ سلام...حالت چطوره فلاني؟... (و غيره‏)‏‏"‏ و همينجور كه داريد ميريد طرفش؛ دستتون رو طرفش بگيريد تا باهاش دست بديد...
اون دستشو دراز ميكنه كه با شما دست بده؛ يه برق و درخشندگي خاصي تو چشماش هست‏ (به خاطر اينكه اينطور تحويلش گرفتيد‏)؛ از خوشحالي تو پوست خودش نميگنجه كه... دو سانت مونده دستتون به دستش برسه؛ يهو شما دستتون رو به شكل "تفنگ‏"‏ در مياريد و سريع مياريد جلو صورتش و ميگيد "كيوووو‏"‏...
بعدش دودي كه از لوله تفنگ خياليتون خارج ميشه رو فوت ميكنيد و دستتون رو ميكنيد تو جيبتون‏!‏‏!‏ بعد بدون اينكه چيزي بگيد يه طرف ديگه رو نگاه ميكنيد (انگار كه يارو اصلا وجود نداره‏)‏ و از اونجا ميريد...
يني صددرصد تست شده است...رو همه بچه هاي پادگان آزمايشش كرد�
شما امتحانش كنيد اگه طرف تو افق محو نشد؛ بيايد "لايكتون‏"‏ رو پس ميدم...
مخصوصا اگه تو جمع اين حركت رو انجام بديد؛ طرف كلا از صفحه روزگار محو ميشه...
ملت رو محو كردم كه ميگما...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از دوستان پست گذاشته بود "من يكي از فانتزي هام اينه كه پاي راستم رو بلند كنم و بچرخونم؛ همزمان هم كف دستم عدد ٦ رو بنويسم؛ بدون اينكه حركت پام خراب بشه‏"
عاقا من امتحان كردم؛ ديدم اين بنده خدا راست ميگه...لامصب خيلي سخته‏!‏‏! با خودم گفتم برم به چند نفر ديگه هم بگم؛ ببينم اونا هم ميتونند يا نه...
الان ديگه هيچكس تو پادگانمون مثل بچه آدم راه نميره؛ همه دارن يه پاشون رو تو هوا ميچرخونن و يه چيزي كف دستشون مينويسند‏!‏‏!‏‏!
يني يه آتيشي انداختم تو جون بچه هاي پادگان در حد حريق چاه هاي نفت؛ تو جنگ خليج فارس‏!‏‏!‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*
سلطان تنهايي: داداش ما كي باشيم كه نخوايم جواب شما رو بديم؟... من خاك پاي شما و بقيه بروبچ باحال 4جوك هم هستم...داداش من اگه جواب ندادم؛ بخاطر اين بوده كه پستت رو نديدم‏!‏ سؤالت رو دوباره بپرس...
نرمين: هميشه خوش خبر باشي...خب پس دختر كوچولوت درجه هوشياريش بيشتر شده؟ هان؟...خب خدا رو شكر؛ انشاالله بزودي به هوش مياد...
آبجي Alone girl: انشاالله آشناي شما هم بزودي به هوش مياد...
داش mohammad: داداش خيلي خيلي خيلي ناراحت شدم وقتي كه فهميدم مادرت تحت شيمي درمانيه (الان پستت رو خوندم‏!‏‏)‏...انشاالله حال مادر شما هم بزودي خوب ميشه...
صادق_بچه جاده سرخس: نكنه ميخواي براي تو هم آواز بخونم؟...هان؟...خو باشه...
نمره 20 كلاسو نميخوام/بهترين هوش و حواسو نميخوا�
دختر خوشكل شهر پريا/اون كه جاش تو قصه هاسو؛ اون لامصبو ميخوام‏!‏‏!‏‏!‏ خخخخخخخ
بهار58: سلام به ننه بزرگ سايت‏!‏...حالت خوبه مادر جان؟‏!‏!
سلام ويژه ويژه به ***shabnam.s***
خوش آمد گويي ويژه ويژه به تمامي اعضاي جديد مخصوصا ***سنجد1326‏*‏‏*‏‏*امير حسين‏*‏‏*‏‏*‏NiloO***Niki**
ويژه ويژه براي ***تمام اعضاي 4جوك‏*‏‏*‏‏*‏ دوستان توجه داشته باشيد كه هر كس از من سؤالي بپرسه يا حتي اسم منو تو پستش بياره؛ من حتما حتما جوابشو ميدم...
