دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

هواداران 4جوک

  204943

خنجری سازم نیشش ز فولاد زنم بر فورجوک تا واحد ها گردد پاس!

  204925

فکر کنم دارم میمیرم
به شکلی بس عجیب هر پستی میزارم توی 4جوک تایید میشه :|

  204917

‏"به نام چشماش‏"‏
مورد داشتیم دختره تو گوگل سرچ کرده ‏3جوک،‏ دیده غیرمرتبط میاد بالا ،‏ سرچ کرده ‏2جوک ،‏ باز نتیجه ای نگرفته زده 1جوک_
هیچی دیگه پرنده های جستجوگر گوگل نتونستن بهش بفهمونن ‏4‏ یعنی برای ‏‏_ الانم گوگل از دسترس ایرانیا خارج شده ‏،‏ منم از یاهو4جوکو اوردم بالا ‏‏‏‏_ تازه با وب کم تستم کرده که دختر نباشم ‏،‏ شده جز قانون ‏
اساسی شون ‏‏^‏‏_‏‏_‏‏_‏‏_‏‏_‏‏^ ‏ ‏،‏ بنده خدا تو گوگل دنبال نسخه های قدیمی ‏4جوک میگشته.

  204824

صد در صد واقعی.....
.
.
ساعت 10:17 شب........من پای 4جوک..........تشنه‏ ام بود شدید......منتظر بودم اذان و بگن بعد برم آب بخورم!!!!!! تازه بعدش که فهمیدم بابا دو ساعت پیش بوده بازم از پا 4جوک بلند نشدم!!!!.......

....یه آب سرد کن با چایساز و قهوه ساز تو 4جوک بذارین برا بعد افطار...زولبیا و بامیه فراموش نشه :)

  204822

مورد داشتیم یکی 4 ساله تو فورجوکه ولی تا حالا یاد نگرفته چطوری مطلب بفرسته!!!!!
مدیونید اگه فک کنید تا حالا سعیشو نکرده ها! و بیشتر مدیونید اگه فکر کنید من بودما!!!
و در اخر امروز موفق شدم !!!!!
واسه کنکور هم اینقد تلاش نکرده بودم..............

  204819

دوستان عزیز ببخشید زیاد توی 4jok نیستم
با تیم مذاکره کننده وين هستم
مذاکرات به اوج خودش رسیده
حسابی مشغولم.
فعلا داریم متن نهایی رو می نویسیم.
همه سلام میرسونن :)

  204166

کاش فقط یک روز من و تو
.
.
.
.
.
.
من و تو ...
.
.
.
.
.
بقیشو نمیدونم دیگه زیاد به مغزم فشار اوردم گشنم شد
خودتون ادامه بدین



خودمΘ_Θ

  203861

....داستانی زیبا از کتاب سوپ جو که با بیش از ۳۴۵میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و ادامه دارد...
ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن
موقع من 9-8 ساله بودم. یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود. من قدّم به تلفن نمی‌رسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم.
بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه‌کس می‌داند. او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.
نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایه‌مان رفته بود.
من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی می‌کردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم. درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند.
انگشتم را در دهانم می‌مکیدم و دور خانه راه می‌رفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد.
به سرعت یک چهارپایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.
و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:
«اطلاعات بفرمائید»
من در حالی که اشک از چشمانم می‌آمد گفتم «انگشتم درد می‌کند»
«مادرت خانه نیست؟»
«هیچکس بجز من خانه نیست»
«آیا خونریزی داری؟»«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد می‌کند»«آیا می‌توانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»«بله، می‌توانم»«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه می‌کردم ...مثلاً موقع امتحانات در درس‌های جغرافی و ریاضی به من کمک می‌کرد. یکروز که قناری‌مان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. او به حرف‌هایم گوش داد و با من همدردی کرد. به او گفتم: «چرا پرنده‌ای که چنین زیبا می‌خواند و همۀ اهل خانه را شاد می‌کند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»و به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»من کمی تسکین یافتم. یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند. یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.
«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانه‌مان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.
من کم‌کم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم. غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می‌افتادم. راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می‌گذاشت. چند سال بعد, بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.

