D

Dokhtar Shomaali

@m.moayyed · ۷۶ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

A
A1one ۱۳ سال پیش
پیام

امیـر جان:: فرمایشا میفرمایید!انتظار داری پسته بپاچم تو سایت آثارشم باقی بمونه؟ در چشم بر هم زدنی جمع شد اثری از پوستاشم مشاهده نشد!
دعـات میکنیم داداش...شک نکن...از ته دل!:)
حبیـب خان::دستت دردنکنه پسرم، افتخاره که تو پستامو میخونی، باشه دیگه، تبلیغاتم که نمیخوای باست کنم،می خواستم در ازاش ثبت نام شم، حداقل قسطیش کن شهریه رو،ای بابا..ندارم آقا ندارم!:دی
محمدرسـول خان جان::باشـــه داداش،باشـه، میکنم anالواحدA1oneالاول!خوبه ؟ راضیی ازم؟ خوب پس چند تومن دستی داری به من بدی میخوام شهریه حبیب خانو بدم!

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از فانتزیام اینه که یه شبانه روز دم در 4جوک وایستم کشیک بدم، وقتی یه دزد میاد فانتزی بچه هامونو بدزده قاطی کنم بهش بگم:
آی دزد فانتزی! کجااااااا؟ وایسا ببینم! شنیدی؟
خودم دیدم یواشکی، فانتزیمونو دزدیدی
تو صد سال سیاه بیاد، فانتزی دونیت خالیه
فقط کپی پیست بلدی؟ سرقتتم که عالیه
بازم اگه ببینمت، با لنگه کفش پاشنه دار
خرد و خمیرت میکنم، ارسال بشی به «اون دیار»
دلم میخواد یه روزی که، داری میای پُست بخونی
توی افق محو بشی، راه فرارو ندونی
انگاری دیگه رو شما، «تهدید» اثر نمیذاره
«تحریم» باید بشین شدید، جونتونو در بیاره
بعد ببینم زیادی تند رفتم. آقا دزده خیلی ترسیده و می لرزه. دلم براش بسوزه. لحنم رو ملایم کنم و بهش بگم:
تشریف بیار، خوشحال میشیم، رو چشم ما قدم بذار
مطلب بخون، لذت ببر، خنده ببر به یادگار
«ترویج روح شادی» بود، هدف ما روز نخست
«حق کپی برداری» هم، اینجا داری، آره، درست!
ولی یه چی یادت نره! جمع کنی هوش و حواسو
«فقط بیای لایک بزنی» فانتزیای عباسو...
آقا دزده که حالا حسابی تحت تاثیر قرار گرفته و اظهار ندامت میکنه، جوراب سیاه زنونه ای که رو سرش کشیده برداره و های های گریه کنه ولی همکارش که هنوز خیلی تحت تاثیر حرفام قرار نگرفته بهش بگه: «هیییی! بیا دختره رو ببریم تو سایتمون برامون شعر بگه.» منم با نگاهم بهش بگم: «بی فرهنگ بی نزاکت! تو فکر کردی من ذوقمو میفروشم؟ از جلوی چشمم خفه شو جنازه.»
لنگه کفشو پرت کنم سمتش، فرار کنه بره لابلای سایتها و وبلاگها محو بشه. اما آقا دزده که واقعا توبه کرده رسما عذرخواهی کنه. قضیه رسانه ای بشه اصلا. بعد بیاد 4جوک عضو بشه. همین جا پیش بچه های خودمون استعدادش شکوفا بشه واسه ی خودش فانتزی بنویسه طفلکی.

