آرع،،،
مابودیم وقتی هیشکی نبودتواین بازی!!!!
بهش چسبیدیم عین چسب رازی!!!!
دیالوگ های ماندگار
مهران مدیری: می خواین پز بدین،خب بدین.ولی لطفا با همون خونه و ماشین شاسی بلند و موبایل و ویلاتون پز بدین.بچه هاتون رو وسیله ی پز دادن به این و اون نکنید.چون پسرعموش رفته تیزهوشان،بچه ی تو حتما نبایدبره.بچه رو با لوبیاچشم بلبلی بزرگ کردی.بعد با افسوس نگاش می کنی،میگی چی کم گذاشتم برات که تو تیزهوش نشدی.وایمیسته بالاسر بچه میگه بجنب دیگه جشنواره خوارزمی نزدیکه.یه چیزی اختراع کن جونت بالا بیاد.دو هفته دیگه عروسی داییته تورو به بقیه نشون بدم بگم چی.بچه هنوز وارد دبیرستان نشده،استرس تست زدن داره.چند وقت پیش بچه پانزده ساله ای سر جلسه امتحان به دلیل استرس و بالا رفتن ضربان قلب،ازدنیا رفت.
دورهمی3
میگویند گاهی عشق دو انسان نسبت بهم میمیرد. این درست نیست. عشق نمیمیرد، تنها اگر آنچنان که باید لایق و شایستهی آن نباشید، شما را ترک میگوید و میرود. عشق نمیمیرد؛ خود آدم است که میمیرد.
عشق به مانند دریاییست: اگر لایق آن نباشید، اگر باعث تعفن آن شوید، شما را به جایی پس خواهد زد تا بمیرید.
آدم که آخرش میمیرد، منتها من دلم میخواد غرق در دریا بمیرم...
#ویلیام_فاکنر
نخلهای وحشی
مهران مدیری:راجع به خود اشتغالی یه چیزی می گفتم،در مسئله ی خود اشتغالی سرعت و دقت خیلی مهمه.دیر بجنبی از بقیه ی خوداشتغالا عقب می مونی.مثلا اعلام شده که امروز سایت باز میشه و هموطنان برای فلان خودرو ثبت نام کنن.نمی دونم چرا معمولا سایت برای اونی که می خواد یدونه ثبت نام کنه که باهاش مسافرکشی کنه خرابه؟برای بعضیاکه بیست و پنج تا بخرن،بیارن آزاد تو بازار بفروشن،کار میکنه سایتشون؟یکی هرچی کلیک میکنه ارور میده میگه درحال حاضر امکان ورود به سایت مقدورنیست هموطن.یکی دیگه یه تاچ کوچولو میکنه،میگه خرید شما انجام شد بازم می خوای هموطن؟خلاصه که همه هموطنیم ولی بعضیاهموطن ترن.اگه جزء هموطن ترا نیستین،وقتتون رو پای این سایتا تلف نکنین.باز بگین مسئولین شغل ایجادنمی کنن.شغل از این بهتر؟سر برج سایت باز میشه ده تا ماشین میخره دونه چهل تومن،میاره بازار میفروشه چهل و هشت تومن.هشتاد تا میزاره جیبش میره ده در
دورهمی3.....خوداشتغالی
مهران مدیری:لیست بدهکاران میلیاردی بانک ها اعلام میشه.می بینی به به همه ی بر و بچ اسمشون توی لیست هست.پونصد میلیارد گرفته گفته پس نمی دم دلم می خوادپس ندم دور کمرم کلفته پس نمی دم.بعد یه حساب فزرتی می خوای تو بانک باز کنی،میگن هشت و دویست کارمزدش میشه.میگی من دویستی ندارم میگه نمیشه.آقای رئیس ایشون میگن دویستی ندارم.آقای رئیس میگه:اصلاً ما تمام حسابامون کنترل میشه همین یه دویستی فردا کل سازمان حسابرسی کشور رو به هم میریزه.می خوای منو بکشی بالای دار برو گمشو از بانک من بیرون.
دورهمی3
درویش:ببینم،بهت گفتم که خیلی دوست دارم؟
گرابز:نه نگفتی
درویش:خوبه،از این مسخره بازیآ خوشم نمیاد
کتاب"نبرد با شیاطین"
احساس مسئولین مدل های متنوعی داره.یعنی مثلا موقع گرفتن احساس مسئولیت می کنین.چایی باقلوا هم براتون میارن.موقع پس دادن میگن هو چته حالاخوب دزدیدن بردن دیگه.مال باخته هاهر روزمیرن به یه آدرسی میگن ببخشید:آقای دزد نیومده خودشو معرفی کنه.بهشون میگن نه هنوز.به طور کلی کلمه مسئول به معنی کسی که مورد سوال واقع میشه.سوالاتی که میتونه انتقادی باشه.سوالاتی که ازقبل طراحی نشدن وخدمت جناب مسئول داده نشدن.سوالاتی که همیشه از زبون خودی هامطرح نمیشن وگاهی غیر خودی ها رو هم شامل میشه.مسئول مسئولیت داره،وسوال کننده به پاسخ نیاز داره نه به سبوس.