  203331

درسته که ما روزه نمی گیریم ولی اونقدر ها هم کافر نیستیم که جایی واسه افطار دعوتمون کردن نریم.
منتظرتماس سبز افطار های شما هستیم

  203276

عارفی را گفتند: خداوند را چگونه می بینی،گفت:
آنگونه که همیشه می تواند مچم را بگیرد امّا دستم را میگیرد .

  203148

بعد بازی ایران و امریکا سایتای اجتماعی رو پر کردیم از این که ما چقدر داغونیم که اونا به ما احترام گداشتن و تا اذان آب نخوردن ،
اونا برامون ارزوی مرگ نمیکنن و ما چقد بدیم ک حتی سرود کشورشونم پخش نکردیم
ولی یادمون باشه ما برای استقبالشون خیلی محترمانه رفتیم و با گل پذیراشون بودیم
در اختیارشون سالن خالی گذاشتیم چون کسی رو موقع تمریناشون راه نمیدادن
نه ! راست میگین اونا هیچ وقت نگفتن مرگ بر ایران !!!
صلاح کشیدن و به جنگ ایران اومدن !!
پدرهای این سرزمین و پسرهای این سرزمین را کشتند و عین خیالشان نیست !
اینه تفاوت ما !
تروخدا با این حرفا کشور رو زیر سوال نبریم
بیاین با آگاهی صحبت کنیم ... فقط همین !

  202806

سلام
دیروز مامانم اینا داشتن فرش میشستن بهم گفتن آرمیتا تو که کمک نمی کنی برو غذا رو آماده کن.عاقا سفره رو انداختم همه نشستن پای سفره منم که جو گرفته بودتم گفتم شما خوردنو شروع کنید من سالاد درس کنم.خیلی سریع سالادو آماده کردم خواستم نمکدونو بیارم دستم خورد به جای ادویه ها همه افتادن شکستن،این هیچ خ استم ادویه هایی ک ریخته بودو با دستمال تمیزکنم شتتتررررق دستم خورد به قوری اونم شکست.بابام گف فدای سرت داداشم چن تا فوش بهم داد.حالا سالادو آوردم انقد شور بود همه کبدشون زخم شد.داداش کامران الآن میدونم مورد عنایت قرار گرفتن با دمپایی ابری خیس از طرف مامان چقد دردناکه.
من::-[:-[

  202748

**m@hssss**

خیلی اتفاقی 4جوکو پیدا کردم.اولش تفریحی بود کم کم معتادش شدم!
ب لطف دوستان خیلی وقتا خندیدم...خیلی وقتام بغض کردم..و خیلی وقتا فکر کردم....
دوستای خوبی پیدا کردم ک البت الان چن وقته ازشون بیخبرم و بشدت دلتنگشونم!
تقریبا عکس همه ی بچه معروفای سایتو دیدم ک باعث بسی خرکیفی شد!!
خلاصش اینکه:ایول ایوله ایول فورجوک ما یله ایول!!
یکی از بچه ها ب اسم*شادمهری ام*تو 2تا پستش خعلی ب من لطف داشته ک واقعا ازش ممنونم.

  202630

4 جک جان:|

امتحاناتت تموم شد اَیژم؟ /:

من هنوز امتحاناتم مونده هاااا :|

نمیتونم ک نیام اینجا

اونوخ چ خاک اره ای کنم تو سرم O;

  202448

آخیش تموم شد این غم دوری از4جوک ولی 4جوک جان لطفا دیگه سر امتحانا سایتو مسدود نکن مگه همه امتحان دارن؟؟؟
خسته شدیم دیگه از بس جوک نخوندیم
اصن اگه یه بار دیگه مسدود کنی میام برات!!!