D
Dokhtar Shomaali ۱۳ سال پیش
پیام

با تمام دلم می سرایم...
برای برادرانم!
***
گشتیم هر کجای زمین را دری نبود
در هم اگر که بود، ره بهتری نبود
بستید چشم پنجره ها را برویمان
دلتنگ تر ز خواهر تو خواهری نبود
این حرف را به دیده ی باور نگاه کن
وصف من است! قصه ی دیو و پری نبود
تن می کنم لباس سفید و بنفش و سرخ
باور کنید قصد من افسونگری نبود
مهلت بده تمام شود این غزل، بیا...
این هم نقاب، مشکل من روسری نبود
تلخ است روزگار تو نیز ای برادر�
آیین تو کرشمه و تن پروری نبود
پایان شعر را من و تو همصدا شوی�
«انصاف نیست، پاسخ ما توسری نبود!»

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.