اگر جوابتون رو ندادم مطمئن باشيد پستتون رو نديدم؛ دوباره سؤالتون رو بپرسيد
ممنون از همگي؛ بخصوص خانم صادقي و همكاران محترمشون...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
دفترچه مرخصيم تو حلقم اگه دروغ بگم...
ساعت 8 صبح:
دوستم: سعيد؛ديروز با فلاني سوراخ پشت تانكر آب رو با چي چسبوندين؟ من: چسب قطره اي
اون: هنوزم ازش داري؟ من: نميدونم دست فلاني بود...
اون: يه سؤال از فلاني كن ببين هنوزم ازش داره...
ساعت 11 صبح:
دوستم: از فلاني پرسيدي؟ من: نه؛ يادم رفت‏!‏ الان ميرم ميپرسم...

ساعت 2 بعد از ظهر:
دوستم: سعيد؛ پرسيدي؟ من: آره پرسيدم؛ تموم شده..
ساعت 4 بعدازظهر:
دوستم: سعيد؛ كجا چسب قطره اي خريدي؟ من: فلان جا...
دوستم: قيمتش چنده؟ من: اينقدر‏!
ساعت 6 بعدازظهر:
دوستم: سعيد...
من: بابا چته؟...تو كه امروز دهن منو سرويس كردي‏!‏...اصلا چسب ميخواي چيكار؟؟؟
دوستم با يه قيافه اي كه انگار قضيه نسبيت رو كشف كرده؛ دهنش رو باز كرده و دندونشو بهم نشون ميده و ميگه: "اين دندونم رو ميبيني كه سوراخه؟... ميخوام پرش كنم‏!‏‏"
قيافه اون ^_^
قيافه من (بدون شرح‏!‏‏)
‏(اگه همين طوري پيش بره؛ شركتهاي چسب سازي تبديل ميشن به رقيب هاي اصلي دندون پزشك ها‏!‏‏!‏‏)
دكتر دندون پزشك : ‏(‏‏‏(‏
اداره آمار ايران: يني ما درست شمرديم؟‏!‏...اينا واقعا 75 ميليون نفرند؟؟‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ديروز روي تختم دراز كشيده بودم؛ به طوري كه سرم به سمت بالا بود و پتو از روي پاهام تا شكمم رو پوشش ميداد كه يهو يه گرده خاك از خدا بي خبر رفت تو دماغم؛ منم همينطور كه سرم به سمت بالا بود يه عطسه كردم در حد ماكت آزمايشي طوفان نوح‏!‏‏!
عاقا چشمتون روز بد نبينه؛ همينجور قطرات تف بود كه مثل بارون رو سرم ميباريد...
هنوز تو شوك عطسه اول بودم كه عطسه دوم اومد...
مي خواستم عطسه كنم و بعدش سريع پتو رو بكشم رو صورتم كه دوباره خيس نشم؛ ولي يهو هول شدم؛ اول پتو رو كشيدم رو صورتم بعدش "هپيتشووووو‏"‏...عطسه دوم‏!‏‏!‏‏!
هيچي ديگه؛ بعدش بلند شدم صورتم رو با حوله خشك کردم‏!‏‏!‏‏!‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
‏*‏‏*‏‏*ويژه همشهري هاي كازروني‏*‏‏*‏‏*
‏*‏‏*‏‏*‏نيوتن...‏*‏‏*‏‏*‏ و ***raha21***
به به...همشهري هاي گل�
بعععله كه منم كازروني هستم؛ ما الان تو محله "فرهنگ شهر‏"‏ ميشينيم (اونجا رو كه بلدي نيوتن... ؟؟‏)‏
رها خانم: نه بابا؛ من شانس اينو نداشتم تو پادگان امام رضا خدمت كنم. من سرباز نيرو هوايي ارتش هستم؛‏(پادگان امام رضا نيروي زميني سپاهه‏)‏ من زير نظر پايگاه هوايي شيرازم ولي هر سه ماه هم به صورت مأموريتي تو يكي از شهرهاي استان فارس خدمت ميكنم. الانم حدود 600 كيلومتر از خونه دورم.