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

همه ی بچه های خوبی که انقدر بهم محبت داشتید تا حالا، سلام. اگه فکر می کنین که من محبتهای شمارو بی پاسخ میذارم خوب بعضیاتون درست فکر کردید چون من همیشه به اینترنت دسترسی ندارم. گوشیمم 4تا حرفو نداره و بعضی اوقات با سختی براتون پست میذارم. همین الآنم فقط واسه خاطر شما از خونه اومدم بیرون. ولی بعضیاتونم اشتباه می کنید اگه فکر میکنید جوابتونو ندادم. خوب بیچاره ها منم مثل شما پست تایید نشده دارم. ای بابا...
بهار58. اون دختری که 18 اسفند دم در افق دیدی من نبودم. من گیلانی ام عزیزم. ولی تو اگه جنوبی هم بودی از ارادت ما بهت کم نمیشد. ببین ما اگه بخوایم نفری یه قرون هم به تک تک بچه های اینجا که ازمون کوچیکترن عیدی بدیم، بیچاره میشیم.  «دکترا قبول بشی!»
A1one عزیزم من نمیدونم چرا اسم منو پیش بچه های قدیمی و معروف سایت میذاری. من خودم عنصر ناشناخته ام. تازه از راه اومدم. هنوز چمدونمو باز نکردم. «لایکت افزون باد!»
محمد جواد آدم قحطی بود به من افتخار کردی؟ برو به میرزا کوچک جنگلی و دکتر حسابی افتخار کن عزیزم. انقدم وسایل خونه تون رو خراب نکن. «سلامت باشی!»
عباس تو دیگه چرا از شعرم تعریف میکنی؟ تو که:
هیشکی مثل تو بلد نیست هم بخواد یک باشه هم بیست
کاری نکن تحت تاثیر محبتای معکوست قرار بگیرم. زغال قلیونتو بذارم کف دستت. شیلنگشو از این سوراخ گوشت فرو کنم از اون یکی گوشت بکشم بیرون. بعد با همون شیلنگ بزنم کبودت کنم. آخرش ورش دارم دور گردن خودم گره بزنم راحت بشم. چون زنده بمونم هم طرفدارات همین بلا رو سرم میارن. «انرژی و شادیت افزون باد!»
شوق پرواز لازم میدونم بهت بگم عزیزم منم زمانی یه مخاطبی داشتم که تنها چیز خاصی که داشت شرایطش و بیماریش بود. البته اون موقع هم کم سن و سال نبودم. داستانش تعریف کردن نداره ولی جون خودم خیلی اذیت شدم. خیلی! آخرشم فقط گفت: «به خاک مامانم شرمنده تم». ولی الآن تنهام و خیلی راحت ترم. «زنده باشی!»
در ضمن یه چیزی که خیلی وقته تو گلوم گیر کرده و اگه نگم غمباد میگیرم اینه که:
دوستای خوبم. من به عنوان یه دختر مانتویی گاهی احساس میکنم اینجا داره بهم توهین میشه. هیچ کدوممون با چند تا پست نمیتونیم ثابت کنیم که آدمای خوبی هستیم یا نه ولی حداقل اینو حواسمون باشه: توی فضای مجازی با این عظمت خیلی از صفحه ها بود که میتونستیم بریم ولی اینجاییم. قدر دخترایی که اینجا هستن رو بدونید. خواهشا با بعضی حرفا فراریشون ندین سمت جاهایی که نباید برن. «با سپاس فراوان!»

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از فانتزیای خیلی از 4جوکیا اینه که همایش 4جوک برگزار بشه. حالا تصور کنید:
همه دعوتیم. توی یه سالن خیییییلی بزرگ... صدای جمعیت... خنده... شلوغ پلوغی...
یهو چراغای سالن خاموش میشه و فقط یکی دو تا از چراغای سن روشنه. صدای موسیقی آرومی میاد و سالن غرق سکوته... یه دفعه یه نفر از پشت پرده از توی دود و مه، میکروفون به دست و قدم زنان میاد به سمت جلو...بچه ها که با دیدن دود و مه یاد خاطرات افق افتادن یه هورا میکشن و دوباره سالن ساکت میشه. اون آدم که حالا کاملا مشخصه که یه آقاست با کت و شلوار تیره و بلوز روشن شروع میکنه به خوندن:
یه روزیییییییی دنباااال یک دووووسسست، نه پیِ فریییب و بااازیییییی/ یه کلیک مااارو کشوندِش، سوی دنیاااای مجااازییییییی
انقده اینجا و اونجا، دنبال سایتا دویدی�
تا که خوش شانسی آوردیم، صفحه ی 4جوکو دیدی�
(همه با شنیدن اسم 4جوک هورا میکشن و کف میزنن..).
خواننده با لبخند ادامه میده:
پُره از متن قشنگو پیامای رنگارنگه
حرفشو میزنه هر کی، که دلش گرفته تنگه
جمله های عاشقانش،خونه کرد توی دلامون
خاطرات خنده دارش، خنده آورد رو لبامون
حالا دیگه کسی از ما، تک و تنها نمیمونه
یه جورایی سایت 4جوک، خونه ی دوممونه (تکرار بیت)
بیا این اسم قشنگو، روی ابرا بنِگاری�
بیا هر کجا که میریم، اسم 4جوکو بیاری�
همه ی سالن همصدا با خواننده:
بیا هر کجا که میییرییییم، اسم 4جوکووو بیااااارییییییییییییییی�
همزمان با تموم شدن موزیک چراغا روشن میشه. صدای کف و سوت. مجری میکروفون به دست: از آقای «سید مصطفی» بخاطر اجرای خوبشون ممنونیم... دست و هوراااا...خانمِ آقا سید مصطفی داره اشک شوق میریزه، بچه شون هم دستشو از دماغش میاره بیرون به باباش بای بای میکنه...
مجری ادامه میده: از آهنگساز؟؟؟ نوازنده؟؟؟ و ترانه سرا «دختر شمالی» هم تشکر میکنیم. بعد خانم صادقی میاد صحبت میکنه. ازمون بخاطر پستای خوبمون تشکر میکنه و میگه میخوان به بهترینها جایزه بدن.
کاندیداهای دریافت بهترین فانتزی ... و ... و ...
کاندیداهای دریافت بهترین پست عاشقانه...
بهترین خاطره ی خنده دار
و ...
انتخابات برگزار میشه. تا آرا شمرده بشه موقع بهترین قسمت برنامه یعنی پذیراییه. (هر کی هر چی دوست داره سفارش بده. مگر چیزای غیرمجازی مثل قلیون)
آخر برنامه جوایز اهدا میشه. جایزه ی ویژه هم یه پرایده با دو تا گونی پسته تو صندوق عقبش. رو هر پسته هم آرم 4جوک داره. جایزه ی ویژه رو که معلومه کی میبره. هر چی باشه زحمت کشیدم فانتزی نوشتم. ولی اون پسته ها رو از اونجایی که آدم نیکوکاری هستم دم در خروجی سالن می ایستم و یکی یه دونه به همه تعارف میکنم.( سلام از ماست. مرسی که تا آخرش خوندی. سال نو هم مبارک)

