----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
***اندر احوالات من***
(مكالمه اس ام اسي من و مادرم)
مامانم: وقتي بچه بودي غذا نميخوردي؛ غذات رو خودم خوب ميجويدم؛ له له كه شد به زور ميكردم تو دهنت...
من ¤_¤ : چچچييي؟ حالا بزار برگردم؛ اگه تو غذات تف نكردم! حالا ببين...
مامانم: شنيدي؟ غضنفر هرچي ميگه ازدرددلش ميگه!
خخخخ غذاي تفي خور
من: خودتي خودتي خودتي خودتي خودتي خودتي...
مامانم: تازه يه چيز جالبتر بهت بگم؛ وقتي غذا رو تو دهنت نگه ميداشتي؛ با انگشت ميزدم پشتش حالت تهوع بهت دست ميداد مجبور ميشدي قورتش بدي ^_^
----------------------
من 0_0 هااان؟؟!!!...دوستان من چند دقيقه سكوت ميكن�
(به جون خودم عينا كپي-پيست كردم)