دورهمی3.....احساس مسئولیت
یه روزی یه بارون واقعی میادو همه ی کثافطای توی خیابونو میشوره
راننده تاکسی فیلم
ربیت:هی سُل! تا حالا فکر کردی کِی میشه که آدم میگه:«لعنت به این زندگی» مثل وقتی که دیگه نمیتونی در این سطح زندگی کنی و مجبوری در این سطح زندگی کنی؟
سُل:آره ۷:۳۰ صبح،رفیق!
8mile
البته ما هم یه تابلوهایی توی مترو داریم که نشون میدن درحال حاضر قطارها تو کدوم ایستگاه ها هستن.بعد دایره قرمزمیرسه به ایستگاهی که وایسادی.ولی قطار نمیاد.همه اومدن خط زرد بادست اینجوری می کنن(دستاشون رو تکون میدن)که شاید ما قطارو نمی بینیم.این هست همزمان یکی از پشت بلندگو میگه: آقا نرو روخط قرمز بیا عقب بینیم بابا مگه با تو نیستم.کاپشن قرمز میام اونجا کشتمت ها.واسه بیست ثانیه تاخیر عذرخواهی می کنن نمی دونن سه تا قطار میاد ردمیشه هرچی هول میدی جا نمیشی.اگه دقت کرده باشین،درهر ایستگاه چند تاآدم نصفه نشستن.منتظرن نصف دیگشون با قطاربعدی بیاد،که برن سرکار
مهران مدیری....دورهمی3
همیشه اون چیزهایی که ما عاشقشون هستیم،ما رو نابود می کنند
دیالوگ بازی تاج و تخت
فضای مجازی که اومد کارمون راحت شد.تصورکنید اگراین میزان ابتذال در فضای واقعی وجود داشت،زندگیامون چه شکلی می شد؟توی مترو می پرسیدی،ببخشیدایستگاه دروازه شمرون کدومه؟یارو می گفت:ببندگوعاله رو.بغل دستیش می گفت:تورو چه به دروازه شمرون آخه سیرابی.یکی دیگه از اون ته می گفت:آقایون ازدحامه من نمی تونم بیام جلو یدونه از طرف من با آرنج بزنیدتوگیجگاه اونی که پرسید دروازه شمرون کجاست.بعد راننده قطار،میکروفونو برمی داشت می گفت:لعنت بر اون فلان فلان فلان شدت،که یه دروازه شمرون به تو یاد نداد.این می شد شکل واقعی فضای مجازی.
دورهمی3......ابتذال
یک هیئت معترض وعصبانی،رفتند پیش رئیس شورای شهر و گفتن برنامه چیه آقای محترم برای رفع آلودگی هوا .این اتفاق افتاده.رئیس گلو شو صاف کرد و گفت،:جای مردان سیاست،بنشانید درخت تا هوا تازه شود.یه شعر لطیفی ایشون گفتن.یعنی بعد از بیست دقیقه چنان فضا ادبی و لطیف شد در شورای شهر که اصن یادشون رفت که برای چی اومدن اونجا هیئت معترض یکیشون داشت دف می زد.یکی دست به سنتور بود.رئیس هم چشماشو بسته بود و انگشتا دم گوش.چه چه می زدن:با من صنما دل دل دل یک دله کن
مهران مدیری....دورهمی3
مجری:آقای همساده هیچوقت نگفتی شغل شما چیه؟
آقای همساده:بنده تاجرم!
مجری:تجارت میکنین؟!
آقای همساده:نع آقو هر روز زیر فشار زندگی تا میشم جررر میخورم! :/
*-*Mr.hamsad
مهران مدیری:دیدین اینایی که احساس مسئولیت دارن،از در ودیوار براشون میاد؟میره تو مترو میبینه یه صندلی خالی.انگار دنیارو بهش دادن.تا میشینه،پیرترین مردجهان میاد جلوش.این با وجدان خودش درگیرمیشه.اول با خودش میگه که:پا نمیشم.توهمین فکراست،که ترمز میکنه قطار استخوان ساق پای پیرترین مرد جهان میزنه بیرون.میخوره زیر چونه ی این.سریع چهار دست و پا میره کف واگن تا پیرمردبشینه.ازمترو میره یه ساندویچ بخوره.سه تا بچه میان از پشت شیشه نگاه میکنن.سعی میکنه محل نزاره میبینه صدای قار و گور شکمشون رو میشنوه میبینه خود صاحب ساندویچی اومده بالا سرش داره نگاه میکنه اونم گشنست.
ذورهمی3....احساس مسئولیت
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 81356
کل بازدید: 534665083