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

با تمام دلم می سرایم...
برای برادرانم!
***
گشتیم هر کجای زمین را دری نبود
در هم اگر که بود، ره بهتری نبود
بستید چشم پنجره ها را برویمان
دلتنگ تر ز خواهر تو خواهری نبود
این حرف را به دیده ی باور نگاه کن
وصف من است! قصه ی دیو و پری نبود
تن می کنم لباس سفید و بنفش و سرخ
باور کنید قصد من افسونگری نبود
مهلت بده تمام شود این غزل، بیا...
این هم نقاب، مشکل من روسری نبود
تلخ است روزگار تو نیز ای برادر�
آیین تو کرشمه و تن پروری نبود
پایان شعر را من و تو همصدا شوی�
«انصاف نیست، پاسخ ما توسری نبود!»

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

برای «نسل من»
خواهران سرزمین من
زنده زنده به گور نمی شوند
خواهران سرزمین من
حسرت نوازش نسیم را لای گیسوانشان به گور می برند
مادران سرزمین من کنیز نیستند
ولی دستشان بوی شنبلیله می دهد
بوی روغن و پیاز
بوی جرم گیر...
برادران من اسیر نیستند
بنده نیستند
برادران من توی کارخانه ها آب می شوند
به دنبال نان در اداره لال
در خیابان خراب می شوند
پدران سرزمین من
پشت زین اسب نیزه به دست غارت نمی کنند
پدران من توی مزرعه توی دستشان داس تیز هست
عرق روی پیشانی چروکیده شان فرصت استراحت نمی کنند
بچه های سرزمین من
آه... کوچک اند اما بچگی نمی کنند
***
عقده های کودکی
بوسه های زورکی
خنده ی دروغکی
قلب نسل من را شکست
آبروی نسل من را به باد داد
هر کجا که رفت پاسخ پرسشش همین کلام بود:
نسل بی دلیل! نسل ناامید!
***
خواهرم! برادرم!
هنوز هم به آتش من و تو گرم می شود
اجاق کلبه ی شکارچی لعنتی
ببین که خواهرت به تو
چگونه چشم دوخته
قوی و پرغرور باش
آی با توام صبور باش... نسل سوخته!
Dokhtar Shomaali