نيوتن...: راستي اسمت چيه مشتي؟ شما كجاي كازرون ميشينيد؟

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*
آلوچه: فكر كنم آلوچه هايي كه برام فرستادي اونقدر خوشمزه بودن كه کارمنداي اداره پست همشو خوردند‏!‏‏!‏ آخه چيزي به دستم نرسيده :‏(
راستي فكر كنم سوتي تو بعد از سوتي سيد مصطفي؛ بايد جايزه "برترين سوتي سال‏"‏ رو بگيره...آخه "هر روز ظهر كنه‏"‏ ؟؟؟ نه...خداييش؟...‏"هر روز ظهر كنه‏"‏ ؟؟؟
سينا مشهد: ممنون سينا جان؛ شما لطف داري..‏.‏اسم كاربري "هر شب كوكو سبزي‏"‏ هم بهت مياد ها...خخخخخ راستي اگه اين دختر پرروهه تو "تنها در زمين‏"‏ خواست دوباره شاخ بازي در بياره؛ بگو تا خودم يه خشاب ژ3 تو شكمش خالي كنم...خخخخخخ
شايانsh_m0: داداش من كي باشم كه بخوام جاي شما رو بگيرم؟ من كوچيك همه بروبچ باحال 4جوك هم هستم.
آبجي sanaz71: باشه؛ چشم ديگه سربازها رو اذيت نميكنم...البته بجز وقتهايي كه حوصله ام سر ميره‏!‏ خخخخخ
لابستر: فانتزي كه نوشتي خيلي باحال بود؛ دمت گر�
Rango: تو هم بچه شيرازي؟...بابا شيراز تا كازرون كه 1 ساعت و 20 دقيقه بيشتر فاصله نداره‏!‏...پس بهتره بگم "چطوري همشهري؟‏"‏
مجنون بي ليلي: خدا بد نده داداش...انشاالله كه بزودي حالت روبراه ميشه...
سايلار و محمد (داداش سايلار‏)‏: دمتون گرم؛ پستهاتون (مخصوصا قسمت رپ هاش‏)‏ خيلي باحاله
سلام و تشكر ويژه ويژه خدمت آقا ***طاها‏*‏‏*‏‏*‏ گل و ***نگين‏*‏‏*‏‏*‏ خانم...
تشكر ويژه ويژه از دوست خوبم ***Ma 2nafar*** كه به من خيلي لطف دارن
كاربران جديد؛ مخصوصا ***يلدا‏*‏‏*‏‏*‏ و ***p@rmida*** و ***شيدا‏*‏‏*‏‏*‏ به جمع ما خوش آمدين
------------------
نرمين:
انشاالله كه بزودي آرتميس كوچولو چشماشو باز ميكنه و تا چند روز ديگه هر دوتا تون صحيح و سالم برميگرديد خونه...
ايمان و توكلت به خدا رو از دست نده چون همه دنيا باور فقط و باورهاي بد آخر خطن
ما هم براي سلامتي آرتميس كوچولو دعا ميكنيم

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
عايا تا حالا فكر كرديد كه چرا "خانم صادقي‏"‏ خودش تو سايت پست نميزاره؟
عايا تا حالا براي خانم صادقي خاطره خنده داري پيش نيومده؟
عايا خانم صادقي استعداد جوك گفتن ندارد؟
عايا خانم صادقي تا حالا فانتزي نداشته است؟
عايا؛ عايا؛ عايا و هزاران عاياي ديگر...
جواب تمام اين عاياها منفي ميباشد...
من كه فكر ميكنم "خانم صادقي‏"‏ خودش با يه نام كاربري ناشناس پست ميزاره؛ تا بقيه نشناسنش...
از پشت همين تريبون اعلام ميكنم تا معلوم نشه خانم صادقي از چه اسم كاربري استفاده ميكنه و پستهاشو ميزاره؛ شما همه مشكوك به خانم صادقي بودن هستيد‏!‏‏!