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

*هفت سین ویژه ی 4 جوکی*
نزدیک عید نوروزه، کینه تو دلها نکاری�
بیاین با همدیگه تو سایت، سفره ی هفت سین بذاری�
خانم مدیر محترم، سفره رو بندازید شما
بچه ها هستن همگی، باقیشو بسپرید به ما
«سید مصطفی» قرآن به دست کنار این سفره بشین
«khanum khanuma» آینه بیار همین جا بذارش زمین
«مسیحا» جان یه لطفی کن شمعدونارو بردار بیار
«yasi» خانم تو هم بیا شمعهارو تو شمعدون بذار
کبریت توی جیب کیه؟ یه وقت فراموش نکنی
آقا «کیان» اشتباهی شمعهارو خاموش نکنی!
«hilda» جان ممنونت میشیم، کاسه ی آبو بیاری
یک گل سرخ هم توی اون، جلوی آینه بذاری
ببینیم تنگ ماهی رو، کی میخواد اینجا بیاره
دست مریزاد «حبیب» آقا، ماهیاش هم حرف نداره
بگیم به مادر «امیر»، سمنو برامون بپزه
ببخشیدا زحمت داره، سمنوی خوب و خوشمزه
«lover» تو چند تا بوته سیر، برامون از شمال بیار
ظرف سفالی هم بگیر، سیرهارو توی اون بذار
«مرضیه» جان سبد سیب، منتظره تا بیاریش
«محمد رسول» یادت نره، سبزه رو اینجا بذاریش
سماق و سنجد رو میخوان، «مانی» و «شایان» بیارن
«یلدا» و «شوق پرواز» هم، سنبل تو گلدون بکارن
هفت سین ما کامل شده، همه به دورش بشینین
چه ذوق و چه سلیقه ای، شاهکارتونو ببینین
«عباس» آقا، آمار بگیر ببین کسی جا نمونه
«جوجه ی نقره ای» بیا، تنها نمونی تو خونه
جا زیاده همه بیاین، یه وقت نبینم رنجیدی
گله نکن ببخش اگه، اسمتو اینجا ندیدی
هیشکی غریبی نکنه، مخصوصا اعضای جدید
چقدر خوبه با همدیگه، اینجا نشستیم دم عید
راس راسی سایت 4 جوکم، خودش یه خانواده شد
عیدی خوب همینه که، به تک تک ما داده شد

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

برای «شایانsh_mo» که فکر کرد فراموشش کردیم:
تو خوب و ساده ای «شایان»، مگه میشه بری از یاد؟
همیشه فکر تو بودم، نگفتن کار دستم داد
همین پستهای تو ما رو، دچار سایت 4جوک کرد
به یادت بوده و هستیم، بزرگی کن نرنج ای مرد!
تشکر میکنم ویژه، واسه ارسال مطلبهات
ببیییین!!! اصلا نکن تردید، طرفدار داره این حرفات
مث «داریوش اقبالی»، تو نامبر وان و باحالی
بمون حتی اگه رفتیم، نذاری جات بشه خالی...
سلام. چند روزه میخوام تشکر کنم. تا دیرتر از این نشده میگم: «شایانsh_mo»، «داریوش اقبالی»، «سید مصطفی»، «عباس»، «مانی» و «امیر 21» عزیز، از پستهای بی نظیرتون صمیمانه سپاسگزارم. مخصوصا دو نفر اول که تا حالا ازشون نگفته بودم.
دوستان عزیزی که تا حالا حواستون به من بوده، ممنونم.
«حبیب» عزیز، از شعری که برام گفتی ممنونم.
«عباس» عزیز قابل نداشت.
«کیان» عزیز، من هیچ وقت شاعر نبوده و نیستم. تازه همین جا شروع کردم یه چیزایی واسه 4جوک میگم همین جوری دور همی خوش باشیم. همین.
برار یا خاخور (به گویش ما یعنی: برادر یا خواهر) عزیز گیلانی. من هم گیلانی ام. غریبی نکن. ولی مثل اینکه تعدادمون خیلی کمه.
من از الان نگران 4شنبه سوری ام. بچه ها لطفا مواظب خودتون باشید.

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
جوک

یه فانتزی دارم برات
که خععععععلی الکیه
تو حدّ تیم ملّیه!
*تو جاده ی رو به افق پریشون
از محو شدن تو مه بودم پشیمون
*قدم زنان دور و برم رو دید�
یهو به ماشین پراید رسید�
*سوار شدم راننده ش ناشناس بود
جوون و قد بلند و های کلاس بود
*با همدیگه از جاده ها گذشتی�
تو دود و مه دنبال را می گشتی�
*هی اومدیم تا به شمال رسیدی�
ریا نباشه پسته هم خریدی�
*کنار دریا بنزینش ته کشید
پیاده با من لب ساحل رسید
*قدم زنان پسته هارو می خوردی�
دل تموم مردمو می بردی�
*آب که به نزدیکی زانوم رسید
فانتزی قشنگم اصلا پرید
*طوولانی شد حوصله تون سر اومد
فانتزی هم اصلا به ما نیومد
***************************
"دختر شمالی" حقّتو بگیر زود
مقام قهرمانی حق تو بود!
* با ویژه هات توی دلا جا شدی
" دختر شایسته" ی اینجا شدی!!!

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

*ویژه ی دختر شمالی*
بذار یه مطلب جدید، ارسال کنم من براتون
به روز رسانی میشی زود، تکنولوژی تو حلقمون
جمعه ها آپدیت نمیشی، باز همه دارن هواتو
توی خماری میذاری، بدجوری خاطرخواهاتو
4جوک تو بهتر میدونی، چشم همه مونده به رات
کلاس ترک اعتیاد، بذار برای معتادات
" دختر شمالی" شعرشو، تقدیم میکنه به تو
خدا بگم چیکار کنه، مخترع اینترنتو!

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

"عباس" سمت خورشید نری، ذوب شدن برات بده
توی افق محو شدن، انگاری دیگه خز شده
بگم برای کچلیت یه معجون خوب بیارن؟
یا ببرنت کلینیک، روی سرت مو بکارن؟
موهات که خوشگل شده و از کچلی دراومدی
کنار دریای شمال منتظریم، نیومدی
زود چمدونو جمع کن و بپّا پراید یادت نره!
پسته هارم حتما بیار، اینجا آخه گرونتره!
به دور از چشم "جنیفر" و اون یارو"آنجلینا"
"سلنا" هم بپیچونو، تو فانتزیت شمال بیا (-:

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

بی اجازه از زبانD$D$D
بعد از تو هر آهی که کشیدم شد دود
از قول دلم خواهرم اینگونه سرود:
" در کُشتن هر حریق ماهر بود�
اطفای حریق دل چه ناممکن بود!"
****************************
بی اجازه از زبان "لابستر"
دلشوره های ممتد من بی حساب شد
امیدهای من همه نقش بر آب شد
دائم به عکس و خاطره ها غبطه می خور�
چشمان بی دروغ...چرا پس سراب شد؟

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

امشب دلم میخواد بگم، یه شعر تو فاز 4جوکی
یواش بگم! عاشقشم، این بود یه راز 4جوکی
هر کی داره غمی میاد پستشو اینجا میذاره
چقدر هوادار داره این، راز و نیاز 4جوکی
منم دلم تنگ شده بود، مختصر و مفید بگ�
میخوام گشادش بکنم با سور و ساز 4جوکی
«دختر شمالی» شعرشو فرستاده واسه شما
عرض سلام و احترام، دوستای ناز 4جوکی
(از دوستانی که شعر قبلیمو پسندیدن تشکر میکنم.)

D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

*ویژه ی دختر شمالی*
دلم خوشه به این همه اس ام اسای 4جوکی
همش بهونه میگیره واسه جوکای 4جوکی
"سِد مصطفی" تو فانتزیش چه کارا که نمیکنه
هر روز با "عباس" تو افق، سرگشته و پریشونه
"shey2nak" هم کُشته مارو با دختر همسایه شون
کاشکی میشد یواشکی یه روز برم دیدنشون
دوست"امیر21" هم هرکی باشه پیر نمیشه
فقط شکم درد میگیره، از خندیدن سیر نمیشه
همیشه استرس دارم که جایی آتش نگیره
یه وقت "کیان" پاش نسوزه، شیلنگ آبش نگیره!
مخاطبش رفته کجا؟ برم تا پیداش بکنم؟
یا که خودم بیام و هی، آتش نشان صداش کنم؟
*****
دوستِ مجازیِ عزیز تو از قلم نیفتادی
غصه نخور به یادتم، شاگرد منم تو استادی
"دشواریهای زندگی" جونو به لب رسونده بود
بسوی دنیای مجاز، همه مارو کشونده بود
الآن ماها با هم شدیم، همدیگه رو دیگه داری�
با کسی کاری نداریم، "فک و فامیله ما داریم؟"
دوستای خوب 4 جوکی، هر روز میام دیدنتون
فدای"خعععععلی" گفتن و "هییییی و هییییی" و خندیدنتون
"دختر شمالی" عضو شده، خوش اومده، خوش اومده
با ذوق و بامعرفته، هر کی الآن لایکو زده!!!