‏(اين روزا نميشه به يه كاربر بگي بالا چشمت ابرو... يهو ديدي طرف مدير سايت از آب در اومد و زد حذفت كرد‏!‏...والا)‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
بزرگترين راز زندگيم؛ كه ميخوام الان به شما بگم اين عددهاست:‏
5384258‏*‏‏*‏‏*‏‏‏*‏‏‏
‏(شرمنده؛ نميتونم همشو بگم‏)‏
ميپرسيد اينا چين؟
شماره تلفنه؟ -نچ
شماره مليه؟ -نچ
پسورد كامپيوترمه؟ -نچ
پسورد 4جوكم؟ -نچ‏!
پسورد فيس بوكم؟ -نه بابا...
كد پستي خونمونه؟ -نچ
رمز كارت عابر بانكمه؟ -نچ
.
بزرگترين راز زندگيم اينه كه...من با اين پست شما رو سركار گذاشتم‏!
خخخخخخ
بعدش هم بگيد بيكاري تو اجتماع بي داد ميكنه‏!‏...خخخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
ديشب كه سر پست بودم اين شعر رو گفتم:
‏(به صورت رپ بخونيد‏)
عشقش اين كاره؛ شب و روزش ويز ويز/دوست دارم بگيرم؛ بكنمش ریز ريز
يه پشه کش تو دستم؛ يه حشره كش پشتم/پشه قبلي رو فقط با يه حركت كشت�
ميخواي از دستم در ري؟! بال و پرت شكسته/سعيد هم با پشه كشش بالا سرت نشسته
بالا سرت نشستم؛ خودتو به من بسپار/وگرنه ميزنم تو سرت؛ محكم با چوب بيسبال
وايسا پشه...ما صدتا گنده تر از تو رو زديم/وايسا پشه...تف به خودتو دور و بريت
وايسا پشه...اين تازه اول كاره/وايسا پشه...كارم بات (با تو‏)‏ هنوز ادامه داره
اين شعر رو گفتم به زبون هيپ هاپ/از دست پشه ها شب و روزم بي خواب

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
تو خونه ما شرايط مردسالاري حاكمه...
به طوري كه مادرم فقط در مورد مسائل كوچيک و پيش افتاده نظر میده؛ مثل:‏
چي بپوشيم؛ چي بخوريم؛ كجا بريم؛ كي بريم؛ كي بيايم؛ با كي بريم؛ چيكار كنيم و ...‏
پدرم هم فقط در مورد مسائل بزرگ و مهم نظر ميده؛ مثل:‏
بالا رفتن قيمت نفت؛ تورم جامعه؛ نوسان قيمت دلار؛ گرم شدن تدريجي كره زمين؛ بمب گذاري هاي ليبي و ...‏ !!!
اصلا يه وعضيه ها...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از بچه هاي پادگانمون چند روزيه گم شده (رفته مرخصي ديگه برنگشته‏)؛ ما هم براي اينكه زودتر پيدا بشه داديم يكي از اين شركتهاي بزرگ مواد غذايي عكسشو روي جلد بسته بندي هاش چاپ كنه؛ بلكه كسي ببينه و بشناستش...‏
شما هم اگه يه وقت "چي توز‏"‏ خريدين؛ ببينين اين پسره كه عكسش روي جلد چاپ شده رو جايي نديدين...‏!‏‏!‏
خخخخخ‏
اگه پيداش كردين به اين شماره‏‏ زنگ بزنين؛ يه تيتاب جايزه شه...‏
خخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
‏(قسمت دوم؛ ادامه ي پست پاييني‏)‏
بعدش من طبق اون چيزي كه تو دفترچه راهنما نوشته در كنسرو لوبيا رو باز كنم؛ ببينم يه دونه لوبيا توشه. بعد لوبيا رو تو يه گلدون بكارم و يه آفتابه آب بريزم پاش. بعد يهو يه سيخ آهني به ارتفاع دو متر از گلدونه بزنه بيرون‏!‏ بعدش من دفترچه راهنما رو باز كنم؛ برم صفحه "216‏_تعميرات‏"‏ و ببينم نوشته:‏
‏"‏1‏_شماره سريال محصول را چك كنيد 2‏_از اصل بودن محصول اطمينان حاصل كنيد 3‏_در صورت بروز مشكل كمي كود شيميايي به گلدان اضافه نماييد‏ 4‏_در صورتي كه مشكل شما برطرف نشد؛ آن را سريعا به نزديكترين نمايندگي محصولات ما اطلاع دهيد‏‏
با تشكر؛ مدير بخش خدمات؛آقاي هري پاتر‏!‏‏"‏
خلاصه؛ منم يكمي كود شيميايي بزنم به گلدون و يهو يه "آسمان خراش‏"‏ از تو گلدون بزنه بيرون‏!‏ (اون ميله دو متري هم برق گيرش بوده خو‏)‏
بعدش من برم توي پنت هاوس طبقه 128 آسمان خراشم؛ رو يه صندلي تكيه بدم و حموم آفتاب بگيرم. بعدش دست كنم تو جيبم يه صد دلاري بيرون بيارم و لوله كنم و يه سيگار برگ بسازم و همينجور كه دارم تو دود سيگارم محو ميشم يهو دو تا مرد با كت و شلوار مشكي (مثل مردان سياه پوش‏)‏ كه يكيشون هم به صورت كاملا تصادفي شبيه "ويل اسميت‏"‏ (بازيگر فيلم مردان سياه پوش‏!‏‏)‏ بيان داخل...‏
ادامه دارد...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) ----‏
‏(قسمت سه؛ ادامه ي پست پاييني‏)‏
همين كه اون دوتا اومدن داخل؛ سگم (كه نژادشم ژرمن شپرده‏)‏ بپره پاچه يكيشون رو بگيره.‏‏
منم داد بزنم: "ولشون كن زنبه‏!‏‏"‏
اونم بيخيال بشه بره. بعدش من برم به اون دو تا آقا بگم: "سلام آقايون؛ ميتونم كمكتون كنم؟‏"‏
اونا هم بگن: "ما مأمور اداره محيط زيست هستيم و اومديم به شما اطلاع بديم كه "آسمان خراش‏"‏ شما آسمون رو خراش داده و زده لايه اوزن رو سوراخ كرده‏!‏ حالا يا خودت درست ميكني يا بايد پولشو بدي بريم يه نو شو بخريم‏!‏‏"‏
منم يه نگاه عميق بندازم به تقويم و سررسيدش/و بفهمم كه ديگه وقت تفريح سر رسيده (شرمنده؛ يه لحظه رفتم تو فاز ياس‏!‏‏)‏ و پاشم برم پايين؛ چرخ عقب بوگاتيم رو باز كنم و با چاقو دسته زنجانم يه تيكه از لاستيكشو ببرم. بعد يه نفس عميق بكشم و بلند بگم خخخخااااا...تتتفففف (از نوع سايلاريش‏!‏‏)‏ و باهاش لايه اوزن رو بچسبونم...‏
بعدشم بيام 4جوك براي شما اين فانتزي رو بزارم؛ تازه انتظار لايك هم داشته باشم...‏
حالا هر كي فكر ميكنه من ديونه ام...اگه ميتونه ثابت كنه...خخخخخخ

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
‏(قسمت اول؛ ادامه در پست بالايي‏)

يكي از فانتزي هام اينه كه يه روز كه دارم با خط 11 تو خيابونها ميچرخم؛ يهو يه لامپ كم مصرف رو زمين پيدا كنم. بعدش لامپه رو از روي زمين بردارم و با گوشه آستينم خاكهاشو پاك كنم كه يهو غول چراغ جادو ازش بياد بيرون‏!‏‏!‏
‏(بزاريد قبل از اينكه بقيه شو بگم؛ قيافه غوله رو براتون شرح بدم. مو فشن؛كفش اسپرت سفيد؛ شلوار جين لوله تفنگي تنگ؛ پيرهن نارنجي؛ دكمه از بالا تا ناف باز؛ دماغ عملي؛ ابرو برداشته؛ ريش مدل بزي؛ عينك دودي؛ هندسفري تو گوش؛ كله مثل مارمولك با ريتم آهنگ تكون ميخوره) بعدش من به غوله بگم كه "بايد يه آرزومو براورده كنه‏"‏
اونم بگه: "سريع بنال...آهنگ جديد ساسي مانكن دانلود كردم؛ ميخوام گوش بدم‏"‏
منم آرزو كنم كه "يه لوبياي سحر آميز بهم بده‏"‏
اونم دست كنه تو جيب شلوارش يه كنسرو لوبيا با يه "دفترچه راهنما‏"‏ بهم بده؛ بعد يه تاكسي بگيره؛ بره تو افق محو بشه...‏
ادامه دارد...

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*‏
آبجي گلم Raya: اول كه اميدوار هر جا كه هستي در پناه حق باشي و مشكلت هم هر چه زودتر حل بشه؛ بعدش ... اگه براي منم يه شعر بگي كه ميشم مثل شخصيت "كوزت‏"‏ تو بينوايان وقتي كه براي اولين بار بهش تيتاب دادن...‏(با اينكه تو پست قبلي گفتم ولي دوباره ميگم...من سعيد هستم؛ بچه ي شهر كازرون‏)‏
آلوچه: واااااييي كه چقدر اسمت خوشمزه است...من كه هر بار اسمت رو ميبينم دهنم آب مي افته (هميشه هم به ياد اين آلوچه قرمز ترش ها مي افتم‏)‏...حالا يه سؤال از شما دارم...عايا آب كردن دل يك سرباز كه سه ماه است كه بجز كته چيزي نخورده كار خوبيست؟؟؟ خخخخخخ‏
داش abas_m223‏: بعععله داداش...ميدونم منظورت از "پست معكوس‏"‏ چيه؛ ولي خب ما هم براي پستهاي معكوست؛ نظرهاي معكوس ميديم ديگه...‏
مهدي F16: اميدوارم كه كته بهت بچسبه...اصلا وقتي داري ميخوري فكر كن داري پيتزا ميخوري‏!‏ (مثل خودم...خخخ‏)‏‏
تشكر ويژه ويژه ويژه از آبجي گلم ***Live-Life‏*‏‏*‏‏*‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
‏*‏‏*‏‏*ويژه ويژه‏*‏‏*‏‏*‏
نرمين: وقتي كه پستتون رو خوندم و فهميدم آرتميس كوچولو زمين خورده و الان تو بيمارستانه؛ چنان بهم شوك وارد شد انگار كه يكي بهم برق 220 ولت وصل كرده...‏
انشاالله كه بزودي حالش خوب ميشه و دو تايي با هم برميگرديد خونه‏

مسيحا: اميدوارم اين پست رو بخوني. من هميشه از خوندن پستهات لذت ميبردم ولي هيچ وقت فرصت نشد بخاطرش ازت تشكر كنم. متأسفم كه زودتر ازت تشكر نكردم. ممنون...اميدوارم هر جا ميري در پناه حق باشي...خدانگهدار

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
دو-سه روز پيش تانكر آب اومده بود كه منبع هاي پادگانمون رو پر كنه؛ منم رفتم رو پشت بوم كه منبع بالايي رو پر كنم. سيستم پادگان ما اينجوريه كه يه منبع بالاي پشت بوم؛ يكي هم دقيقا زيرش؛ روي زمينه...‏
بعدش همينجور كه داشتم منبع بالايي رو پر ميكردم يهو يه نقشه شيطاني به سرم زد...‏
به دوستم كه بغل دستم وايساده بود گفتم بره به فلاني بگه بياد تا يكمي خيسش كنيم بخنديم (البته گفتم اگه گوشي هم داره؛ ازش بگيره‏)‏
طرف اومد گفت: "بله سعيد؛ كارم داشتي؟‏"‏
گفتم: "يه نگاه به منبع پاييني بنداز؛ فكر كنم پشتش سوراخ شده...‏"‏
بعدش صبر كردم تا قشنگ بره پشت منبع گير كنه؛ بعدش از بالا شيلنگ تانكر آب رو گرفتم روش (فشار آب مثل فشار آب ماشين آتش نشاني‏!‏‏!‏‏!‏‏)‏
بدبخت موش آبكشيده هم نشد...بيشتر شبيه آب موش كشيده شد‏!‏‏!‏
خلاصه؛ از اونجايي كه ميدونم سخت تو فكر انتقامه؛ هر جا ميخوام برم گوشيمو تو يه پلاستيك ميپيچم كه اگه خيسم كردند؛ يهو نسوزه‏!‏
اصن يه وعضي داريم اينجا...شب ها كابوس ميبينم يكي داره آب ميريزه روم‏!‏ روزا هم اگه ببينم يكي يه ليوان آب دستشه؛ راهم و كج ميكنم‏ اون وري ميرم!‏
اصن يه وعضيه ها...